یکم: نکته بسیار ظریفی در داستان موسی و هارون، در قرآن کریم آمده است. موسی(ع)، برادر بزرگش هارون را که او نیز در مقام پیامبری بود، در میان قوم به سرپرستی برگزید و به او توصیه کرد که جانشین او باشد و به اصلاح برخیزد و از راه و روش مفسدان پیروی نکند. وقتی موسی(ع) بازگشت، دید که قومش توسط سامری به گوساله پرستی روی آوردهاند و هارون نتوانسته جلوگیری کند، خشمگین شد و گفت چرا از گمراهی آنان جلوگیری نکردی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟
هارون پاسخ داد من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا در حفظ وحدت بنی اسرائیل رعایت نکردی بیم آن را داشتم که ببینی:
مردم ز حد خویش برون پا نهادهاند
راه هزار تفرقه بر خود گشادهاند
نکته ظریف در اینجا است که هارون، با دو شرّ روبرو شد ، شرِّ گمراهیِ مردم وشرِّ تفرقه. و او پیشگیری از شرِّ تفرقه را ترجیح داده بود و خطر تفرقهافکنی را مهمتر از خطر سکوت در برابر انحراف و نجات یک گروه میدانست. و این استدلال را برای ارائه به موسی(ع) به منظور تبرئه خویش کافی میدانست. وقتی هارون جریان را شرح داد، موسی فهمید که وی بیتقصیر و معذور بوده، برای خودش و او دعا نمود.
نکته مهم این است که در قرآن کریم، تصمیم هارون مبنی بر ترجیح وحدت وپرهیز از تفرقه، تایید شده است زیرا در سوره انبیاء میفرماید: به یقین به موسی و هارون قدرت جداکننده حق از باطل و نور که مایه یادآوری برای پرهیزکاران است عطا کردیم.
دوم: تفرقه در جامعه، غیر طبیعی، آسیب زننده واجتناب پذیراست. رهبر معظم انقلاب در پیامهای اخیر خود تاکید جدی در این زمینه داشتند: «تکتک جانفدایانی که، دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را، به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند» «همانگونه که پیش از این مکرّراً و مؤکّداً تذکر داده شد، صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفهی همگانی است» و امام خمینی(ره) نیز با توجه به همین آسیب میفرمود: اگر تمام پیامبران الهی امروز در یک شهر گرد آیند، هرگز با هم اختلاف نخواهند داشت؛ زیرا هدف و مقصد یکی است.
دمیدن بر باد اختلاف و تفرقه با هر توجیه و هر استدلالی؛ و از سوی هرکسی میتواند به گلهای باغ جامعه آسیب بزند: زباد تفرقه گویی گلی به باغ نماند
سوم: تفرقه به معنی فرقه فرقه شدن، توان حداکثری جامعه را فرو می کاهد چه آنکه اصولاً حقّ یکی اما باطل متعدد است. از همینرو، در صورت تفرقه، امکان گرد آمدن حول محور اساسی از بین میرود و تعدد نیز توقف ندارد و همچنان تجزیه پذیر است. در یک نزاع، ممکن است یک طرف بر حق ودیگری بر باطل باشد و ممکن است هر دو بر باطل باشند اما ممکن نیست هردو بر حق باشند زیرا حق یکی بیشتر نیست. باید کوشید که همه، حق را بشناسند و به آن ملتزم باشند. امیر المومنین در خطبه ۲۷ مسلمانان را نکوهش کرده میفرماید: دشمنان در باطل خود متحدند و شما در حق خویش تفرقه میکنید اینکه رهبر معظم انقلاب به پرهیز از تبدیل اختلافات موجّه به تفرقه، تاکید کردهاند، نشان از آن دارد که وحدت و یکپارچگی تا چه میزان ضرورت امروز جامعه ما است.
چهارم: در صورت گسترش تفرقه در جامعه؛ توجه از دشمن به سوی دوست معطوف میشود و انحراف در توجه نیز غفلت از دشمن را در پی خواهد داشت.تفرقه موجب سلبِ معیّت (همراهی) خداوند میشود خداوند عنایت خود را بر جامعهای تثبیت میکند که رویکرد جامعه جمعی و حداکثری باشد.پافشاری بر مشترکات و دیدن نقاط همگرایی و همسویی، از تکیه حداکثری بر اختلافات کاسته و تفرقه را در جامعه از ایفای نقش مخرّب باز میدارد.
اغلب اختلافات مخربی که در جوامع پدید میآید ریشه در خود برتر بینی و تجاوز از حق دارد. گفتگوهای اقناعی میتواند از دامن زدن به تفرقه پیشگیری کند. سکوت همواره در هر جای جهان به یک زبان است اما وقتی سخن گفته میشود، زبانها متفاوت میشود. یکی از راههایی که به تعبیر رهبر عزیز میتوان اتحاد مقدس را در جامعه نهادینه کرد، گفتگوهای برخاسته از دل و تکیه داده بر عقلانیت است.
پنجم: اکنون که ایران عزیز در معرض تهاجم ظالمانه دشمنی قرار گرفته است که نه اخلاق میشناسد و نه قانون و نه با نظم عمومی بینالمللی همراهی میکند و فقط چنگال نشان میدهد، ضرورت دارد که سخنان و فرامین مقام معظم رهبری در پرهیز از تفرقه را به جد مورد توجه قرار دهیم. و از انسجامی که در بین هم میهنان عزیز در برابر دشمن به وجود آمده است صیانت کنیم. این انسجام علیرغم مشکلاتی که مردم در زمینه اقتصادی دارند، آوردن حداکثر توان مردم به میدان است و ارزش بیبدیلی دارد، دلسردی آنان و یا ایجاد تفرقه در بین صفوف متحد مردم، هیچ کمکی به گذر از شرایط موجود نخواهد کرد. اتحاد رمز پیروزی است به قول صائب: شکر خدا که تفرقه ما را به هم نزد.