به گزارش اطلاعات آنلاین، شهبازیان از جمله موسیقیدانانی بهشمار میرفت که از همان دوران کودکی، فضای خانه برای او به مدرسه موسیقی بدل شده بود، چرا که پدرش، حسین شهبازیان، خود نوازنده ویولن و از شاگردان خوب ابوالحسن صبا محسوب میشد. شهبازیان در روایتهای خود همواره بر این نکته تأکید داشت که موسیقی در خانواده شان نه یک تفنن، بلکه یک روال روزمره بود؛ از همین رو پیش از آنکه الفبا را بیاموزد، گوشش با نغمهها و کوکهای دقیق آشنا شد. او بعدها با تشویق و راهنمایی مستقیم پدر، مسیر یادگیری را در هنرستان عالی موسیقی زیر نظر استادانی چون سرژ خوتسیف و لوئیجی پاساناری طی کرد تا به قول خود، هندسهای دقیق از نتها را برای بیان احساسات درونی اش بیابد.
همین نگاه دقیق و کمال گرایانه، در بزنگاههای حرفه ای او نیز نمود داشت. شهبازیان همواره تعریف میکرد که در جلسات ضبط، به نوازندگانش گوشزد میکرد که صرف اجرای درست نتها کافی نیست؛ او معتقد بود نوازنده باید موسیقی را زندگی کند، نه آنکه تنها مجری علائم روی کاغذ باشد. این وسواس ستودنی، در همکاری های او با بزرگان ادب نیز مشهود بود. یکی از درخشانترین برگهای کارنامه او، همکاری با احمد شاملو در مجموعه صدای شاعر در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. شهبازیان روایت میکرد که چگونه شاملو، با وجود گارد ذهنیاش نسبت به موسیقی سنتی وقت، چنان تحت تأثیر تنظیمهای شهبازیان قرار گرفت که او را به عنوان یاری برای کلام خود برگزید؛ چرا که میدید شهبازیان موسیقی را نه برای خودنمایی، که به مثابه بستری برای جلا بخشیدن به کلام شاعر به کار میگیرد.
شهبازیان موسیقی را فراتر از یک سرگرمی و ابزاری برای تعالی عاطفی جامعه میدید. او معتقد بود موسیقی اندیشمندانه هویت بخش است و ملودی، شناسنامه هر اثر؛ که اگر با تنظیمی فاخر همراه شود، در حافظه جمعی ماندگار خواهد شد. مسیر حرفهای او با عضویت در ارکستر سمفونیک تهران در ۱۷ سالگی آغاز شد و با همکاری در ارکستر برنامه گلها و بعدها رهبری ارکستر سمفونیک رادیو در سال ۱۳۴۵ به اوج رسید. شهبازیان که دانش آموخته دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود، در دهه ۶۰ آهنگسازی فیلم را پی گرفت و با تلفیق درخشان موسیقی ملی و ارکسترال، آثاری چون موسیقی فیلم های شیر سنگی و هیوا را خلق کرد.
تعهد او به موسیقی تا آخرین لحظات زندگی جاری بود؛ چنان که در فروردین ۱۴۰۰، با وجود شکستگی دست و لگن هنگام ضبط موسیقی سریال یاور، حاضر نشد پیش از اتمام بخشهای ضروری، کار را رها کند. این هنرمند بزرگ که در سال های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ رهبری ارکستر ملی ایران را بر عهده داشت، سرانجام در ۲۲ دی ۱۴۰۳ به دلیل بیماری ریوی درگذشت. حسین علیزاده او را برادر بزرگتر و تکیهگاهی محکم میخواند و هوشنگ کامکار آثارش را چنان استوار میدانست که تا ابد در حافظه فرهنگی ایران جاودانه خواهند ماند.