به گزارش اطلاعات آنلاین، بهرنگی در خانوادهای تهیدست در تبریز زاده شد و با تکیه بر تلاش فردی، به قول خودش چون قارچی که هر کجا نمی مییافت از آن برای رشد خود بهره برد تا توانست در تاریخ ادبیات ایران جایگاهی برای خود فراهم کند. او که از هجده سالگی آموزگاری در روستاهای آذربایجان را آغاز کرده بود، خیلی زود دریافت که نظام آموزشی وقت با نیازهای واقعی کودکان این مناطق فاصله زیادی دارد.
بهرنگی منتقد سرسخت کتابهای درسی بود چرا که بر این باور بود که این کتابها برای زندگی شهری نوشته شدهاند و نویسندگان آنها هیچ درکی از شرایط سخت زیست روستایی در زمستانهای سرد آذربایجان ندارند از این رو تلاش کرد به جای حفظ کردن طوطیوار مطالب، کودکان را به یادگیری واقعی و تفکر نقادانه ترغیب کند. جنبه برجسته شخصیت او، پیوند عمیق با فرهنگ عامه بود.
او با جمعآوری داستانهای فولکلوریک آذربایجان، گنجینهای از ادبیات شفاهی را ثبت کرد و با ترجمههای خود، پلی میان زبان ترکی آذربایجانی و فارسی ساخت. آثار او نظیر «ماهی سیاه کوچولو» و «اولدوز و کلاغها» که فراتر از قصه نمادی از روحیه جستوجوگری و مبارزه با ناآگاهی بودند به مذاق جامعه مبارز آن زمان بسیار خوش آمد. اگرچه او در فضایی از تلاطمهای فکری و گرایشهای معمول چپ آن دوره سیر میکرد، اما آنچه نوشتههایش را ماندگار کرده نه این دیدگاهها که تواناییاش در سادهنویسی مفاهیم عمیق انسانی برای کودکان و ستایش عدالت است.
جالب آنکه نگاه صمد بهرنگی تنها محدود به رویکردهای ایدئولوژیکش نبود؛ او به آیینهای مردمی و باورهای مذهبی جامعه نیز بیتوجه نبود و با شناخت دقیق از زیست مردم سرزمینش، حتی در ستایش آیینهای سوگواری نظیر تاسوعا و عاشورای حسینی، اشعار و نوحههایی نیز سروده است که نشان از عمق تعلقخاطر او به فرهنگ عامه و اعتقادات اصیل مردم منطقه دارد.
مرگ او در شهریور ۱۳۴۷ در رود ارس، همچنان در هالهای از ابهام و روایتهای متناقض باقی مانده است. عدهای آن را حادثهای طبیعی به دلیل ناآشنایی او با فن شنا میدانند و عدهای دیگر، با توجه به فضای سیاسی آن دوران، آن را مشکوک تلقی کردهاند؛ هرچند این شایعات اغلب در فضای روشنفکری آن زمان برای اسطورهسازی از چهره او پرورانده شد.
اما هر چه هست صمد بهرنگی امروزه بیش از آنکه به عنوان یک مبارز سیاسی مطرح باشد، به عنوان معلمی فداکار و نویسندهای شناخته میشود که با عشق به کودکان و با هدف بهبود آموزش در مناطق کمتر برخوردار، قلم به دست گرفت. آرامگاه او در گورستان امامیه تبریز، با عبارت «دوست ازدسترفته بچهها» بر سنگ مزارش، همواره یادآور میراث ادبی ماندگاری است که او برای ادبیات کودک ایران به یادگار گذاشت؛ نویسندهای که همواره تلاش کرد صدای پابرهنهها باشد و به کودکان بیاموزد که در برابر سختیها ایستادگی کنند.