به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از هالیوود ریپورتر، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی به تازگی با تغییر قوانین بخش «بهترین فیلم بینالمللی» (که پیشتر بهترین فیلم زبان خارجی نام داشت)، تکانی به این بخش پرحاشیه داده است؛ قانونی که از این پس نام کارگردان را به جای نام کشور روی تندیس طلایی حک میکند. اما برای درک اهمیت این جایزه، باید به سال ۱۹۳۷ سفر کرد؛ زمانی که فیلمهای زیرنویسدار در آمریکا حکم یک موجود زنده ناشناخته و عجیب را داشتند و تماشاگر آمریکایی حوصله خواندن متن روی پرده را نداشت. در چنین اتمسفری، یک شاهکار ضدجنگ فرانسوی به نام «توهم بزرگ» (La Grande Illusion) به کارگردانی ژان رنوار، بدون حمایت استودیوهای بزرگ هالیوود، نفوذی تاریخی را به قلب اسکار رقم زد و نامزد جایزه بهترین فیلم شد.
در سال ۱۹۳۸، ژان رنوار هنوز کارگردانی نامآشنا در سطح جهان نبود و منتقدان آمریکایی او را صرفاً به عنوان «پسر آگوست رنوار، نقاش معروف امپرسیونیست» میشناختند. فیلم او داستان دو خلبان فرانسوی با بازی پیر فرسنی و ژان گابن را روایت میکرد که در جریان جنگ جهانی اول به اسارت یک ارستوکرات پروسی درمیآیند. فیلمی جنگی که در تبلیغاتش با شجاعت نوشته شده بود: «یک داستان جنگی بدون حتی یک صحنه جنگی!»
برای اینکه این فیلم بتواند از سالنهای کوچک هنری خارج شود و به سینماهای زنجیرهای بزرگ آمریکا راه پیدا کند، نیاز به مجوز «کد تولید هالیوود» داشت. سانسورچیهای هالیوود بلافاصله دست به کار شدند و خواستار حذف چند صحنه شدند؛ از جمله صحنه لمس لباس زیر ابریشمی توسط یک زندانی، استفاده از کلمه «لعنتی» و متلکهای نژادی و ضدیهودی میان دو شخصیت اصلی. اروین شاپیرو، توزیعکننده فیلم، با حذف چند مورد موافقت کرد اما توهینها را نگه داشت تا در نهایت فیلم مجوز اکران سراسری را بگیرد و ۲۷ هفته متوالی در نیویورک روی پرده بماند؛ رکوردی که غولهای هالیوود را شگفتزده کرد.
واکنش گوبلز
پیام صلحطلبانه فیلم دقیقاً در آستانه جنگ جهانی دوم و شب بلورین نازیها (ماجرای آزار و اذیت یهودیان) به گوش جهان رسید. در حالی که انزواطلبان آمریکایی (American Isolationists ) فیلم را پادزهری برای هیستری جنگ میدانستند، نازیها به شدت خشمگین شدند. با فشار آلمان نازی، اکران فیلم در ایتالیا ممنوع شد. تکاندهندهتر اینکه در سال ۱۹۳۸ و همزمان با ورود نیروهای ضربت نازی به وین، آنها نمایش فیلم را درست در وسط اکران متوقف کردند و پرده سینما را پایین کشیدند. ژان رنوار بعدها با غرور گفت: «این توقیف برای من مثل یک مدال افتخار بود.» جوزف گوبلز، وزیر پروپاگاندای هیتلر، شخصاً دستور داد تمام نسخهها و نگاتیو اصلی ۳۵ میلیمتری این فیلم توقیف و نابود شود، چرا که تصویر دلسوزانهای از یک سرباز یهودی ارائه میداد.
اما درام واقعی فیلم، پس از سقوط پاریس در سال ۱۹۴۰ رقم خورد. هانری لانگلوا، موسس سینماتک فرانسه، برای نجات نگاتیو اصلی فیلم به هر دری میزد. در این میان، یک سرگرد نازی به نام فرانتس هنسل که رئیس آرشیوداران سازمان فیلم رایش بود، دست به یک سرکشی بزرگ زد. هنسل که هالیوود ریپورتر او را «نازیای که سینما را بیشتر از حزبش دوست داشت» توصیف کرده، با لانگلوا همپیمان شد و نگاتیو اصلی فیلم را از چنگال نیروهای گوبلز ربود و آن را به طور مخفیانه در گاوصندوقهای برلین پنهان کرد.
با پایان جنگ و سقوط برلین، این منطقه به دست ارتش سرخ شوروی افتاد. روسها بدون اینکه ارزش این نگاتیوها را بدانند، آنها را به مسکو منتقل کردند. دههها زمان برد تا آرشیوداران فرانسوی و روسی متوجه شوند چه گنجینهای در بایگانی مسکو خاک میخورد. سرانجام در سال ۱۹۹۹، از روی همان نگاتیوهای نجاتیافته، نسخهای ترمیمشده و بینقص ساخته شد تا جهان امروز بتواند شاهکاری را تماشا کند که روزی قرار بود خاکستر شود.
توهم بزرگ اگرچه در شب اسکار ۱۹۳۷ جایزه را به فرانک کاپرا واگذار کرد، اما راه را برای نسلهای بعدی سینمای جهان هموار کرد تا ۸۳ سال بعد، فیلم انگل (Parasite) بتواند به عنوان یک فیلم غیرانگلیسیزبان، مجسمه اسکار بهترین فیلم را با خود به خانه ببرد.