گردشگری ایران در کمتر از یک سال گذشته، روزهایی را پشت سر گذاشته که شاید بتوان آن را یکی از پیچیدهترین و دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر این صنعت دانست. صنعتی که ماهیت آن بر امنیت، آرامش، امید و امکان برنامهریزی استوار است، در این مدت بارها تحت تأثیر بحرانهای امنیتی و نظامی قرار گرفت و هر بار ناگزیر شد خود را با شرایطی کاملاً متفاوت تطبیق دهد.
نخست، جنگ دوازدهروزه در خرداد و تیرماه ۱۴۰۴ بود؛ بحرانی که ناگهان معادلات سفر را در سراسر کشور تغییر داد. در آن مقطع، اولویت بسیاری از مردم دیگر تفریح و گردشگری نبود، بلکه حفظ امنیت خانواده، مدیریت شرایط نامطمئن و پرهیز از سفرهای غیرضروری در صدر تصمیمات قرار گرفت. طبیعی بود که صنعت گردشگری، بهعنوان بخشی که بیش از هر چیز به احساس امنیت وابسته است، از نخستین بخشهای اقتصادی باشد که از این شرایط آسیب دید و آخرین بخشی باشد که به روند عادی بازگردد.
هنوز این صنعت فرصت بازیابی کامل نیافته بود که وقایع دیماه ۱۴۰۴، بار دیگر گردشگری ایران را با چالش مواجه کرد. جنوب ایران که همواره در نیمه دوم سال یکی از مهمترین مقاصد سفر به شمار میرود، با کاهش تقاضا، لغو رزروها و افت محسوس فعالیت تأسیسات گردشگری روبهرو شد. این رخداد نشان داد حتی بحرانهایی که دامنه جغرافیایی محدودی دارند، میتوانند اعتماد گردشگران را در سطحی بسیار گسترده تحت تأثیر قرار دهند.
در ادامه، جنگ رمضان که همزمان با تعطیلات نوروز رخ داد، حساسترین مقطع صنعت گردشگری کشور را تحت تأثیر قرار داد. نوروز، فصل طلایی گردشگری ایران و زمان اوج فعالیت هزاران کسبوکار گردشگری است؛ اما این بحران، الگوی سفرهای نوروزی را بهطور محسوسی تغییر داد. بسیاری از سفرها لغو شد، برخی نیمهتمام ماند و بخشی دیگر نه با انگیزه گردشگری، بلکه صرفاً با ملاحظات امنیتی و خانوادگی انجام گرفت. در واقع، مفهوم سفر در آن روزها از «گردشگری» به «جابهجایی در شرایط بحران» تغییر یافت.
امروز نیز بار دیگر جنوب کشور در معرض تحولات بی نظیری قرار گرفته که آثار آن پیش از هر چیز در صنعت گردشگری نمایان میشود. این تکرار بحرانها، زنگ هشداری است که نشان میدهد گردشگری ایران دیگر نمیتواند تنها بر پایه الگوهای سنتی مدیریت شود. واقعیت آن است که بحران، دیگر یک اتفاق استثنایی نیست؛ بلکه به بخشی از محیط تصمیمگیری این صنعت تبدیل شده است.
مجموع این رخدادها یک پیام روشن برای فعالان این صنعت دارد؛ گردشگری ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند حکمرانی مبتنی بر تابآوری و مدیریت بحران است. تابآوری صرفاً به معنای عبور از بحران نیست؛ بلکه به معنای حفظ جریان خدمات، صیانت از فعالان بخش خصوصی، مدیریت هوشمند اطلاعرسانی، حفظ اعتماد عمومی و بازگرداندن سریع مقاصد گردشگری به چرخه عادی فعالیت است.
تجربه یک سال گذشته نشان داده است که دیگر نمیتوان مدیریت بحران را موضوعی مقطعی یا صرفاً واکنشی تلقی کرد. تدوین سناریوهای از پیش طراحیشده، ایجاد ساختار تخصصی مدیریت بحران گردشگری، تقویت سامانههای اطلاعرسانی، حمایت هدفمند از کسبوکارهای آسیبدیده و برنامهریزی برای بازیابی سریع بازار، باید به بخشی جداییناپذیر از سیاستگذاری گردشگری کشور تبدیل شود.
گردشگری ایران ظرفیت آن را دارد که بار دیگر مسیر رشد خود را بازیابد؛ اما این بازگشت تنها زمانی پایدار خواهد بود که از تجربه این سالی پرحادثه درس بگیریم و آینده را بر پایه آمادگی، انعطافپذیری و تابآوری بنا کنیم. شاید مهمترین درس این روزها آن باشد که در دنیای امروز، مزیت رقابتی مقاصد گردشگری تنها در جاذبههای طبیعی و فرهنگی خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی آنها برای مدیریت بحران و حفظ اعتماد گردشگران نیز معنا پیدا میکند.