شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۷
نظرات: ۰
۰
-
بازیگران پنهان بازار کتاب؛ چگونه یک اثر معمولی به پرفروش‌ترین تبدیل می‌شود؟

نگاهی به ویترین کتاب‌فروشی‌ها بیندازید؛ از جلد کتابی که خریده‌اید تا انتخاب‌ آن، هیچ‌کدام تصادفی نیست. پشت این انتخاب‌ها لشکری از بازاریابان، طراحان و الگوریتم‌های هوش مصنوعی قرار دارند که هنر متقاعدسازی را به بالاترین سطح رسانده‌اند.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، فیلیپ گوین جونز، ناشر سابق و کارگزار ادبی کنونی، فرآیند موفقیت یک کتاب در بازار را هنر خالص ترغیب می‌نامد؛ هنری که در آن از کتاب‌فروشان و مدیران خرید سوپرمارکت‌ها گرفته تا بوک‌تاکرها و اینفلئونسرهای شبکه‌های اجتماعی، همگی دست به دست هم می‌دهند تا مسیر خواننده را به سمت خرید کتاب هدایت کنند.

اولین قدم در این پازل، طراحی جلد است که به گفته جیمی کینان، از طراحان برتر بریتانیا، این کار حاصل ساعت‌ها تفکر و تست در گروه‌های کانونی است. اگر غول‌های تجاری مانند تسکو یا کتاب‌فروشی بزرگی چون واتراستونز طرحی را نپسندند، طراحان ناچار به تغییر آن می‌شوند. با این حال، ظهور خرید آنلاین تمام معادلات را به هم ریخته است؛ امروزه طراحان ناچارند به سراغ جلدهایی با تصاویر بندانگشتی و آیکونیک بروند که حتی در ابعاد بسیار کوچک روی صفحه‌نمایش گوشی قابل تشخیص باشند. رنگ‌های تند و اشباع‌شده چنان قفسه‌های داستان را تسخیر کرده‌اند که فضا بیشتر به آب‌نبات‌فروشی شباهت دارد. از سوی دیگر، تب تقلید از الگوهای موفق بازار بیداد می‌کند؛ هر رمان جنایی دنجی شبیه آثار پرفروش ریچارد عثمان طراحی می‌شود و کتاب‌های ژاپنی باید حتماً نقشی از یک گربه روی جلد داشته باشند، حتی اگر گربه نقشی در داستان نداشته باشد.

پس از جاذبه بصری جلد، نوبت به متن پشت جلد می‌رسد. نویسندگان این متن‌ها تنها چند ثانیه فرصت دارند تا مخاطب را مجاب کنند. آن‌ها با بهره‌گیری از الگوهای کلاسیک داستان‌نویسی، تلاش می‌کنند تا حس تازگی و آشنایی را به طور هم‌زمان القا کنند. در شرایطی که ژانرهایی مانند جنایی دنج و رمانتزی گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند، ناشران ناچارند کتاب‌ها را متناسب با تقاضای بازار بسته‌بندی کنند. حتی اگر رمانی در ژانر تاریک نوآر نوشته شده باشد، برای فروش در سوپرمارکت‌ها باید به گونه‌ای معرفی شود که مرگ و خشونت در آن همچون یک اتفاق ساده و هیجان‌انگیز به نظر برسد. با توجه به اینکه مخاطبان به صورت حرف «F» متن را مرور می‌کنند، کپی‌رایترها کلیدی‌ترین نکات را در خطوط ابتدایی جای می‌دهند و از کلیساهای مرسوم برای تأثیرگذاری بیشتر بهره می‌برند.

در کنار متن پشت جلد، توصیه‌ها و تأییدیه‌های نویسندگان معروف روی جلد نقش پررنگی ایفا می‌کند؛ هرچند به گفته کارشناسان، مخاطبان امروزی تا حدودی به این تعریف و تمجیدها به چشم روابط دوستانه نگاه می‌کنند. با این حال، نقش کتاب‌فروشان سنتی و مستقل همچنان حیاتی است. مدیران کتاب‌فروشی‌هایی مانند دانت بوکز بر این باورند که اعتماد عمومی به کتاب‌فروشان واقعی به این دلیل است که آن‌ها کتاب‌ها را با اشتیاق می‌خوانند و پیشنهاد می‌دهند. در این میان، برخی کتاب‌فروشی‌های تخصصی نظیر گلدزبورو بوکز با راه‌اندازی کلوب‌های کتاب‌خوانی انحصاری و ارائه نسخه‌های ویژه به اعضا، چنان قدرتی یافته‌اند که انتخاب یک کتاب از سوی آن‌ها می‌تواند اثر را یک‌شبه راهی جدول پرفروش‌ترین‌ها کند.

همچنین نقش اینفلئونسرهای دیجیتال در سال‌های اخیر به بخش جدایی‌ناپذیری از صنعت نشر تبدیل شده است. چهره‌های سرشناس در یوتیوب و اینستاگرام با معرفی یک کتاب می‌توانند جریانی میلیونی به راه بیندازند؛ پدیده‌ای که نمونه بارز آن تأثیر یک اینفلئونسر بر فروش آثار کلاسیک داستایفسکی در سال ۲۰۲۴ بود. ناشران برای جلب نظر این چهره‌ها از ماه‌ها پیش برنامه‌ریزی می‌کنند و ضیافت‌های شام تدارک می‌بینند. اگرچه بسیاری از این همکاری‌ها شفاف و قانون‌مند است، اما رقابت فشرده گاه باعث می‌شود برخی فعالان فضای مجازی مبالغی را صرفاً برای پوشش دادن کتاب‌ها مطالبه کنند که این امر مرز میان نقد صادقانه و تبلیغ تجاری را کم‌رنگ می‌سازد.

روابط‌عمومی ناشران نیز در عصر دیجیتال دستخوش تحولات چشمگیری شده است. حضور نویسندگان در پادکست‌های پرمخاطب سبک زندگی به‌مراتب تأثیرگذارتر از مصاحبه‌های سنتی است. در پشت صحنه آمازون و موتورهای جستجو، نبرد بر سر زیرعنوان‌ها، کلمات کلیدی و بهینه‌سازی برای ربات‌های هوش مصنوعی جریان دارد تا کتاب‌ها به راحتی توسط چت‌بات‌هایی نظیر کلود و ChatGPT قابل کشف باشند. از سوی دیگر، جنگ مناقشات برای قرار گرفتن در فهرست نامزدهای جوایز ادبی با ظرافت تمام میان ناشران مدیریت می‌شود تا شانس دیده‌شدن اثر به حداکثر برسد.

با تمام این ترفندها، ابزارها، هزینه‌های هنگفت و الگوریتم‌های پیچیده، واقعیت صنعت نشر تغییری نکرده است؛ همان‌طور که اهالی فن به یاد می‌آورند، در این بازار هیچ‌کس پاسخ قطعی موفقیت را نمی‌داند و در نهایت، با وجود تمام ترغیب‌ها، این خواننده است که با تصمیم شخصی خود سرنوشت یک کتاب را رقم می‌زند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی