هجدهمین اجلاس بریکس در شرایطی برگزار میشود که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل نهتنها به یک بحران نظامی، بلکه به بحرانی برای انرژی، کشتیرانی و تجارت بینالمللی تبدیل شده است.
به نظر می رسد سفر پزشکیان یکی از مهمترین سفرهای خارجی او از حیث ظرفیت دیپلماتیک است. نه به این دلیل که بریکس میتواند برای ایران یک چتر امنیتی ایجاد کند. تجربه بحران کنونی بار دیگر محدودیتهای رویکرد موسوم به «نگاه به شرق» را برای ایران آشکار ساخته است. با این حال، هنوز در داخل کشوربرخی معتقدند که چون روسیه و چین عضو بریکس هستند، این گروه میتواند در برابر آمریکا از ایران حمایت امنیتی کند، اما چنین برداشتی با واقعیت بریکس سازگار نیست.
بریکس نه ناتو است و نه یک پیمان دفاعی. اعضای آن منافع و اولویتهای متفاوتی دارند. گسترش این گروه از یک سو بر وزن اقتصادی و ژئوپلیتیک آن افزوده، اما از سوی دیگر، تعارض منافع اعضا تصمیمگیری جمعی را دشوارتر کرده است. هند با آمریکا روابط راهبردی دارد، امارات با ایران اختلافات جدی دارد و برزیل نیز اساساً نمیخواهد بریکس به یک بلوک ضدآمریکایی تبدیل شود. حتی چین و روسیه نیز الزاماً در همه مسائل مربوط به ایران موضع یکسانی ندارند. اختلاف دیدگاه اعضای بریکس درباره جنگ و شکاف میان ایران و امارات، در نشست اخیر وزیران خارجه این گروه نیز خود را نشان داد؛ بهگونهای که اعضا نتوانستند حتی به یک بیانیه مشترک دست پیدا کنند؛ بنابراین، انتظار اینکه بریکس در شرایط کنونی به یک اتحاد سیاسی ـ امنیتی برای دفاع از ایران تبدیل شود، واقعبینانه نیست، اما همین واقعیت، لزوماً به معنای بیفایده بودن بریکس برای ایران نیست. برعکس، به نظر من فرصت اصلی پزشکیان دقیقاً در همین جاست.
مهمترین هدف پزشکیان باید این باشد که مسأله ایران را از یک مناقشه دوجانبه میان تهران و واشنگتن، به مسألهای بینالمللی درباره امنیت انرژی، امنیت کشتیرانی و ثبات اقتصاد جهانی تبدیل کند؛ بدون آنکه ایران اعضای بریکس را در موقعیتی قرار دهد که مجبور شوند میان تهران و واشنگتن یکی را انتخاب کنند.
ایران اکنون دیگر صرفاً یک عضو جدید بریکس نیست. جنگ ایران به یکی از آزمونهای اصلی اعتبار این گروه تبدیل شده و در عین حال، وحدت بریکس را نیز تحت فشار قرار داده است. از این منظر، پزشکیان میتواند پیشنهاد کند که چین، روسیه، هند، برزیل و حتی کشورهای عربی عضو بریکس برای ایجاد یک کانال میانجیگری یا یک گروه تماس درباره جنگ اقدام کنند.
البته این پیشنهاد نباید با این ادبیات مطرح شود که «بریکس باید در برابر آمریکا از ایران دفاع کند». پیشنهاد واقعبینانهتر آن است که بریکس برای جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ امنیت انرژی و کشتیرانی وارد عمل شود. هند، امارات و حتی چین ممکن است با ابتکاری تحت عنوان «نجات ایران» یا حمایت از یک عضو بریکس همراه نشوند؛ اما احتمال همراهی آنها با ابتکاری برای جلوگیری از یک جنگ منطقهای گسترده و تضمین امنیت انرژی بسیار بیشتر است. این همان نقطهای است که منافع ایران با منافع اعضای اصلی بریکس همپوشانی پیدا میکند.
در این میان، مسأله تنگه هرمز باید یکی از مهمترین محورهای دیپلماسی پزشکیان باشد. هرمز دیگر فقط مسأله ایران نیست. اگر جنگ طولانی شود و صادرات انرژی از خلیج فارس مختل بماند، چین و هند که از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان هستند بیش از بسیاری از کشورها از افزایش قیمت نفت و ناامنی مسیرهای دریایی آسیب خواهند دید. از این رو، پزشکیان در اجلاس دهلینو و در دیدارهای دوجانبه نباید صرفاً بر این گزاره تأکید کند که ایران در برابر آمریکا مقاومت میکند. پیام مهمتر میتواند این باشد که امنیت هرمز یک مسأله بینالمللی است و ایران آماده است در قالب یک سازوکار منطقهای و بینالمللی درباره امنیت کشتیرانی، انرژی و کاهش تنش مذاکره کند؛ مشروط بر آنکه امنیت و منافع مشروع ایران نیز مورد توجه و تضمین قرار گیرد. چنین رویکردی میتواند به ایران امکان دهد هرمز را از یک ابزار صرفاً نظامی به یک ابزار دیپلماتیک تبدیل کند؛ یعنی به جای آنکه تنها از قابلیت بستن یا محدود کردن مسیر بهعنوان اهرم فشار استفاده شود، امنیت پایدار آن به موضوعی برای مذاکره و معامله تبدیل شود.
در خصوص دیدارهای دوجانبه در حاشیه اجلاس نیز باید گفت اگر پزشکیان با شی جینپینگ دیدار کند، به نظر میرسد حتی موضوع میانجیگری چین در جنگ فرسایشی ایران و آمریکا میتواند از مسائل اقتصادی نیز مهمتر باشد.
پزشکیان باید از رئیسجمهوری چین یک سئوال و یک درخواست روشن داشته باشد: آیا چین حاضر است برای ایجاد یک چارچوب سیاسی جهت پایان جنگ ایران و آمریکا نقش فعالتری ایفا کند؟ چین از معدود کشورهایی است که همزمان با ایران رابطه راهبردی دارد، خریدار مهم نفت ایران است، با آمریکا روابط اقتصادی گستردهای دارد، با کشورهای عربی خلیجفارس روابط عمیقی برقرار کرده و عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل است. بنابراین مزیت چین برای ایران فقط اقتصادی نیست؛ مزیت مهمتر آن، ظرفیت میانجیگری و ارتباط همزمان با طرفهای مختلف بحران است. چرا نباید به جای پاکستان، کشوری مانند چین میانجیگر این نزاع باشد؟ بی شک، اگر پکن بخواهد قادر است میان تهران و واشنگتن یک مسیر سیاسی قابلاعتماد ایجاد کند، در ان شرایط نقش آن بسیار فراتر از یک شریک اقتصادی خواهد بود و میتواند به یکی از ارکان اصلی یک راهحل دیپلماتیک تبدیل شود.
در دیدار با ولادیمیر پوتین نیز پزشکیان بهتر است بر انتظار حمایت نظامی مستقیم از روسیه تمرکز نکند. چنین انتظاری با واقعیت سیاست خارجی مسکو سازگار نیست. روسیه در بحران کنونی حاضر نیست روابط خود با اسرائیل، کشورهای عربی و سایر بازیگران منطقه را به خاطر تهران قربانی کند و طبیعتاً از ورود مستقیم به جنگ با آمریکا نیز پرهیز خواهد کرد، اما این به معنای بیاهمیت بودن نقش روسیه نیست. پزشکیان میتواند از پوتین بخواهد که مسکو در یک ابتکار مشترک دیپلماتیک برای توقف جنگ و ایجاد ترتیبات امنیتی جدید در خلیجفارس چه نقشی میتواند ایفا کند. این پیشنهاد حتی برای روسیه نیز جذاب است؛ زیرا مسکو میتواند بدون ورود مستقیم به جنگ، خود را بهعنوان یکی از معماران نظم امنیتی جدید خاورمیانه مطرح کند و نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد. هند نیز برای ایران اهمیت ویژهای دارد، اما نباید از دهلینو انتظار داشت که در بحران کنونی در کنار تهران در برابر واشنگتن قرار گیرد. بریکس برای هند بیش از آنکه ابزاری برای ایجاد یک بلوک ضدغربی باشد، وسیلهای برای حفظ و افزایش «استقلال راهبردی» و تقویت نقش این کشور در جنوب جهانی است. پزشکیان باید این واقعیت را در محاسبات خود لحاظ کند.
پیام او به نارندرا مودی نباید این باشد که «میان ایران و آمریکا یکی را انتخاب کنید»، بلکه باید این باشد که در موضوعی که مستقیماً با امنیت و منافع هند ارتباط دارد، نقش فعالتری ایفا کنید. این موضوع بیش از هر چیز به امنیت انرژی و مسیرهای تجاری مربوط میشود. از همین منظر، کریدور شمال ـ جنوب میتواند یکی از مهمترین موضوعات مورد مذاکره تهران و دهلینو باشد. ایران میتواند برای هند نهتنها یک شریک سیاسی، بلکه بخشی از زیرساخت اتصال این کشور به روسیه و آسیای مرکزی باشد.
بنابراین، به باور من، هنر پزشکیان این نیست که از پوتین، شی و مودی صرفاً یک «حمایت سیاسی» بگیرد؛ فرصت بزرگتر آن است که منافع چین، روسیه و هند را به منافع ایران در پایان جنگ پیوند بزند.
در واقع، شاید بزرگترین فرصت پزشکیان در دهلینو، نقطهضعف فعلی بریکس باشد. اگر بریکس نتواند درباره جنگ ایران موضع مؤثری اتخاذ کند، این تصور تقویت خواهد شد که این گروه، با وجود وزن اقتصادی و سیاسی قابل توجه، در نهایت چیزی بیش از یک باشگاه پر سر و صدا نیست و توان تبدیل قدرت اقتصادی و سیاسی خود به اقدام جمعی دیپلماتیک را ندارد.
اما اگر هند بتواند با همکاری چین و روسیه، حتی یک فرمول حداقلی برای آتشبس، امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی و آغاز مذاکرات ایجاد کند، بریکس برای نخستین بار میتواند نشان دهد که در حال تبدیل شدن به یک قطب مؤثر در حکمرانی جهانی است. از این منظر، بحران ایران برای بریکس هم تهدید است و هم فرصت.
در مجموع، معتقدم پزشکیان باید پیشنهاد دهد که بریکس برای جلوگیری از ادامه این جنگ و تبدیل آن به یک بحران جهانی انرژی و امنیت کشتیرانی، یک ابتکار عمل دیپلماتیک ایجاد کند. این پیشنهاد از نظر سیاسی شانس بیشتری برای موفقیت دارد؛ زیرا هند، چین و سایر اعضا الزاماً درباره ایران موضع واحدی ندارند، اما آنها از گسترش جنگ، بیثباتی بازار انرژی و اختلال در تجارت جهانی زیان خواهند دید. این دقیقاً همان نقطهای است که منافع ملی ایران با منافع اکثر اعضای بریکس همپوشانی پیدا میکند.