به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از امواج مدیا، وال استریت ژورنال برای اولین بار در ۱۱ مه گزارش داد که امارات متحده عربی در طول جنگ حملات هوایی مخفیانهای انجام داده است. روز بعد، رویترز به نقل از مقامات غربی ناشناس گزارش داد که نیروی هوایی سلطنتی عربستان در پاسخ به حملات تهران به پادشاهی در اواخر ماه مارس، حملات هوایی متعددی علیه ایران انجام داده است.
ریاض با استفاده از ترکیبی از دیپلماسی و تهدید، موفق شد تعداد حملات ایران را از ۱۰۵ حمله در هفته آخر مارس به ۲۵ حمله در هفته اول آوریل کاهش دهد. در ۲۹ مه، گزارش دیگری از وال استریت ژورنال ادعا کرد که ابوظبی از روزهای اول جنگ دهها حمله هوایی علیه ایران انجام داده است. طبق گزارشها، نیروی هوایی امارات با استفاده از اطلاعات آمریکا و اسرائیل، جزایر ابوموسی و قشم در تنگه هرمز، شهر بندری بندرعباس و مجتمع پتروشیمی عسلویه را هدف قرار داد.
علاوه بر این، از زمان آتشبس ۸ آوریل، حملات هوایی بدون مسئولیت در سراسر جنوب ایران در ۹ ژوئیه پس از پایان حملات آمریکا در آن روز، این سوءظن را ایجاد کرد که امارات متحده عربی حملات جدیدی انجام داده است. این حملات بدون مسئولیت، اهدافی را در شهرهای اهواز و چابهار و همچنین اهدافی را در استانهای بوشهر و سیستان و بلوچستان هدف قرار دادند.
اخیراً، وال استریت ژورنال در ۲۴ ژوئیه گزارش داد که بحرین و کویت، که با حملات مکرر مواجه بودهاند، نیز در اوایل ژوئیه با اطلاعات ارائه شده توسط امارات متحده عربی، حملات هوایی مخفیانهای علیه ایران انجام دادهاند.
تقلب در اطلاعات
رایان بول، تحلیلگر ارشد خاورمیانه و شمال آفریقا در شرکت اطلاعاتی ریسک RANE، خاطرنشان کرد که ارزیابی «تأثیر دقیق» حملات هوایی گزارش شده کشورهای عربی خلیج فارس بر ایران دشوار است. بول گفت: «این قطعاً نشان داد که آنها میتوانند از عملیات هوایی ایالات متحده و اسرائیل پشتیبانی کنند؛ چیزی که هنوز اثبات نشده این است که بدون آن چتر چقدر خوب عمل خواهند کرد.»
بول استدلال میکند از آنجا که این یک «کارزار نسبتاً کوتاه» به ویژه برای عربستان سعودی بود، احتمالاً تنها بخشی از ناوگان عظیم جنگندههای این پادشاهی در آن شرکت داشتند. او گفت: «ما از یمن میدانیم که نیروی هوایی سلطنتی عربستان توانایی بیشتری برای حملات گسترده دارد. آنها از ۲۰۱۵ به مدت هفت سال، ۲۵۰۰۰ تا ۷۵۰۰۰ سورتی پرواز در یمن انجام دادند. ما احتمالاً فقط شاهد استقرار بخشی از این توانایی علیه ایران بودیم. هدف این بود که با این ضدحمله محدود، بازدارندگی را بازیابی کنند که ظاهراً برای سعودیها تا حدودی موفق به انجام آن شد.»
سباستین روبلین، روزنامهنگار هوانوردی نظامی، هم این عملیات هوایی را «نسبتاً محدود و پراکنده» ارزیابی میکند، نه نمایش تمام قابلیتهای تهاجمی آنها. او توضیح داد که چرا ممکن است «مزایای محدودی» برای حملات تهاجمی گسترده توسط نیروهای هوایی کشورهای عربی خلیج فارس در اوایل جنگ وجود داشته باشد. حملات هوایی ترکیبی ایالات متحده و اسرائیل در جنگ به بیش از 20،000 هدف در ایران ضربه زد. پس از حمله به همه هدفها در فهرست اهداف اولویتدار، آنها به دنبال اهداف جدید برای حمله در نزدیکی پایان خصومتها بودند.
قدرت هوایی پیشرفته اعراب
روبلین، کارشناس هوانوردی نظامی، خاطرنشان کرد که نیروهای هوایی امارات و عربستان سعودی «جنگندههای جت نسل 4.5 فراوانی» دارند که همانطور که ایالات متحده قبلاً نشان داده، باید بتوانند بر فراز ایران عملیات و «حملات مخرب» انجام دهند. در دهه ۲۰۱۰، عربستان سعودی ۸۴ فروند جنگنده پیشرفته F-15SA - Saudi Advanced - را که میتوانند مقادیر زیادی موشک هوا به هوا و هوا به زمین حمل کنند، به دست آورد. ریاض همچنین حداقل ۶۶ فروند از جتهای F-15S قدیمیتر خود را به استاندارد F-15SA ارتقا داد. این جنگندهها با ۷۱ فروند یوروفایتر تایفون از بریتانیا تکمیل میشوند.
امارات متحده عربی در دهه ۲۰۰۰، ۸۰ فروند جنگنده F-16E/F Block 60 "Desert Falcon" دریافت کرد که پیشرفتهترین نوع F-16 ساختهشده در آن زمان بود، از جمله نمونههایی که توسط نیروی هوایی ایالات متحده به پرواز درآمدهاند و منحصراً برای ابوظبی ساخته شدهاند. این هواپیماها با هواپیماهای جنگی Dassault Mirage 2000-9 ساخت فرانسه تکمیل میشوند که امارات قصد دارد آنها را با ۸۰ جت چندمنظوره Dassault Rafale F4 که در دسامبر ۲۰۲۱ سفارش داده جایگزین کند.
فرزین ندیمی، تحلیلگر دفاعی و امنیتی و عضو ارشد موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، خاطرنشان کرد که این هواپیماها «نسلهای پیشرفتهتری از آنچه ایران میتواند به سمت آنها پرتاب کند» هستند. با این حال، آنها باید از «تاکتیکهای مؤثر و شهودی» برای جلوگیری از سرنگونی توسط پدافند هوایی ایران، از جمله سرکوب و نابودی پدافند هوایی دشمن، تاکتیکهای SEAD/DEAD استفاده کنند.
ندیمی گفت: «آنها در یک رویارویی فرضی در سراسر خلیج فارس، از نظر کیفی برتری آشکاری نسبت به نیروی هوایی ایران دارند، گرچه نتیجه به قابلیتها و عملکرد پدافند هوایی، عملیاتهای ضدهوایی (از جمله استفاده ایران از موشکهای بالستیک علیه پایگاههای هوایی عربستان)، کیفیت خلبانان، داراییهای پشتیبانی و اینکه آیا نبرد صرفاً هوایی باقی میماند یا به موشکها/پهپادها/حملات زمینی گسترش مییابد، بستگی دارد.»
او گفت: «قدرت هوایی متعارف ایران در حال حاضر در چارچوب درگیری ۲۰۲۶ به شدت تضعیف شده و این امر مزایای خلیج فارس را تقویت میکند، اما جنگ پهپادی و موشکی آنها مزیت آشکاری دارد.» ندیمی خاطرنشان کرد که خلبانان اماراتی از قبل «با دکترین غربی به خوبی آموزش دیدهاند» و هواپیماهایی را هدایت میکنند که در رهگیریهای دفاعی و حملات تهاجمی «برتر» هستند.
او گفت: «در یک نبرد صرفاً هوا به هوا یا یک نبرد محدود، F-15SAهای سعودی و F-16 بلوک ۶۰ اماراتی به دلیل مزایای تکنولوژیکی و آموزشی برتری خواهند داشت و امکان حملات مؤثر به پایگاههای هوایی یا داراییهای ایران را در عین به حداقل رساندن تلفات فراهم میکنند. نیروی هوایی و سامانههای یکپارچه پدافند هوایی ایران (IADS) به دلیل عملیاتهای قبلی آمریکا/اسرائیل تضعیف شدهاند و در صورت مشارکت (یا حمایت از تلاشهای ایالات متحده) کشورهای خلیج فارس، موازنه را بیشتر به سمت آنها متمایل میکنند.»
روبلین خاطرنشان کرد که جنگندههای F-15SA و F-16E/F به موشکهای AGM-88 HARM مسلح هستند که رادارهای پدافند هوایی دشمن را هدف قرار میدهند. وی گفت: «ایران ممکن است هنوز موشکهای زمین به هوا را به سمت آنها پرتاب کند، اما این جتها دارای سیستمهای دفاع شخصی هستند که باید هشدار کافی در مورد موشکهای ورودی ارائه دهند تا جنگندهها بتوانند از پنجره درگیری موشک خارج شوند.»
تهران نشان داده است که پدافند هوایی آسیبدیدهاش هنوز میتواند هواپیماهای موجود در حریم هوایی خود را تهدید کند. در طول جنگ، آنها یک F-15E نیروی هوایی ایالات متحده و یک هواپیمای تهاجمی A-10 را سرنگون کردند و به یک جنگنده تهاجمی رادارگریز نسل پنجم F-35 Lightning II آسیب رساندند، که یک هواپیمای جنگی پیشرفتهتر از هر هواپیمای جنگی در زرادخانههای فعلی امارات یا عربستان سعودی است.
رابلین گفت، نیروهای هوایی عربستان و امارات متحده عربی «ممکن است در مقایسه با ایالات متحده تا حدودی در برابر تلفات آسیبپذیرتر باشند» و «به دلیل کمبود داراییهای پشتیبانی، گزینههای بدتری برای بازیابی خدمه هواپیمای سقوط کرده داشته باشند.»
حملات عمیق
با وجود این قابلیتها، تجهیزات و آموزشهای بسیار، بدون شک یک کارزار جنگی شامل حملات عمیق در داخل ایران، چالشها و خطرات چشمگیری را برای کشورهای عربی خلیج فارس ایجاد خواهد کرد، به خصوص اگر بدون پشتیبانی نزدیک اسرائیل و آمریکا اجرا شود.
بول گفت: «با توجه به اینکه نیروی هوایی متعارف ایران ضعیف شده، اعراب خلیج فارس احتمالاً میتوانند یک کارزار هوایی محدود و احتمالاً رو به خلیج فارس شامل رهگیری و حمله در سواحل انجام دهند، و توانایی کمتری برای حملات عمیق در داخل ایران در اطراف پایتخت یا شهرهای بزرگی مانند اصفهان داشته باشند.»
وی افزود: «اعراب خلیج فارس اگر این عملیات را ارزشمند بدانند، میتوانند این حملات عمیقتر را انجام دهند. اما این کار با خطر بسیار بیشتری همراه خواهد بود و با توجه به اندازه نسبتاً کوچکتر نیروهای هوایی آنها، تأثیر راهبردی بر قابلیتهای نظامی ایران نخواهد داشت.»
رابلین شکی ندارد که نیروهای هوایی امارات و عربستان سعودی میتوانند «حملات مخرب» علیه ایران را دنبال کنند. با این وجود، او پیشبینی میکند که آنها با مشکلات مشابهی با مشکلات ایالات متحده و اسرائیل روبرو خواهند شد: یعنی اینکه چه چیزی را در ایران هدف قرار دهند یا نابود کنند که بتواند تصمیمگیری سیاسی تهران را تغییر دهد یا به طور قاطع بر تواناییهای نظامی آن تأثیر بگذارد.
او گفت: از نظر تئوری، تمایل عربستان و امارات برای حمله متقابل آشکار ممکن است محاسبات سیاسی ایران را تغییر دهد و آنها را به عنوان بازیگرانی برای مذاکره جدیتر بگیرد، گرچه البته تهران اخیراً با وجود درگیری سنگین در بهار امسال، در برابر فشارهای ایالات متحده انعطافپذیری زیادی نشان نداده است.