شاخصهایی که باعث شد ماتادورهای اسپانیایی در هماورد دشوار با رقبای بزرگ جهانی به موفقیت دست یابند، به نظام برنامهریزی و اجرایی ایران نشان میدهد که برای عبور پیروزمندانه از چالشهای اقتصادی باید چگونه فکر و عمل کرد.
راهی که اسپانیا برای قهرمانی طی کرد بسیار پیچیده و دشوار بود و در هر مرحله از پیشرفت با موانع بزرگتری نسبت به قبل روبرو شد که عبور از آنها نیازمند درایت مدیریت و هوش فردی تک تک بازیکنان بود.
اقتصاد ایران هم اکنون دقیقاً با چالشی مشابه روبروست که حتی در صورت بهبود یک مشکل، موانع بزرگتری سر راه آن ایجاد میشود. بنابراین حکمرانی موفق در این بخش به همان درایت مدیریتی و هوشی فردی تمامی فعالان اقتصادی نیاز دارد.
از سوی دیگر اسپانیا یک روزه به «جام ژورمینه» و دومین ستاره قهرمانی خود نرسید، تلاش ۳۰ سال گذشته این تیم در تورنمنتهای باشگاهی و ملی و مسیر ثابتی که برای دورههای مختلف مدیریت ورزشی این کشور ترسیم شده بود، موفقیت پریشب را رقم زد.
اقتصاد ایران هم دفعی و ناگهانی از اَبَر چالشهای امروز خود عبور نخواهد کرد. برای رفع این مشکلات به یک برنامه ثابت بلندمدت نیاز داریم که در تمام ادوار مدیریتی بالاترین هدف داخلی و بینالمللی مسئولان اجرایی باشد. اسناد متعدد بالادستی و برنامههای توسعهای که هرکدام با دیگری تفاوتهای فاحش دارند و بعضاً در تضاد کامل با یکدیگرند و مدیرانی اجرایی که با انگیزه جناحی دستاوردهای مسئولان قبلی را نقض میکنند، اقتصاد ایران را به پیروزی نمیرساند.
تیم فوتبال اسپانیا ترکیبی از جوانترین بازیکنان جام جهانی اخیر بود که با اتکا به قدرت بدنی و خلاقیت و بازیسازی نسل جوان، سایر تیمهای رقیب را به زانو درآورد.
نظام مدیریت اقتصادی ایران هم برای دویدن در مسیر پُرشیب توسعه به انرژی نسل جوان نیاز دارد. مدیران میانسال و سالمندی که انرژی آنها ظرف سالها جابجایی در مناصب مختلف دستگاههای اجرایی تحلیل رفته است و صد البته تجارب موفقی هم در حوزههای مدیریتی قبل کسب نکرده اند، موتور محرکه خوبی برای حکمرانی پیشرو اقتصادی نیستند.
فوتبال اسپانیا برای کسب قهرمانی جهان آموخته بود از فرامین کادر مدیریتی و به ویژه مربی خلاق با تجربه خود بطور کامل تبعیت کند. ما هم به چنین اراده فرمانبرداری در لایههای دوم و سوم مدیران اقتصادی کشور نیاز داریم تا به صورت بخشی و جزیرهای تصمیمگیری نکنند. حتی بهترین سیاستهای کلان اقتصادی هم در سنگلاخ تعبیر فردی مدیران استانی به بنبست برمی خورد و به موفقیت جمعی منجر نخواهد شد.
یکی دیگر از شاخصهای موفقیتساز برای فوتبال اسپانیا، وحدت و یکپارچگی مردم در پشتیبانی از تیم ملی خود بود. نظام اقتصادی ایران که چنین پشتوانه مردمی را برای اجرای سیاستهای خود ایجاد نکرده و حتی بعضاً با کمبود مشارکت عمومی در پیاده سازی برنامههای اصلاحی روبروست، چگونه می تواند از پس مشکلات خود فائق بیاید؟
فوتبال اسپانیا از دل کوچه پسکوچههای بارسلون و مادرید و به واسطه مشارکت توده مردم در مسابقات محلی به آوردگاه جهانی رسید. کلید موفقیت حکمرانی اقتصادی ایران هم در همین جذب مشارکت مردمی نهفته است. تصمیمات اقتصادی اگر پشت درهای بسته و بدون توجه به آثار اجرایی آن در زندگی توده مردم اتخاذ شوند، مشارکتزا نخواهند بود و موجب رفع مشکلات عام نخواهد شد.
در یک کلام میتوان گفت، حکمرانی اقتصادی ما برای رهایی از چنگال مشکلاتی نظیر ناترازی منابع، رکود تولید، تورم فزاینده، بیکاری، کمبود سرمایهگذاری و غیره باید همانند فوتبال اسپانیا هدفمند، تیمی، جوانگرا و با پشتوانه رضایت مردم حرکت کند.