شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۹
نظرات: ۰
۰
-
تفاهم اسلام‌آباد؛ تصمیم ملی زیر سایه وحدت

آنچه در ماجرای تفاهم اسلام‌آباد اهمیت دارد، نه مصادره این توافق به نام یک دولت، جریان یا فرد، بلکه توجه به سازوکار تصمیم‌گیری در عالی‌ترین سطوح کشور و ارزیابی نتیجه آن بر اساس منافع ملی است.

تفاهم اسلام‌آباد را نمی‌توان صرفاً یک متن دیپلماتیک میان ایران و آمریکا دانست؛ این تفاهم در شرایطی شکل گرفت که منطقه یکی از پرتنش‌ترین مقاطع خود را پشت سر گذاشته و هرگونه توافق برای توقف درگیری‌ها، پیش از آنکه یک امتیاز سیاسی باشد، آزمونی برای سنجش دستاوردهای میدان و توان دیپلماسی در تثبیت آن محسوب می‌شود. از همین رو، قضاوت درباره این تفاهم نیز نباید در چارچوب دوگانه «توافق خوب یا بد» متوقف بماند، بلکه باید دید این سند تا چه اندازه توانسته هزینه‌های جنگ را کاهش دهد، دستاوردهای ایران را تثبیت کند و طرف مقابل را در برابر تعهدات مشخص قرار دهد.

تفاوت مهم میان یک «توافق از سر اجبار» و یک «تفاهم حاصل از مذاکره» دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود. اگر یک طرف بتواند پس از یک دوره درگیری، بدون پذیرش شروط تحمیلی و در مقابل، با گرفتن تعهدات مشخص از طرف مقابل پای میز مذاکره بنشیند، نمی‌توان نتیجه را صرفاً با معیار میزان امتیازهای اعطا شده سنجید. باید پرسید چه چیزی در ازای آنچه ایران پذیرفته، به دست آمده و آیا این دستاوردها قابل اجرا، قابل مطالبه و قابل سنجش هستند یا خیر.

محمدباقر قالیباف نیز با همین منطق، تفاهم اسلام‌آباد را «اعلامیه شکست آمریکا» توصیف کرده و تأکید داشته است که پیروزی‌های میدان زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کنند که در یک سند حقوقی و سیاسی تثبیت شوند. این گزاره، فارغ از ادبیات سیاسی آن، یک نکته مهم را برجسته می‌کند: پایان جنگ اگر صرفاً به توقف شلیک‌ها محدود شود، دستاوردی شکننده خواهد بود؛ اما اگر توقف درگیری با مجموعه‌ای از تعهدات سیاسی همراه شود، می‌تواند بخشی از هزینه‌های تحمیل‌شده بر کشور را جبران و فضای جدیدی برای مدیریت شرایط ایجاد کند.

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که دولت در چنین شرایطی با یک انتخاب ساده میان «مذاکره» و «مقاومت» مواجه نبوده است. مسئله اصلی، استفاده همزمان از ظرفیت‌های میدان و دیپلماسی برای تأمین منافع ملی بوده است. مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند از یک سو مانع تداوم فرسایشی درگیری شود و از سوی دیگر، اجازه ندهد طرف مقابل نتیجه جنگ را به نفع خود تفسیر و تثبیت کند. بر همین اساس، تفاهم اسلام‌آباد را می‌توان تلاشی برای تبدیل شرایط ایجادشده در میدان به یک چارچوب سیاسی دانست؛ چارچوبی که در آن تعهدات طرفین قابل ارزیابی است.

تکرار ماجرای برجام

با این حال، مخالفان تفاهم اسلام‌آباد در ادامه انتقادات خود، تلاش کرده‌اند این توافق را نه به‌عنوان یک تصمیم در چارچوب سیاست خارجی کشور، بلکه به‌عنوان تصمیمی شخصی و «پروژه اختصاصی» مسعود پزشکیان معرفی کنند؛ روایتی که بر اساس آن، دولت برای پیشبرد این تفاهم ابتکار عملی خارج از چارچوب‌های معمول اتخاذ کرده و اکنون نیز مسئولیت پیامدهای آن را باید متوجه شخص رئیس‌جمهور دانست. سخنگوی فراکسیون مستقلین مجلس شورای اسلامی در همین زمینه معتقد است؛ «من بارها چه در تفاهم‌نامه قبلی و چه در تفاهم‌نامه جدید گفته‌ام؛ همان داستانی که درباره برجام اتفاق افتاد، امروز نیز در حال تکرار است. آن زمان مذاکرات و توافق برجام را به شخص آقای روحانی و آقای ظریف منتسب می‌کردند، در حالی که واقعیت قضیه این نیست.» مهرداد لاهوتی افزود: به واقع تمام تصمیمات مذاکرات در جلسات شورای عالی امنیت ملی گرفته می‌شود. ترکیب شورای عالی امنیت ملی نیز مشخص است و مردم به جهت یادآوری باید در جریان باشند؛ سران سه قوه، سه فرمانده ارشد نظامی، رئیس سازمان برنامه و بودجه و دو نفر از نمایندگان رهبر انقلاب به عنوان اشخاص حقیقی در آن حضور دارند. بنابراین یک ترکیب ۱۱ نفره درباره این مسائل تصمیم‌گیری می‌کند. نماینده مردم لنگرود در مجلس ادامه داد: از سوی دیگر قانون اساسی  به دقت این موضوع را پیش‌بینی کرده است. در این نوع مسائل درست که شورای عالی امنیت ملی اختیار تصمیم‌گیری دارد، اما در اصل ۱۷۶ قانون اساسی تصریح شده که هر تصمیمی که این شورا اتخاذ کند، باید به تأیید مقام معظم رهبری برسد. یعنی شورای عالی امنیت ملی وظیفه دارد با حضور سران نظام، فرماندهان نظامی، رئیس سازمان برنامه و سایر اعضا درباره مسائل مهم تصمیم بگیرد، اما اجرای این تصمیمات منوط به تأیید رهبری است.وی با بیان اینکه باید بار دیگر تأکید کنم این مذاکره و تفاهم‌نامه تصمیم شخصی پزشکیان و دولت نبوده است، گفت: این نکته حائز اهمیت است که تصمیم مربوط به شورای عالی امنیت ملی است، نه شخص آقای پزشکیان.

موانعی در حل مسائل کشور

مهرداد گودرزوند چگینی، عضو هیات رئیسه کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی هم با تأکید بر اینکه تصمیم‌گیری درباره مذاکرات، آتش‌بس و ادامه جنگ در چارچوب قانون اساسی و با نظر نهایی رهبر معظم انقلاب و سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در شورای عالی امنیت ملی انجام می‌شود، گفت: برخی جریان‌های تندرو تلاش می‌کنند تفاهم‌نامه آتش‌بس را به دولت یا افراد خاص نسبت دهند تا از این طریق مانع هرگونه اقدام برای حل مسائل کشور شوند.

گودرزوند چگینی ادامه داد: این تصمیم قطعاً به دولت، رئیس مجلس یا هیئت مذاکره‌کننده بازنمی‌گردد؛ این افراد مجریان تصمیماتی هستند که در ادامه مسیر باید آنها را اجرا کنند. همچنین هیئت مذاکره‌کننده نیز با پیشنهاد دولت و نظر مقام معظم رهبری تعیین می‌شود. نماینده مردم رودبار در مجلس شورای اسلامی در ادامه از به خطر افتادن منافع برخی افراد در پی این تفاهم نامه گفت و تاکید کرد: امروز منافع برخی گروه‌ها به خطر افتاده است؛ چراکه اگر این مشکل حل شود، آرامش به کشور بازگردد و اقتصاد در جایگاه خود قرار گیرد، قطعاً مردم از این شرایط استقبال خواهند کرد. از سوی دیگر، برخی گروه‌های تندرو که تلاش می‌کنند همه چیز را به نام خود مصادره کنند، از جمله حضور خودجوش مردم در کف میدان‌ها که برای بیعت با رهبری، نظام و ولایت بوده است، با کمرنگ شدن نقش سیاسی خود مواجه خواهند شد. به همین دلیل برخی از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی تلاش می‌کنند بحث تفاهم‌نامه و آتش‌بس را به دولت و افراد خاصی در کشور تقلیل دهند تا بتوانند این موضوع را در افکار عمومی تخریب کرده و هرگونه نشست و اقدام برای حل این مشکل را با مانع مواجه کنند.

نگاه‌های انحصاری برخی جریان‌های سیاسی

اما این پایان کار نبوده است؛ در این میان، برخی جریان‌های سیاسی همواره تلاش کرده‌اند قرائت خود از اظهارات، مواضع و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را به‌عنوان تنها قرائت مشروع و معتبر به افکار عمومی عرضه کنند و بر اساس همین نگاه، بخش‌هایی از بیانات و تدابیر ایشان را که با روایت جناحی یا منافع سیاسی آنها همخوانی ندارد، کم‌رنگ، گزینشی یا حتی از افکار عمومی پنهان کنند. این رویکرد در عمل باعث می‌شود تصویری ناقص و یک‌سویه از دیدگاه‌های رهبری شکل بگیرد و برخی تأکیدات مهم ایشان که ممکن است برای جریان یا طیف خاصی خوشایند نباشد، در حاشیه قرار گیرد. حال آنکه بیانات رهبر معظم انقلاب را نمی‌توان به چند گزاره منتخب و متناسب با ادبیات یک جریان سیاسی تقلیل داد؛ بلکه برای فهم دقیق مواضع ایشان باید مجموعه بیانات، سیاست‌ها، تصمیمات و تدابیر مورد تأکید ایشان را در کنار یکدیگر و بدون نگاه جناحی مورد توجه قرار داد. تبدیل سخنان رهبری به ابزار تأیید مواضع سیاسی یک جریان، نه‌تنها به برداشت عمومی از منویات ایشان آسیب می‌زند، بلکه می‌تواند موجب شکل‌گیری روایت‌های ناقص و بعضاً متعارض در جامعه شود؛ از این رو، آنچه ضرورت دارد، ارائه تصویری جامع، صادقانه و غیرگزینشی از رهنمودهای رهبری و پرهیز از مصادره سیاسی بیانات ایشان است.

احمد بیگدلی، نماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی نیز با بیان اینکه تفاهم‌نامه اسلام آبادی نه ربطی به دولت دارد و نه ربطی به پزشکیان، گفت: لذا نه پزشکیان، نه آقای قالیباف و نه تیم مذاکره‌کننده به تنهایی نمی‌توانند در این بخش تصمیم بگیرند. وی  در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه چرا برخی جریان‌های سیاسی، قرائت خود از اظهارات رهبر معظم انقلاب را تنها قرائت مشروع می‌دانند و بخش‌هایی از تصمیمات یا تدابیر رهبری را که با روایت جناحی آنها سازگار نیست، از افکار عمومی پنهان می‌کنند، گفت: برخی جریان‌ها تصور می‌کنند تنها با این نوع نگاه می‌توانند کشور را از شرایط موجود عبور دهند، در حالی که در بسیاری از موارد، نگاه آنها کارشناسی نیست و بیشتر بر مبنای احساسات شکل گرفته است و از سوی دیگر، واقعیت‌های جامعه و نگاه مردم را نیز در نظر نمی‌گیرند. وی افزود: متأسفانه برخی افراد به دلیل آنکه صدای بلندتری دارند و از تریبون‌های مختلف، از جمله صدا و سیما، برخوردارند، این تصور را پیدا کرده‌اند که می‌توانند با یک صدا کشور را پیش ببرند، در حالی که تجربه نشان داده است چنین رویکردی نتوانسته کشور را به سمت حل مسائل هدایت کند. عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح کرد: حاصل این نوع نگاه، جز ایجاد چالش، مشکل و مسئله برای کشور نبوده و این جریان‌ها با چنین رویکردی، در حق مردم و رهبری بی‌انصافی می‌کنند. بیگدلی گفت: از سوی دیگر گاهی فرد با خود می‌نشیند، فکر می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که دیدگاهش درست است، اما وقتی وارد متن جامعه می‌شود، درمی‌یابد که واقعیت و حقیقت موجود بسیار متفاوت‌تر از تصوری است که در ذهن خود ساخته است. فاصله گرفتن از واقعیت‌های جامعه و گرفتار شدن در چنین برداشت‌هایی، زمینه‌ساز شکل‌گیری همین رویکردها و اتفاقات می‌شود.

در نهایت، آنچه در ماجرای تفاهم اسلام‌آباد اهمیت دارد، نه مصادره این توافق به نام یک دولت، جریان یا فرد، بلکه توجه به سازوکار تصمیم‌گیری در عالی‌ترین سطوح کشور و ارزیابی نتیجه آن بر اساس منافع ملی است. مذاکره، آتش‌بس و تصمیم درباره نحوه مواجهه با تحولات امنیتی و سیاسی، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را به برداشت‌های شخصی یا رقابت‌های جناحی تقلیل داد. همان‌گونه که تأکید نمایندگان مجلس نیز نشان می‌دهد، اختلاف‌نظر درباره شیوه اجرا و نقد عملکرد مسئولان امری طبیعی است، اما تبدیل تصمیمات ملی به ابزار منازعه سیاسی، در نهایت هزینه آن را متوجه کشور و مردم خواهد کرد. اکنون بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد روایت‌های سیاسی و جناحی جای خود را به نگاه واقع‌بینانه، کارشناسی و مبتنی بر منافع ملی بدهد و عملکرد تفاهم اسلام‌آباد نیز نه با هیاهوی سیاسی، بلکه با میزان تحقق تعهدات، حفظ دستاوردهای کشور و تأثیری که بر امنیت و آینده اقتصادی مردم خواهد داشت، سنجیده شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی