یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۴
نظرات: ۰
۰
-
[محمدعلی مهتدی] همگرایی شرق؛ فرصتی که نباید از دست برود

تحولات دیپلماتیک روزهای اخیر را نباید صرفاً در چارچوب چند نشست منطقه‌ای یا صدور چند بیانیه سیاسی تحلیل کرد. آنچه امروز در سازمان همکاری شانگهای و بریکس مشاهده می‌شود...

تحولات دیپلماتیک روزهای اخیر را نباید صرفاً در چارچوب چند نشست منطقه‌ای یا صدور چند بیانیه سیاسی تحلیل کرد. آنچه امروز در سازمان همکاری شانگهای و بریکس مشاهده می‌شود، حلقه‌ای از زنجیره تحولاتی است که طی بیش از یک دهه گذشته به تدریج موازنه قدرت جهانی را از انحصار غرب به سوی نظمی چندقطبی سوق داده است. جنگ اوکراین، تشدید رقابت راهبردی آمریکا با چین، گسترش بریکس، تقویت سازمان همکاری شانگهای و افزایش استفاده از ارزهای ملی در مبادلات تجاری، همگی نشانه‌هایی از این گذار تاریخی هستند. در چنین فضایی، جمهوری اسلامی ایران دیگر صرفاً موضوع مناقشه میان تهران و واشنگتن نیست، بلکه به یکی از بازیگران مؤثر در معادله جدید قدرت در آسیا تبدیل شده است.

در چنین بستری، برگزاری نشست شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان، همزمان با نشست وزیران کشورهای عضو بریکس در پاکستان و نیز مواضع هماهنگ و صریح چین و روسیه در قبال تهدیدها و تجاوزهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، معنایی فراتر از یک سلسله رویدادهای دیپلماتیک پیدا می‌کند. این همزمانی، از شکل‌گیری همگرایی فزاینده میان قدرت‌های نوظهور در برابر سیاست‌های یکجانبه ‌گرایانه آمریکا حکایت دارد؛ همگرایی که می‌تواند آثار مهمی بر موازنه قدرت در منطقه و حتی نظام بین‌الملل بر جا بگذارد.

در این میان، بیانیه پایانی شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. سه محور اصلی این بیانیه یعنی محکومیت حملات علیه خاک جمهوری اسلامی ایران، ابراز تسلیت به مناسبت شهادت رهبر شهید ایران و محکومیت تحریم‌های یکجانبه آمریکا صرفاً مواضعی تشریفاتی یا دیپلماتیک نیستند، بلکه نشان می‌دهند که بخش مهمی از قدرت‌های آسیایی، دیگر حاضر نیستند روایت آمریکا از تحولات منطقه را بدون چون‌وچرا بپذیرند.

اهمیت این مواضع زمانی آشکارتر می‌شود که هدف واشنگتن از تجاوز اخیر علیه ایران را نیز در نظر بگیریم. آمریکا می‌کوشید علاوه بر اعمال فشار نظامی، جمهوری اسلامی ایران را در عرصه سیاسی و دیپلماتیک نیز در موضع انزوا قرار دهد و این تصور را ایجاد کند که اقداماتش با مخالفت جدی جامعه بین‌المللی روبه‌رو نخواهد شد، اما بیانیه شانگهای و مواضع همسو و صریح چین و روسیه، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. محکومیت تجاوز به خاک ایران و مخالفت با تحریم‌های یکجانبه نشان می‌دهد که دست‌کم در میان قدرت‌های مهم شرقی، نه تنها این سیاست پذیرفته نشده، بلکه با واکنشی هماهنگ روبه‌رو شده است.

البته نباید این حمایت‌ها را صرفاً از دریچه روابط دوجانبه با ایران نگریست. واقعیت این است که چین و روسیه نیز در چهارچوب رقابت راهبردی خود با آمریکا به تحولات منطقه می‌نگرند. از نگاه این دو قدرت، مقابله با یکجانبه‌ گرایی واشنگتن، دفاع از اصل حاکمیت کشورها و تقویت نظم چند قطبی، بخشی از راهبرد کلان آنها برای شکل دادن به نظم جدید جهانی است. از این منظر، حمایت از ایران بیش از آنکه صرفاً حمایت از یک کشور باشد، دفاع از الگویی متفاوت در اداره روابط بین‌الملل است.

در چنین شرایطی، عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. اگر تا چند سال پیش تهران برای ورود به این سازوکارها تلاش می‌کرد، امروز به عنوان یکی از اعضای آنها از ظرفیت‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی این مجموعه‌ها برخوردار است. این موقعیت، امکان آن را فراهم می‌آورد که ایران از حمایت‌های سیاسی فراتر رفته و همکاری‌های خود را در حوزه‌های تجارت، انرژی، ترانزیت، سرمایه‌ گذاری، فناوری و نظام‌های مالی مستقل از غرب گسترش دهد.   البته این فرصت، خود به‌ خود به دستاورد تبدیل نخواهد شد. تجربه روابط بین‌الملل نشان داده است که هیچ کشوری صرفاً بر پایه ملاحظات سیاسی، حمایت بلندمدت از کشور دیگری را تضمین نمی‌کند. تداوم این همگرایی در گرو آن است که جمهوری اسلامی ایران بتواند منافع مشترک و پایدار با اعضای شانگهای و بریکس تعریف کند و این همسویی سیاسی را به شراکت‌های اقتصادی و راهبردی تبدیل سازد.

واقعیت این است که جهان در حال عبور از نظم تک‌قطبی به نظمی متکثر است و این گذار، فرصت‌ها و چالش‌های تازه‌ای را پیش روی همه کشورها قرار داده است. برای جمهوری اسلامی ایران مهم‌ترین پیام تحولات اخیر آن است که برخلاف گذشته، دیگر در برابر فشارهای غرب تنها نیست و از پشتوانه سیاسی مجموعه‌ای از قدرت‌های نوظهور برخوردار است. اکنون وظیفه دستگاه دیپلماسی این است که این سرمایه سیاسی را به منافع ملموس ملی تبدیل کند. در جهان در حال گذار، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند از تغییر موازنه‌های قدرت، فرصت‌هایی پایدار برای تأمین منافع ملی خود بیافرینند. به نظر می‌رسد امروز چنین فرصتی بیش از هر زمان دیگری در برابر جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی