به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ورایتی، کافمن در دفتر مرکزی استودیوی افسانهای خود در لانگآیلند نیویورک، در حالی که میان تماسهای بینالمللی و مدیریت پروژههای متعدد در رفت و آمد است و به سوالات دستیاران جوانش پاسخ میدهد، نگاهی به نیمقرن فعالیت میاندازد. کافمن با شوخطبعی میگوید: «راجر کورمن مرده، توبی هوپر مرده؛ دیگر به چه کسی میخواهند جایزه بدهند؟ فقط من باقی ماندم!»
کافمن استودیوی «تروما اینترتینمنت» را در سال ۱۹۷۴ به همراه مایکل هرتز تأسیس کرد؛ استودیویی که امروز قدیمیترین استودیوی مستقل تاریخ سینما محسوب میشود. تروما با تمرکز بر فیلمهای کمهزینه ترسناک و کمدی، و با تکیه بر اغراق، هجو و ساختارشکنی، سبک خاص خودش را ساخت. این استودیو سکوی پرتاب چهرههای بزرگی نظیر جیمز گان، الیور استون، ساموئل ال. جکسون و کوین کاستنر بوده است.
کافمن میگوید: «تروما شرکتی مخاطبمحور است. دلیل بقای ما، علاوه بر مدیریت مایکل هرتز، این است که طرفداران ما از همان ابتدا جوان و پذیرای نوآوری بودهاند.» او یادآوری میکند که تروما همیشه پیشرو بوده؛ از ورود زودهنگام به دنیای دیویدی و نوارهای ویدیویی گرفته تا راهاندازی پلتفرم استریم «تروما ناو». به گفته او، حالا برای اولین بار در ۵۳ سال گذشته، آنها دید روشنی از شش ماه آینده دارند و میدانند میتوانند از پس هزینهها برآیند.
وقتی از کافمن درباره آینده این صنعت پرسیده میشود، میگوید: «از شواهد چنین پیداست که هالیوود جریان اصلی دوام چندانی نخواهد داشت؛ مدیران کتوشلواری که در خانههای خالی بزرگ پرسه میزنند و در رستورانهای لوکس بدون هویت خودنمایی میکنند، دیگر درکی از نبض مخاطب ندارند.»
او ادامه میدهد: «اگرچه در دورانی از دموکراسیِ اواخر عمر سرمایهداری هستیم، اما معتقدم یک جوان همچنان میتواند موفق شود. نکته مثبت این است که امروز میتوان با ۲۰۰۰ دلار یک فیلم عالی ساخت. شان بیکر، برنده جایزه اسکار، در سال ۲۰۰۴ فیلمی درباره یک پیک موتوری مهاجر ساخت که بسیار جلوتر از زمان خود بود. او با فیلم "نارنجی" (Tangerine) ثابت کرد که با گوشی موبایل هم میتوان فیلم ساخت. نکته اینجاست: اگر کسی بتواند بخواند و بنویسد، میتواند چیزی خلق کند.»
جالبترین بخش صحبتهای کافمن به تأثیر تروما بر ژانر ابرقهرمانی بازمیگردد. او که در دانشگاه ییل با «مارول کامیکس» و استن لی آشنا شده بود، یادآوری میکند که استن لی در مقدمه یکی از کتابهایش نوشته بود: «همانطور که اسپایدرمن چهره جدیدی به کمیکهای ابرقهرمانی بخشید، فیلم توکسیک اونجر (محصول ۱۹۸۴) نیز چنین کاری را با سینما کرد.» کافمن با اطمینان میگوید: «فکر میکنم سینمای مارول از دل دنیای تروما سربرآورد.»
کافمن همچنان با قدرت به کار خود ادامه میدهد و در حال کارگردانی جدیدترین فیلمش با عنوان «قدرت قتل مثبت» است؛ اقتباسی (بسیار آزاد) از رمان کلاسیک «جنایت و مکافات» داستایوفسکی که در مراحل پایانی فیلمبرداری است. او میگوید: «داستان جوانی است که در آمریکا رویای آمریکایی را باور کرده اما حالا چه کار میتواند بکند؟ خب، باید صاحبخانهاش را بکشد! (میخندد). این یک فیلم نهیلیستی است و برای اینکه مطمئن شویم سود نمیکند، آن را سیاه و سفید فیلمبرداری کردیم.»
کافمن در پایان با همان فروتنیِ طنازانهاش میگوید که مطمئن نیست استعداد هنری خاصی داشته باشد، اما معتقد است یک مهارت کلیدی دارد: «آنچه ما داریم، استعداد "تشخیص استعداد" است. این ویژگی و همچنین گوش دادن به نسل جوان، به جای کسانی که همه میگویند باید به آنها گوش داد، به ما کمک زیادی کرده است. فکر میکنم این توصیه خوبی باشد.»