حمیدرضا شکارسری

خوانش شعری از محبوبه راد


  از عشق تا عاشقی


«دست تکان بده و بایست
تا قطار از ایستگاه دور شود
بگذار خیال کنم
از رفتنم غمگینی!»۱
«عشق و فراق» در شعر سنتی و کلاسیک ما چه تفاوتی دارد با علاقه و جدایی در شعر مدرن مان؟ در ظاهر هر دو عین هم اند و تفاوت عمده ای ندارند، اما در واقع بسیار متفاوت اند . 
در شعر سنتی، شاعر دنبال حقیقت جهان و هستی است؛ پس به واقع در هرچه که به عنوان واقعیت می نگرد، دنبال حقیقتی است که در پس و پشت عینیات به آن واقعیت معنا بدهد. واقعیت اصلاً ارزشی ندارد و آنچه مهم است، نقش سمبلیک آن است. این نگاه تا حد زیادی برخاسته از
 آموزه های «افلاتون» در طراحی جهان مُثُل است. جهان و آنچه در آن است، سایه ای است از جهان حقیقی.در شعر سنتی اما این واقعیت است که اهمیت می یابد زیرا شاعر در پس و پشت دنبال حقیقتی نیست و اساسا معتقد به حقیقتی نیست . معنا در خود واقعیت نهفته است و نه در آن چه پشت نقش و نقاب سمبلیک آن پنهان شده است . کشف جهان ، کشف حقایق جهان نیست که شاید نزد دو نفر هم یکسان نباشد . کشف جهان در کشف 
ظرفیت های زبان مخیل و خیال انگیز خلاصه می شود . به این ترتیب، عشق و فراق در شعر سنتی وجهی تمثیلی برای بیان حقیقت هستی یعنی خداوند و خالقیت اوست و عرفان از همین نقطه نشأت می گیرد . در شعر نو و مدرن اما عشق همین عاشقی عینی و واقعی و آسیب پذیر و چه بسا گذرا و دروغین است. فراق به معنای جدایی از مبدا هستی نیست، بلکه همین دور شدن عاشق از معشوق است . همین عاشق و معشوق آدمیزاده! همین معشوقی که در ایستگاه ایستاده و عاشقی که سوار بر قطار از او و ایستگاه دور می شود. 
عاشق در شعر کوتاه «محبوبه راد» به سفر جدایی می رود و خوب می داند آن که در ایستگاه به بدرقه اش آمده، دل به او نداده و نبسته است. عاشق دارد خودفریبی می کند و می داند که مشغول خودفریبی است و درعین حال به همین سهم از عشقی دروغین هم راضی است یا خود را راضی می کند. هیچ حقیقت ازلی و ابدی پشت این دیالوگ نیست که از مونولوگ هم تنهاتر و یک طرفه تر است!
دیالوگ این متن هم خودفریبانه است. عاشق می داند که او در ایستگاه، نه صدای او را می شنود و نه حتی در صورت شنیدن پاسخی می دهد. انتظار پاسخی در این سطرها نیست و از همین بر دیالوگ به مونولوگ منطبق 
می شود. عاطفه ای غنی در این سروده حس می شود، اما نشان چندانی از تخیل و صور خیال دیده نمی شود . همان عاملی که جای جست و جوی حقیقت را در شعر سنتی می گیرد و به متن ماهیتی فراواقعی می بخشد.   
۱ـ عینک فوتوکروم،محبوبه راد،فصل پنجم،۱۴۰۳

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی