به گزارش اطلاعات آنلاین، حملات موشکی بالستیک به پایگاه هوایی موفق السلطی اردن به یک فروند جنگنده A-10 Thunderbolt II و تقریباً هشت فروند جنگنده F-15 آسیب رساند و یک تبادل تلافیجویانه دیگر را به آزمایشی مهم برای حفاظت از نیروهای آمریکایی، قابلیت بقای هواپیما و استقامت پدافند هوایی منطقهای تبدیل کرد.
خسارت گزارششده فراتر از بدنههای هواپیما اهمیت دارد زیرا موفق السلطی میزبان 332 امین گروه اعزامی هوایی است و این پایگاه اردنی را به یک گره رزمی پیشرو تبدیل کرده است که از قدرت هوایی، نظارت، بازدارندگی و واکنش به بحران ایالات متحده در سراسر خاورمیانه پشتیبانی میکند.
جنیفر جیکوبز، خبرنگار ارشد کاخ سفید در CBS News، گفت که منابعی گزارش دادهاند که یک فروند A-10 «مورد اصابت قرار گرفته و یک بال خود را از دست داده است»، در حالی که تقریباً هشت فروند F-15 که به طور جزئی آسیب دیده بودند، به خدمت بازگشتند، اگرچه هیچ تصویر، شناسایی واحد یا ارزیابی رسمی خسارت همراه با این گزارش نبود.
طبق گزارشها، نیروهای آمریکایی در طول این حمله بیش از ۳۰ موشک رهگیر پاتریوت شلیک کردند، هزینهای که نشان میدهد چگونه حتی یک دفاع تا حد زیادی موفق میتواند فشارهای شدیدی را در زمینه انبار، تدارکات مجدد، سرعت عمل خدمه و هزینهها اعمال کند، زمانی که موشکهای بالستیک و پهپادهای یکطرفه بارها یک پایگاه ثابت را هدف قرار میدهند.
این حمله گزارششده پس از حملات ایالات متحده به پنج نفتکش ایرانی در پی هدف قرار دادن یک ناو جنگی نیروی دریایی ایالات متحده توسط ایران، صورت گرفت، در حالی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مدعی حملات تلافیجویانه علیه هشت نفتکش، دو ناو جنگی و پایگاه اردن شد.
این روایتهای رقیب، ادعاهای سیاسی و عملیاتی هستند و نه یک سابقه کامل از میدان نبرد، زیرا نه عکسهای هواپیما، شماره سریالها، مختصات برخورد سلاح، شواهد تلفات و نه ارزیابی پس از حمله که به طور مستقل تأیید شده باشد، برای آخرین خسارت گزارششده ارائه نشده است.
در صورت صحت، آسیب A-10 به منزله یک ماموریت عملیاتی است تا مدرکی از تخریب، در حالی که بازگشت سریع تقریباً هشت فروند F-15 نشاندهنده آسیبهای سطحی، آوار یا اثرات انفجار است که تیمهای تعمیر و نگهداری میتوانند بدون مداخله طولانیمدت در سطح انبار، آنها را اصلاح کنند.
این ماجرا نشان میدهد که رهگیری اکثر سلاحهای ورودی، حفظ نیروها را تضمین نمیکند، زیرا میزان نشتی اندک میتواند به هواپیماهای در معرض خطر، زیرساختهای تعمیر و نگهداری، تأسیسات فرماندهی، حسگرها یا محلهای استقرار آسیب برساند و در عین حال مدافعان را مجبور به استفاده نامتناسب از رهگیرهای کمیاب کند.
موفق السلطی به یک هدف مکرر ایران تبدیل شده است زیرا هواپیماهای متمرکز، باتریهای دفاع هوایی، پناهگاهها و زیرساختهای پشتیبانی اعزامی آن، اهرم راهبردی ارائه میدهند: هر حمله میتواند سورتیها را مختل، رهگیرها را مصرف و تصمیمات پایگاه را پیچیده کند و محاسبات امنیت داخلی اردن را تحت فشار قرار دهد.
هدفگیریهای ایران عموماً بر آشیانهها، پناهگاههای پهپادها، مراکز فرماندهی و کنترل، محلهای سکونت و هواپیماهای پارکشده تأکید داشته است، نه بر ایجاد حفرههای پایدار در باند فرودگاه، که نشاندهنده راهبرد آشکاری برای از بین بردن سامانهها و پرسنل ارزشمند در عین حفظ فرصتها برای حملات دقیق مکرر است.
بنابراین، آخرین گزارش، فضای نبرد را کمتر از طریق خسارت مطلق ادعاشده، بلکه از طریق شواهدی تغییر داده که نشان میدهد حملات مکرر ممکن است به دفاعهای لایهای نفوذ کنند و پراکندگی، استحکام، فریب و تجدید قوای رهگیر را به مرکز وضعیت نیروی منطقهای آمریکا تحمیل کنند.
برای برنامهریزان نظامی، سوال اصلی این است که آیا موفق السلطی میتواند بدون اینکه اجازه دهد هزینههای دفاعی، قرار گرفتن در معرض هواپیما، تقاضای تعمیر و خطر پرسنل، ارزش عملیاتی استقرار رو به جلو را از بین ببرد، به تولید قدرت رزمی تحت حملات مکرر ادامه دهد یا نه.