به گزارش اطلاعات آنلاین، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در روزهای اخیر رسما حمایت خود را نسبت به استفاده گستردهتر از نقشهای اعلام کرد که اندازه واقعی قارهها را دقیقتر نشان میدهد؛ تغییری که فقط جای قارهها و کشورها روی نقشه را عوض نمیکند، بلکه ما را وادار میکند درباره تصویری که قرنها از جهان در ذهنمان ساختهایم دوباره فکر کنیم.
اگر از شما بخواهند روی یک نقشه، آفریقا و گرینلند را مقایسه کنید، احتمالاً اولین واکنشتان این است که بگویید خیلی با هم فرق ندارند. در نقشهای که سالها روی دیوار کلاسهای درس، کتابهای جغرافیا و بسیاری از اطلسها دیدهایم، حتی ممکن است گرینلند کمی هم بزرگتر به نظر برسد.
اما قاره آفریقا حدود ۱۴ برابر گرینلند است.
مساحت قاره آفریقا حدود ۳۰.۳ تا ۳۰.۴ میلیون کیلومتر مربع است، در حالی که گرینلند حدود ۲.۲ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. یعنی چیزی که سالها به چشم ما «تقریباً هماندازه» آمده، در دنیای واقعی اصلاً چنین نسبتی ندارد.
عجیبتر اینکه آفریقا آنقدر بزرگ است که میتوان آمریکا، چین، هند و بخش بزرگی از اروپا را در محدوده آن جا داد و باز هم مقداری زمین باقی ماند.
اما مشکل کجاست؟ مشکل صفحهای است که زمین را روی آن کشیدهاند!
نقشهای که برای دریانوردان ساخته شد، نه برای مقایسه اندازه کشورها
نقشه معروفی که بیشتر ما با آن بزرگ شدهایم، بر اساس تصویرسازی مرکاتور است؛ مدلی که گراروس مرکاتور - جغرافیدان، کیهاننگار و نقشهنگار فلاندری - در سال ۱۵۶۹ طراحی کرد.
مرکاتور دنبال این نبود که اندازه واقعی قارهها را روی یک کاغذ نشان دهد. هدف اصلی او کمک به دریانوردان بود. در این تصویرسازی، مسیرهایی با جهت ثابت میتوانستند به شکل خطوط مستقیم روی نقشه نمایش داده شوند؛ ویژگیای که برای دریانوردی ارزش زیادی داشت.
اما این مزیت یک هزینه داشت: هرچه از خط استوا دورتر میشویم، اندازه سرزمینها بیشتر کشیده میشود.
در نتیجه اروپا، روسیه، کانادا و گرینلند بزرگتر از اندازه واقعیشان دیده میشوند و مناطق نزدیک استوا، از جمله آفریقا و بخشهایی از آمریکای لاتین و جنوب آسیا، در مقایسه با آنها کوچکتر به نظر میرسند.
اما خاورمیانه و ایران چه؟
ایران در منطقهای از جهان قرار دارد که مرکاتور مساحت آن را بزرگنمایی میکند، نه کوچکنمایی. این بزرگنمایی در عرض جغرافیایی ایران حدود ۴۰ درصد است. در نتیجه، برخلاف آفریقا، تغییر اصلی برای ایران این نیست که ناگهان روی نقشه بزرگ شود؛ بلکه نسبت اندازه ایران با مناطق دیگر جهان واقعیتر میشود.
کشورهای خاورمیانه عمدتاً در عرضهای جغرافیایی میانی قرار دارند و بنابراین میزان کشیدگی آنها به اندازه سرزمینهای نزدیک قطبها نیست.
در نقشه مرکاتور، چشم ما با جهانی مواجه است که در آن سرزمینهای شمالی و غربی، بهویژه اروپا، روسیه و آمریکای شمالی، از نظر بصری وزن بسیار بیشتری پیدا میکنند؛ در مقابل، آفریقا، آمریکای لاتین و بخشهایی از آسیا کوچکتر دیده میشوند.
به عبارت دیگر، مسئله فقط این نیست که «ایران چند درصد بزرگتر یا کوچکتر دیده میشود». مسئله این است که خاورمیانه در چه نسبتی با بقیه جهان به چشم ما میآید.
مثلاً وقتی آفریقا را در ابعاد واقعیاش ببینیم، رابطه فضایی آن با خاورمیانه هم متفاوت به نظر میرسد. دریای سرخ دیگر صرفاً مرزی باریک میان دو منطقه کوچک روی نقشه نیست؛ در یک تصویر دقیقتر، در کنار قارهای قرار گرفته که وسعتش حدود ۳۰ میلیون کیلومتر مربع است.
از سوی دیگر، جنوب آسیا نیز در نقشههای معمول کمتر از ابعاد واقعی خود به چشم میآید؛ منطقهای با حدود ۵.۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت که نزدیک به یکچهارم جمعیت جهان را در خود جای داده است.

وقتی نقشه فقط نقشه نیست
حامیان کارزار Correct the Map یا نقشه را تصحیح کنید، معتقدند نقشهها فقط ابزار پیدا کردن مسیر نیستند؛ آنها به ما یاد میدهند جهان را چگونه ببینیم. اگر کودکی بارها و بارها نقشهای ببیند که در آن اروپا و آمریکای شمالی بزرگتر و آفریقا کوچکتر به نظر میرسند، این تصویر میتواند بهمرور بخشی از برداشت ناخودآگاه او از اهمیت و جایگاه مناطق مختلف جهان شود.
فعالان این کارزار حتی معتقدند کوچکنمایی بصری آفریقا با روایتهای قدیمی درباره این قاره گره خورده است؛ روایتی که وسعت، منابع، جمعیت و ظرفیت اقتصادی آفریقا را کمتر از واقعیت نشان میدهد.
کیوکو موئندو، جغرافیدان کنیایی، در همین زمینه به اهمیت سیاسی و اقتصادی نقشهها اشاره کرده و گفته است نقشهها فقط راهنمای مسافران نیستند؛ آنها بر برداشت ما از مناطق مختلف جهان اثر میگذارند.
این همان جایی است که یک خطای ظاهراً فنی، تبدیل به مسئلهای درباره تصویر ذهنی جهان میشود.
یک جهان عادلانه با یک نقشه عادلانه شروع میشود
این ایده به سازمان ملل رسید و روز چهارم سپتامبر ۲۰۲۶، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه موسوم به Correct the Map را با ۱۶۴ رأی موافق، یک رأی مخالف و ۶ رأی ممتنع تصویب کرد. توگو این ابتکار را پیش برده و اتحادیه آفریقا نیز از آن حمایت کرده است. آمریکا تنها کشوری بود که رأی مخالف داد.
رابرت دوسی، وزیر خارجه توگو، پیش از رأیگیری جملهای گفت که شاید بتوان کل بحث را در آن خلاصه کرد: «یک جهان عادلانه با یک نقشه عادلانه شروع میشود.»
نکته شایان توجه این است که این قطعنامه الزامآور نیست و حتی طرفداران آن هم قبول دارند که مرکاتور برای برخی کاربردها، بهویژه ناوبری دریایی و هوایی، همچنان مفید است. مسئله این است که برای آموزش جغرافیا یا مقایسه مساحت قارهها، میتوان از نقشههایی استفاده کرد که نسبت مساحتها را بهتر حفظ میکنند.
یکی از گزینههای اصلی، Equal Earth است؛ یک تصویرسازی که در سال ۲۰۱۸ توسط گروهی از نقشهنگاران طراحی شد تا مساحت نسبی قارهها را بسیار دقیقتر نمایش دهد.
البته این نقشه هم قرار نیست یک «پنجره بینقص به زمین» باشد. اساساً هیچ نقشه تختی نمیتواند تمام ویژگیهای یک کره را بدون هیچ تحریفی نمایش دهد. بعضی نقشهها شکل را بهتر حفظ میکنند، بعضی مساحت را، بعضی فاصله یا جهت را.
مسئله این است که برای هر کاری باید نقشه مناسب همان کار را انتخاب کرد و شاید مهمترین بخش ماجرا همین باشد: گاهی برای اینکه جهان را درستتر ببینیم، لازم نیست جهان را تغییر بدهیم؛ کافی است نقشهای را که از آن ساختهایم، دوباره نگاه کنیم.