دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۱
نظرات: ۰
۰
-
[دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور] نهادهای بین المللی وکشمکش‌های سرنوشت‌ساز

جمعه ۲ مردادماه ۱۴۰۵ (۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶) دو موضوع در دو نهاد بین‌المللی، خبرساز و شگفت‌انگیز شد. خبر نخست برکناری کریم‌خان، دادستان انگلیسی دیوان کیفری بین‌المللی با رای مجمع عمومی آن نهاد بود...

جمعه ۲ مردادماه ۱۴۰۵ (۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶) دو موضوع در دو نهاد بین‌المللی، خبرساز و شگفت‌انگیز شد. خبر نخست برکناری کریم‌خان، دادستان انگلیسی دیوان کیفری بین‌المللی با رای مجمع عمومی آن نهاد بود. اتهام او، رفتار غیراخلاقی با یکی از همکاران زن بوده است. شاید این خبر در مقایسه با اخبار دیگر بین‌المللی عادی و پیش پا افتاده تلقی گردد، اما دو جنبه از این موضوع، ماهیت دیگری به خبر می‌بخشد: اول آنکه او دادستان پرونده جنائی کشتار مردم غزه توسط رژیم صهیونیستی بود و دیوان کیفری بین‌المللی به دادستانی او، دستور جلب مقامات رژیم صهیونیستی به شمول نتانیاهو را صادر کرده است.

جنبه دوم، شمشیر از رو بستن دولت ترامپ علیه دیوان کیفری بین‌المللی است. دولت آمریکا علیه دادستان‌های دیوان کیفری بین‌المللی که برای مقامات رژیم صهیونیستی به خاطر جنایت علیه بشریت، قرار بازداشت صادر کرده اند، به اعمال تحریم دست زده و فراتر، روبیو وزیر خارجه آمریکا بعد از اعلام رای مذکور، حمله بی‌سابقه‌ای به دیوان کیفری بین‌المللی کرد و آنرا تهدید علیه منافع آمریکا خواند و از کشورهای عضو آن دیوان خواسته که از عضویت آن کنار بکشند. سخنان روبیو علیه دیوان بیش از حد تند و گزنده بود.خبر دوم آنکه در همان روز ۲ مردادماه، مجمع عمومی سازمان ملل علیرغم مخالفت آمریکا و اسرائیل با انتصاب مجدد فولکر تورک، به عنوان کمیسرعالی حقوقی بشر برای یک دوره چهار ساله دیگر، موافقت کرد. در این رأی‌گیری ۱۴۴ کشور رأی موافق، ۱۰ کشور رأی مخالف و ۱۳ کشور رأی ممتنع دادند. کمیت و کیفیت این رأی‌گیری حائز اهمیت بود.

هر دو خبری که بدان‌ها پرداخته شد از روند مهمی سخن می‌گویند که می‌توان از آن با عنوان کشمکش جدّی بر سر نهادهای بین‌المللی در سیاست جهانی نام برد. چگونه می‌توان ماهیت این تنش را مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ ابتدا باید به «واقعیت تنش» پرداخت. سپس به «واکنش‌ها مخصوصاً در جنوب جهانی» توجه کرد و نهایتاً «سمت و سوی آینده این تنش‌ها» را شناخت.

در مورد واقعیت تنش در نهادهای بین‌المللی باید گفت نهادهای بین‌المللی که از تطور و تحول دیپلماسی مبتنی بر همکاری بین دولت‌ها شکل‌ گرفته‌اند، هیچگاه بدون تنش‌های درونی و بیرونی نبوده‌اند. در واقع یکی از عرصه‌های تنش بین بازیگران و کنشگران بین‌المللی، بطور پیوسته، نهادهای بین‌المللی بوده‌اند، اما ماهیت تنش‌های اخیر عمدتاً ریشه در مخالفت وجودی راست بین‌الملل و مخصوصاً ایالات متحده دارد. در آمریکا سال‌هاست نوعی ناسیونالیسم انحصارگرا و یک‌جانبه‌گرا، نهادهای بین‌المللی را مانعی برای تحقق اهداف آمریکا تلقی می‌کند. در واقع تنش درخصوص نهادهای بین‌المللی، به تنشی در سیاست داخلی آمریکا برمی‌گردد که در آن دو روایت بر سر موضوع نهادهای بین‌المللی، قابل شناسایی است.

روایت اول، نهادهای بین‌المللی را سودمند برای منافع آمریکا تلقی می‌کند. این روایت آمریکا تقویت‌کننده بسیاری از نهادهای بین‌المللی است و تداوم پیوند میان نهادهای بین‌المللی و منافع آمریکا را ضروری ترسیم می‌کند. اما روایت دوم که در شفاف‌ترین شکل در حرف‌های روبیو انعکاس می‌یابد، همکاری با نهادهای بین‌المللی را مضرّ برای منافع آمریکا می‌بیند. این تنش جدی است و مایه‌های گوناگون دارد. طیف افراطی روایت‌گران این دیدگاه حتی فکر می‌کند دیگر کنشگران، به نوعی سر آمریکا با نهادهای بین‌المللی کلاه رفته و نهایتاً آمریکا نیازی به آن نهادها ندارد. حرکت‌های سینوسی آمریکا در خروج از یونسکو و سازمان بهداشت جهانی و بازگشت مجدد و خروج مجدد، در واقع بازتاب واقعیت پرکشمکش سیاست داخلی آمریکا در موضوع نهادهای بین‌المللی است.

اما نهادهای بین‌المللی، ملک طلق ایالات متحده نیستند و نهادهای چند جانبه‌ای هستند که همه و یا اکثر دولت‌ها در آن‌ها عضویت دارند. لذا نسبت به موضع آمریکا، موضع داشته و این، کشمکش را جدی می‌کند. اکثر جامعه جهانی، به جنوب جهانی تعلق دارند. حدود ۱۴۰ کشور در مجموعه جنوب جهانی قرار می‌گیرند. این‌ها با سیاست‌های آمریکایی در مورد نهادهای بین‌المللی مخالف‌اند. بعلاوه تمامیت غرب نیز از آمریکا در این خصوص پشتیبانی نمی‌کند. در واکنش جهانی، حداقل سه گرایش قابل تشخیص است: واکنش اول، مجموعه غربی و اروپایی است که نگران رفتار آمریکا بوده ولی مخالفت جدی خود را در زرورق کلمات دیپلماتیک می‌پوشاند.

گرایش دوم، مجموعه جنوب جهانی است که سعی می‌کند نهادهای بین‌المللی موجود را حفظ کند و البته بر لزوم اصلاحاتی در آن‌ها پافشاری می‌کند. و اما گرایش سوم، واکنش چین است که بسیار ظریف و پیچیده و حداقل دارای دو وجه اساسی است؛ وجه اول، همراهی با جنوب در حفظ نهادهای جاری است. چین مخصوصاً در دو دهه گذشته سعی کرده حضور، نفوذ و تحرک بیشتری در نهادهای بین‌المللی جاری داشته باشد. اما وجه دوم، راه‌اندازی نهادهای بین‌المللی در جنوب جهانی است؛ از بریکس گرفته تا شانگهای، چین در حال ساختن نهادهای بین‌المللی نوین است.

مسیر آینده، پرکشمکش خواهد بود. راست افراطی آمریکا به سیاست‌های ضد نهادهای بین‌المللی ادامه خواهد داد ولی در اصرار اعمال آن، راحت نخواهد بود. جنوب جهانی با اعتماد به نفس بین‌المللی که به آن دست یافته، هم نهادهای جاری را حفظ و هم نهادسازی می‌کند. چین به نهادهای بین‌المللی نگاهی راهبردی دارد. هرچه هست نسبت بین نهادهای بین‌المللی و سیاست‌ها، پرکشمکش و پرتنش خواهد بود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی