سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۲
نظرات: ۱
۰
-
اعترافات تکان‌دهنده مدل ازبکستانی که در 18 سالگی قربانی آزار جنسی اپستین شد؛ هیولایی که با پابند زندان هم دست از تجاوز نکشید

رزا ژیل مدلی ۱۸ ساله بود که به امید رسیدن به روزهای بهتر از کشور خود ازبکستان راهی آمریکا شد، اما خیلی زود در دام جفری اپستین گرفتار آمد و نخستین بار وقتی قربانی این متجاوز جنسی شد که او با پابند الکترونیکی بخشی از دوران زندانش را سپری می‌کرد.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از سی‌ان‌ان، اولین روزی که رزا ژیل در تابستان ۲۰۰۹ برای شغل جدیدش در یک ساختمان اداری بلندمرتبه در مرکز شهر پالم بیچ حاضر شد، زنی در حال ماساژ دادن پاهای جفری اپستین بود. ژیل، که آن زمان ۱۸ ساله بود، به تازگی برای دنبال کردن حرفه مدلینگ به ایالات متحده آمده بود. او  خیلی زود به آژانس مدلینگ که بدهکار شد و فکر کرد بهتر است به آسیا برگردد، اما اپستین به او پیشنهاد داد برای تکمیل درآمدش، یک شغل آخر هفته به عنوان منشی در دفترش داشته باشد.

حالا، در اتاقی با اپستین در داخل یک دفتر در طبقه چهاردهم، یک زن از ژیل دعوت کرد کنارش بنشیند. وقتی اپستین پایش را در اختیار ژیل قرار داد تا ماساژ دهد، او متوجه یک نوار پلاستیکی سیاه دور مچ پای اپستین شد که یک جعبه کوچک با چراغ چشمک‌زن به آن وصل بود. ژیل می‌گوید وقتی از اپستین ماجرای پابند را پرسید، آن زن و اپستین خندیدند. سپس اپستین رو به ژیل کرد و گفت همه لباس‌هایش را دربیاورد. این نخستین تجاوز اپستین به یک دختر 18 ساله ازبکستانی بود.

ژیل می‌گوید: «من خشکم زد. آن زن آمد و شروع به باز کردن دکمه‌های لباسم کرد و ... بعد بیرون رفت.» اپستین آن روز برای اولین بار به ژیل تجاوز جنسی کرد - آغاز سال‌ها تجاوز و سوءاستفاده. او تا مدتی بعد متوجه نشد دستگاهی که اپستین به پا داشت، یک دستگاه پابند بود و اپستین که در پرونده تجاوز به یک کودک خردسال به زندان محکوم شده بود، داشت دوران دوران محکومیت خود را با پابند بیرون از زندان می‌گذراند.

ژیل یکی از انبوه زنانی است که مورد آزار و اذیت اپستین قرار گرفته است. دو زن که با شرط افشا نشدن نامشان با سی‌ان‌ان صحبت کردند، گفتند که آنها هم در دفتر بنیاد علوم فلوریدا از سوی اپستین مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این سازمان غیرانتفاعی در نوامبر ۲۰۰۷، اندکی پیش از اعتراف اپستین به جرم خود، تأسیس شد و ادعا کرد به سازمان‌های علمی و تحقیقاتی کمک‌های مالی و حمایت مالی ارائه می‌دهد.

این زنان گفتند که به نظر می‌رسد اپستین برای روزهایی که در بنیاد علمی فلوریدا می‌گذراند، نوعی برنامه روتین برای خود ایجاد کرده بود. صبح‌های او در آنجا با قهوه و مافین شروع می‌شد و این سرمایه‌دار که از بدخوابی در زندان امنیتی پالم بیچ استوکید شکایت داشت، مرتباً روی تشک در اتاق کنفرانس چرت می‌زد. یکی از زنان به وضوح لحظاتی را به یاد می‌آورد که دستگاه پایش مچ پای اپستین به صدا درمی‌آمد و او را مجبور می‌کرد برای تنظیم مجدد دستگاه به بیرون بدود.

رفتار اپستین در این دوره از نظر شخصیتی گستاخانه بود. بازماندگان می‌گویند اپستین، چه در خانه‌اش در وست پالم بیچ و چه در دفترش، گاهی در حالی که یک افسر یونیفرم‌پوش نزدیک او بود، به آنها تجاوز می‌کرد، ظاهراً برای اینکه مراقب مجرم جنسی تازه ثبت‌شده باشد. در بنیاد علوم فلوریدا، فهرستی چرخشی از افسران نزدیک ورودی دفتر می‌نشستند. دو زن گفتند که به یاد می‌آورند فکر می‌کردند افسران از اپستین می‌ترسند. آنها گفتند شکی نیست که اپستین رئیس است.

برای ژیل، برخورد خودش با مردی یونیفرم‌پوش که به نظر او افسر کلانتری بود، یک روز صبح در عمارت اپستین در وست پالم بیچ اتفاق افتاد، جایی که می‌گوید از او خواسته شده بود در تابستان ۲۰۰۹ به صورت هفتگی به آنجا برود. ژیل یک روز صبح از پله‌ها پایین رفت و افسر را دید که در آشپزخانه ایستاده است و ناگهان احساس امید کرد. او به سی‌ان‌ان گفت: «با خودم فکر کردم متشکرم، امروز روزی است که همه اینها متوقف می‌شود».

ژیل می‌گوید: «بعد از اینکه آن کلانتر را دیدم، فهمیدم که مهم نیست چه کار کنی، این مرد هرگز دستگیر نخواهد شد. این مرد هرگز متوقف نخواهد شد و صرف نظر از اینکه از اوج کائنات فریاد بزنی و فریاد بزنی، هیچ‌کس اهمیتی نخواهد داد.»

برنامه جنجالی آزادی از کار اپستین

روایت‌های ژیل و دیگر بازماندگان که می‌گویند در حین گذراندن دوران محکومیت ۱۳ ماهه اپستین از سوی او مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، سوالات جدی را در مورد توافق جنجالی اپستین با الکس آکوستا، وکیل سابق ایالات متحده، در سال ۲۰۰۸ مطرح می‌کند.

طبق بررسی برنامه آزادی از کار اپستین که توسط مقامات فلوریدا در سال ۲۰۲۱ انجام شد، اپستین از اکتبر ۲۰۰۸ به عنوان رئیس بنیاد علوم فلوریدا «تمام‌وقت» شروع به کار کرد. برای شش ماه اول، به اپستین اجازه داده شد از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب، دوشنبه تا شنبه، در دفتر بنیاد باشد. در ماه مه ۲۰۰۹، این ساعات تمدید شد و اپستین را ملزم کرد فقط هشت ساعت در روز در زندان باشد. ماه بعد، برنامه مرخصی کاری اپستین دوباره گسترش یافت و به او اجازه داد هفت روز هفته در بنیاد کار کند.

دو هفته آخر قبل از آزادی اپستین از بازداشت خانگی، به این سرمایه‌دار اجازه داده شد بعدازظهرها برای دو ساعت به عمارت خود در وست پالم بیچ سر بزند. برنامه مرخصی کاری او شرایط زیادی داشت، از جمله این شرط که او فقط می‌تواند با همکاران تجاری خود ملاقات کند و الزام به استفاده از مانیتور مچ پا تا ژوئیه ۲۰۰۹. اپستین اجازه نداشت با اعضای خانواده، دوستان یا افراد زیر سن قانونی تماس داشته باشد.

به لطف یک آژانس مدلینگ

شرایط برنامه مرخصی کاری اپستین، مدل‌های جوان و خارجی مانند ژیل را پس از محکومیتش به هدفی آرمانی تبدیل کرد. ژیل می‌گوید در سال ۲۰۰۸، زمانی که در پشت صحنه یک نمایش مد در ازبکستان بود، از سوی ژان لوک برونل، نماینده مدلینگ فرانسوی، به او تماس گرفتند. برونل خود را مالک آژانس MC2 Model Management در شهر نیویورک معرفی کرد و درجا به او پیشنهاد قرارداد داد. ژیل بعداً متوجه شد اپستین حامی مالی اصلی این شرکت بوده است.

قراردادی که او با MC2 امضا کرد، همانطور که ژیل توصیف می‌کند، به آژانس کنترل تمام جنبه‌های زندگی‌اش را می‌داد. او بلافاصله ۴۰۰۰ دلار برای ویزایش و ۱۵۰۰ دلار اجاره ماهانه برای آپارتمان شلوغ مدل‌ها در منهتن که چند دختر روی تخت‌های دوطبقه می‌خوابیدند، به آنها بدهکار شد. بدهی او به مبلغی رسید که والدینش در خانه خوابش را هم نمی‌دیدند.

چند ماه پس از نقل مکان، ژیل در دفتر MC2 میامی روبروی برونل شروع به گریه کرد. خانواده‌اش در خانه به درآمد مدلینگ او وابسته بودند و در این مرحله، حدود ۱۰۰۰۰ دلار بدهی داشت و نتوانسته بود شغل مدلینگ پیدا کند. او قبلاً ایده بازگشت به آسیا را مطرح کرده بود، جایی که در مدلینگ موفق بود، اما MC2 این پیشنهاد را رد کرده بود.

ژیل می‌گوید: «ژان لوک برونل آنجا نشسته، به من نگاه می‌کند و می‌گوید: می‌بینم که خیلی ناراحتی، یک لحظه صبر کن. گوشی را برمی‌دارد، به کسی زنگ می‌زند و بعد گوشی را قطع می‌کند و می‌گوید: من ترتیبش را دادم. همین الان ۶۰۰ دلار برای پدر و مادرت فرستادم.» در کمال تعجب، ظرف چند دقیقه، کسی ۶۰۰ دلار در ازبکستان برای خانواده‌اش واریز کرده بود.

اعترافات تکان‌دهنده مدل ازبکستانی که در 18 سالگی قربانی آزار جنسی اپستین شد؛ هیولایی که با پابند زندان هم دست از تجاوز نکشید

ژیل می‌گوید: «با خودم فکر کردم چه اتفاقی افتاده؟ نمی‌دانم با چه کسی تماس گرفت. آیا با دوستی آمریکایی که اتفاقاً آنجا بوده تماس گرفته بود یا با کسی از دولت تماس و آنها پول را واریز کرده بودند؟» پیام واضح بود: او در اختیار آژانس بود و این شامل اپستین هم می‌شد. برونل در سال ۲۰۲۲ پس از دستگیری به اتهام تجاوز و آزار جنسی، در سلول زندانش مرده پیدا شد.

به ژیل دستور داده شد در تابستان ۲۰۰۹ برای عکاسی به وست پالم بیچ برود. عمارت سفید و بزرگی که عکاسی در آن انجام شد متعلق به اپستین بود و پس از اولین برخورد کوتاهش با او، نقل مکان دائمی ژیل به میامی به سرعت کلید خورد. پیشنهاد اپستین به ژیل برای مدل شدن در طول هفته اما کار در آخر هفته‌ها در بنیاد علوم فلوریدا برای او چندان منطقی نبود.

او می‌گوید: «برای مدلینگ، باید در تست‌های بازیگری شرکت کنم، نمونه کارهایم را بسازم و همه این کارهای مختلف را انجام دهم، اما شما به من یک کار اداری پیشنهاد می‌دهید و من نمی‌دانم که این چطور به حرفه مدلینگ من کمک می‌کند. من کاملاً تنها هستم. ورشکسته هستم و این شخص به من می‌گوید برای انجام کارم، باید کار دیگری انجام دهم.»

ژیل می‌گوید پس از اینکه اپستین برای اولین بار در بنیاد علوم فلوریدا به او تجاوز کرد، هر آخر هفته در وست پالم بیچ مورد آزار و اذیت و تجاوز قرار می‌گرفت. این کابوس تا زمانی که در سال ۲۰۱۰ پس از پایان حبس خانگی اپستین در فلوریدا، به او اجازه بازگشت به شهر نیویورک داده شد، ادامه یافت.

دو زن در سال ۲۰۱۹ شکایت‌هایی را مطرح و ادعا کردند که اپستین در طول برنامه مرخصی کاری خود از آنها سوءاستفاده جنسی کرده است. یکی از زنان ناشناس گفت که او را «مجبور به انجام رابطه جنسی» با اپستین در دفتر بنیاد کرده‌اند. در این شکایت آمده است: «در حالی که شاکی در دفتر جفری اپستین در مرکز علوم فلوریدا بود، مجبور به انجام رابطه با جفری اپستین شد - هم به تنهایی با اپستین که در آن رابطه برقرار کرد و هم در یک مورد با یک زن جوان دیگر و اپستین.»

فرار از اپستین

ژیل می‌گوید مطمئن است که در حضور برخی دیگر از قربانیان اپستین بوده است: او به یاد می‌آورد که در عمارت او در فلوریدا قدم می‌زد و با دخترانی روبرو می‌شد که انگلیسی کم می‌دانستند یا اصلاً صحبت نمی‌کردند. او می‌گوید: «آنها مهاجر بودند، افرادی بودند که لهجه داشتند، افرادی که روسی صحبت می‌کردند. همین اتفاق برای آنها هم می‌افتاد.»

تنها پس از اینکه چند سال بعد، حرفه مدلینگ ژیل در نیویورک رونق گرفت و او استقلال مالی پیدا کرد، سرانجام توانست دنیای اپستین را ترک کند. او به غرب میانه نقل مکان کرد و پس از ملاقات با همسرش، پت، حرفه جدیدی به عنوان مربی تناسب اندام و مربی ورزشی پیدا کرد.

ژیل گذشته تاریک خود را تا همین اواخر از تقریباً همه افراد زندگی‌اش - از جمله والدین - مخفی نگه داشته بود. با وجود وعده‌های وزارت دادگستری برای محافظت از بازماندگان، ژیل با دیدن نام خود - و سال‌ها مکاتبات بین خود و اپستین - که هنگام انتشار پرونده‌های اپستین در اوایل امسال برای جهانیان منتشر شده بود، مبهوت شد. او می‌گوید: «این داستان من بود که باید می‌گفتم. چیزی نبود که آرزو کنم کسی آن را بخواند.»

ژیل می‌گوید همچنان که به کار روی آسیب‌های روحی‌اش ادامه می‌دهد، شروع به تصور آینده‌ای می‌کند که در آن بتواند با دیگر بازماندگان باشد: «می‌توانم خودم را در مقطعی تصور کنم که با آنها جمع می‌شوم. من به کاری که هر یک از آنها انجام می‌دهند بسیار افتخار می‌کنم و درد را می‌بینم. این درد بسیار مسری است. شجاعت مسری است، درست است؟»

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • نژلاخامسی IR ۱۰:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
    ابعاد گند جنایتش درحال آشکارشدن است

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی