شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
نظرات: ۰
۰
-
«جاده‌ای به اریحا» به ونیز رسید؛ بازگشت آموس گیتای به غزه

آموس گیتای، نویسنده و کارگردانی که زمانی با لقب «موج نوی تک‌نفره اسرائیل» شناخته می‌شد، با فیلم «جاده‌ای به اریحا» در ونیز حضور یافته است؛ اثری که تلاشی نو و شاعرانه برای برجسته کردن وضعیت رقت‌بار ساکنان کرانه باختریِ تحت اشغال است.

به گزارش اطلاعات‌ آنلاین به نقل از گاردین، روستای فلسطینی «خان‌الاحمر» در کنار بزرگراه خاکی شماره ۱، در مسیر میان اورشلیم و اریحا در کرانه باختری تحت اشغال اسرائیل واقع شده است. در قلب این روستا، «مدرسه لاستیک‌ها» قرار دارد؛ سازه‌ای شکننده از لاستیک، چوب و خشت که حدود ۳۰۰ دختر و پسر بادیه‌نشین در آن تحصیل می‌کنند. از آنجا که مقامات اسرائیلی با صدور حکم غیرقانونی بودنِ کل این سکونتگاه، از اعطای مجوز ساخت رسمی به روستاییان خودداری کرده‌اند، این مدرسه طی هشت سال گذشته همواره با تهدید تخریب قریب‌الوقوع روبه‌رو بوده و به نمادی از مقاومت در برابر خشونت‌های گسترده‌ شهرک‌نشینان بدل شده است.

آموس گیتای، کارگردان کهنه‌کار اسرائیلی، معتقد است که تنها فشار بین‌المللی بوده که باعث شده این مکان همچنان سرپا بماند و باز نگه داشته شود. او می‌گوید: «این مدرسه به یک سنگ محک بدل شده است؛ آزمونی برای این موضوع که جامعه بین‌المللی تا کجا پیش خواهد رفت تا از حقوق مردم خان‌الاحمر محافظت کند. دست‌کم در این مساله، اروپا ایستاد و گفت نه.» اما درباره‌ آینده، چه کسی می‌تواند چیزی بگوید؟

فیلم جدید گیتای، «جاده‌ای به اریحا»، از این «مدرسه لاستیک‌ها» به عنوان نوعی لنگرگاه بهره می‌برد؛ مستندی سیال و فراموش‌نشدنی که بر آن است تا تاریخ پرآشوب اخیر را همچون جزر و مدی خروشان قاب‌بندی کند. گیتای ۷۵ ساله در پرداختن به مساله‌ کرانه باختریِ اشغالی، در واقع نقش خود را نیز به عنوان یک ناظرِ کناری و مفسری همیشگی کاوش می‌کند؛ او با بازگشت به کارنامه‌ی پربار خود، به بررسی زندگی کارگردانی می‌پردازد که منتقد معروف، مایکل اتکینسون، او را «موج نویِ تک‌نفره‌ اسرائیل» نامیده بود. فیلم او، تصویری مستند از این مدرسه را با تصاویری وهم‌آلود از ۴۰ سال گذشته در هم می‌آمیزد؛ به طوری که شاهد کلیپی از آرتور میلر، نمایشنامه‌نویس، در درام سال ۲۰۰۱ گیتای یعنی «عدن»، و همچنین مصاحبه‌های آرشیوی با شیمون پرز و اسحاق رابین در دورانِ سپیده‌دم دروغین توافق‌های اسلو در اواسط دهه‌ ۹۰ هستیم.

گیتای اعتراف می‌کند که در آن زمان، آینده بسیار روشن‌تر به نظر می‌رسید و خردمندان، به طور کلی، از صحنه خارج شده‌اند. او توضیح می‌دهد: «قتل رابین در سال ۱۹۹۵ توسط یک دانشجوی حقوق راست افراطی اسرائیلی، تلاش‌ها برای ایجاد گفتگو را سر برید. رابین بسیار ساده و بسیار هوشیار بود؛ او خواهان توافق بود و آمادگی داشت تا تمام پرسش‌ها را روی میز بگذارد و درباره‌شان بحث کند، چرا که می‌دانست توافق را نمی‌توان تحمیل کرد، بلکه توافق باید مورد پذیرش طرفین باشد.»

اما اکنون چه؟ او با لحنی قاطع می‌گوید: «همه آن‌ها از دست رفته است. همه‌چیز بی‌ثبات شده و ما اکنون در دستان کسانی هستیم که خواهان صلح نیستند. بنابراین، این بی‌شک بدترین دورانی است که در زندگی‌ام تجربه کرده‌ام. بسیاری از ما در اسرائیل در سه سال گذشته، در شوک سطح خشونت و وحشی‌گری‌ای که شاهدش هستیم، زندگی کرده‌ایم.»

«جاده‌ای به اریحا» یکی از چندین فیلمی است که در جشنواره فیلم ونیز امسال به‌طور مشخص بر خاورمیانه تمرکز دارند. برای مثال، فیلم «نازا» (NAZA) که محصول مشترک با گاردین است و در بخش مسابقه اصلی حضور دارد، بر نقش ارتش اسرائیل در کشتار جمعی غیرنظامیان فلسطینی تمرکز می‌کند. همچنین مستند واقعیت مجازی (VR) با عنوان «راجعین» (We Shall Return) که درباره‌ پاکسازی قومی در کرانه باختری است، از بخش‌های تکان‌دهنده در بخش «ونیز ایمرسیو» محسوب می‌شود. با این حال، «جاده‌ای به اریحا» تجربه‌ای متفاوت است؛ این فیلم بیشتر به یک «شعرِ لحن‌دار» شباهت دارد، چرا که بیانی موجز و عمیق دارد و تا حد ممکن از سینمای سیاسیِ شعارزده فاصله گرفته است.

گیتای می‌گوید: «من کارم را به عنوان یک کنش مدنی در نظر می‌گیرم. من زمانی فیلم می‌سازم که چیزی مرا تکان دهد یا آزار دهد؛ این همیشه محرک اصلی من است.» او ۱۰ سال پیش، هنگام فیلم‌برداری اثر دیگری، برای نخستین بار از خان‌الاحمر بازدید کرد و تحت تأثیر پشتکار و فداکاری جامعه‌ بادیه‌نشین آن قرار گرفت. او می‌گوید: «می‌خواستم از قدرت فیلم‌سازی برای دفاع از آن مدرسه استفاده کنم.»

با این حال، او نسبت به فیلم‌هایی که با قطعیت‌های مطلق سر و کار دارند و با برنامه‌هایی کاملاً از پیش تعیین‌شده و هدفمند پیش می‌روند، محتاط است. او می‌گوید: «من باور ندارم که هنر بتواند واقعیت را تغییر دهد؛ این هرگز چنین نبوده است. آنچه هنر می‌تواند انجام دهد، خراشیدن یک خاطره است و این بسیار مهم است. اگرچه مسلسل‌ها و پول جهان را به حرکت در می‌آورند، اما ایده‌ها نیز همین کار را می‌کنند و سینما ظرف بسیار بزرگی برای انتقال ایده‌هاست.»

در مستند سال ۱۹۸۲ او با عنوان «دفتر خاطرات میدانی» که در آستانه‌ جنگ لبنان دربارهی غزه ساخته شده، کارگردان با بسام شکا، شهردار وقت نابلس، مصاحبه کرد. شکا که در یک حمله از سوی شهرک‌نشینان اسرائیلی پایش را از دست داده بود، با ویلچر جابجا می‌شد. گیتای از او پرسید که آیا خود را خوش‌بین می‌داند یا بدبین؛ و شکا پاسخ داد: «بدبینی کالای لوکسی است که ما توان پرداخت هزینه‌اش را نداریم.»

بیش از ۴۰ سال بعد، آن سخنان بیش از هر زمان دیگری طنین‌انداز است. گیتای می‌گوید: «نمی‌دانم خوش‌بین هستم یا نه؛ با توجه به تمام اتفاقاتی که می‌بینیم، گفتن این حرف ساده‌لوحانه خواهد بود. اما به اروپای ۸۰ سال پیش نگاه کنید که صحنه‌ی کشتار میلیون‌ها انسان بود؛ این یک مرجع تاریخی مناسب است. این نشان می‌دهد که مردم همیشه می‌توانند دوباره گرد هم بیایند و بازسازی کنند، حتی پس از وحشت جنگ جهانی دوم. بنابراین، باید امید را حفظ کرد؛ چرا که امید و ایده‌ها، موتورهای بزرگ تغییر هستند.»

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی