به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، والدز، که کلمه «پنیر» را با عشق بر ساعدش خالکوبی کرده، منویی چند مرحلهای تدارک دیده که هر بخش آن روایتگر فصلی از زندگی پرآشوب و عاشقانه کالو است. پیشغذا با الهام از شیفتگی فریدا به انقلاب، برداشتی از «پیروشکی» روسی است، اما ستاره این ضیافت، غذای اصلی است: «فریدا علیه جهان». این غذا، فلفلی شکمپر و آتشین است که در میان سسی مغزدار سرو میشود؛ سسی که یادآور طعمهای خانگی در روزهای ازدواج فریدا و دیهگو ریوراست.
والدز با شجاعت میگوید: «میخواستم غذا تند، آتشین و پرشور باشد؛ درست مثل زندگی خود فریدا. نمیخواستم در آشپزی محتاط باشم، همانطور که او در هنرش نبود.»
این تجربه آشپزی، پلی است میان «کاسا آزول» (خانه آبی) و استودیوهای مدرنیستی کالو؛ جایی که زمانی فریدا با سهپایهای مخصوص، در حالی که بر پشت خوابیده بود نقاشی میکشید، حالا الهامبخش سرآشپزانی است که میخواهند روح سرکش او را در طعمها بازتولید کنند. برای والدز و همکارانش، هر ماده غذایی، رنگی است برای بازسازی تابلوهای کالو؛ همانطور که او در آخرین اثرش، «زندهباد زندگی»، هندوانهها را با چنان عشقی به تصویر کشید که گویی زندگی را در گوشت سرخ میوه احیا میکند.
این پیوند هنر و آشپزی، به ما یادآوری میکند که هنر کالو در هیچ چارچوبی محدود نمیماند. چه در بومهای نقاشی باشد، چه در لباسهای رنگارنگ «تِئوانا»، و چه در بشقابهای تند و پرادوی مکزیکی؛ فریدا کالو همچنان مانند یک موشک در حال اوج، در میان قلبها و سفرهها میچرخد و به ما میآموزد که چگونه حتی در دل دردهای بیپایان، میتوان زندگی را به ضیافتی از طعم و رنگ تبدیل کرد.
فریدا کالو، نقاش برجسته مکزیکی (۱۹۰۷–۱۹۵۴)، زندگی خود را به مثابه یک اثر هنری دردناک و در عین حال باشکوه خلق کرد. او که در کویوآکان مکزیک متولد شد، در کودکی به بیماری فلج اطفال مبتلا شد و در ۱۸ سالگی با تصادف هولناک تراموا، دچار جراحات شدیدی شد که تا پایان عمر گریبانگیرش بود و بیش از ۳۰ عمل جراحی را به او تحمیل کرد. این رنجهای جسمانی و ناتوانی در مادر شدن، هسته اصلی هنر او را شکل داد و سبب شد او نقاشی را به تنها پناهگاه خود تبدیل کند.
ازدواج طوفانی و پر از کشمکش او با «دیهگو ریورا»، نقاش بزرگ دیوارنگار، بخش جداییناپذیری از زندگی او بود؛ رابطهای که هم منبع الهام و هم عامل شکنجههای روحیاش شد. کالو در آثارش، به ویژه خودنگارههایش، مرز میان واقعیت و سوررئالیسم را از بین برد و با استفاده از نمادهای بومی مکزیکی و استعارههای درد، دنیای زنانه، سیاست و هویت ملی را با نگاهی پیشرو و رادیکال به تصویر کشید؛ هنرمندی که با درهمآمیختن تراژدی و زیبایی، نام خود را به عنوان یکی از تاثیرگذارترین اسطورههای تاریخ هنر مدرن جاودانه کرد.