سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
نظرات: ۰
۰
-
[عبدالوهاب فراتی] سقوط یک هژمونی

وقتی ترامپ پس از سرنگونی آپاچی سی و پنج میلیون دلاری خود در خلیج‌فارس فریاد زد، کمتر کسی گمان برد این خشم صرفاً نظامی است.

او از چیز دیگری می‌ترسید: از پایان روزگاری که آمریکا بدون چالش تصمیم می‌گرفت و دیگران تنها اجرا می‌کردند. سقوط آن بالگرد، سقوط یک هژمونی بود. ایران آخر هفته گذشته در کمتر از ۷۲ ساعت دو واقعیت جدید را بر پیکره نظم کهنه غرب آسیا نشاند.

نخست، حمله به عمق سرزمین‌های اشغالی، تصور امنیت مطلق اسرائیل را در هم شکست. برای نخستین بار، معادله «ما می‌زنیم، شما سکوت می‌کنید» واژگون شد. اکنون هر اقدامی، پاسخی به دنبال دارد.

دوم، واشنگتن عادت داشت از بالا به پایین چانه بزند. ایران اما با تکرار «نه»، نشان داد دیگر تابع نظم تحمیلی نیست.

پاسخ به ۲۱ هدف آمریکایی در بحرین و اردن، پیام روشنی بود: دفاع منفعلانه به پایان رسیده، عصر بازدارندگی تهاجمی آغاز شده است. کاخ سفید فهمید که دیگر در مرکز معادلات نمی‌نشیند. منطق دیروز ترکیبی بود از دلارهای نفتی و پایگاه‌های نظامی. اما منطق امروز چیز دیگری است: نظمی که محور آن ایران است؛ امنیت جمعی، نه هژمونی فردی. تحلیلگران غربی نیز اعتراف می‌کنند که خلیج فارس دیگر آن سلسله‌مراتب ساده با محوریت واشنگتن را ندارد.

منطقه به جایی رسیده که دیگر کسی منتظر اجازه آمریکا نمی‌ماند. از همین رو، سقوط بالگرد صرفاً یک حادثه فنی نبود. نماد این حقیقت بود: قدرت آمریکایی به جایی رسیده که دیگر نمی‌تواند فرمان دهد شاید همین موجب شد تن به توافق و مذاکره بدهد. آنچه امروز در غرب آسیا می‌گذرد، آزمون سلاح نیست؛ ظهور نظمی است که در آن، حرف آخر را کسی می‌زند که می‌تواند هزینه تحمیل کند و از خط خود عقب نکشد.

سقوط آن آپاچی، آغاز فروریختن یک هژمونی بود و اعلام ناگهانی ترامپ مبنی بر دستیابی به توافق به همین موضوع ارتباط داشت.حالا پس از اعلام توافق اولیه، باید منتظر تحولات تازه بود اما بی گمان، تاریخ از روز سقوط آپاچی به عنوان یک نقطه عطف یاد خواهد کرد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی