«مصلحت» مفهومی است که اگر درست فهم شود، نشانه عقلانیت است و اگر نادرست به کار رود، میتواند پوششی برای منفعتطلبی و گریز از مسئولیت باشد.
یکم:
مصلحت را نمیتوان با منفعت یکی دانست. در منفعت فقط سود امروز در نظر است؛ اما مصلحت، آن چیزی است که در مجموعهای از شرایط، خیر بزرگتر و پایدارتر را رقم میزند. مصلحت، در حقیقت، هنر دیدنِ پشتِ پرده امروز است؛ دیدن پیامدهایی که هنوز رخ ندادهاند و هزینههایی که هنوز به چشم نمیآیند. چنین مصلحتی لزوما باید در خدمت خیر باشد، نه در خدمت خواهشهای زودگذر.
مصلحت واقعی، حقیقت را حذف نمیکند؛ راهی برای تحقق سنجیدهتر آن پیدا میکند. در ساحت منفعت، انسان غالباً به آنچه اکنون به دست میآورد توجه می کند؛ اما در مصلحت، به آنچه با این دستاورد از دست می دهد نیز میاندیشد.
ممکن است افزایش یک سود، کاهش یک هزینه یا کسب یک رضایت عمومی در کوتاهمدت مطلوب به نظر برسد، اما اگر بهای آن فرسایش اعتماد، از میان رفتن سرمایه اجتماعی یا ایجاد هزینهای بزرگتر در آینده باشد، نمیتوان آن را مصلحت نامید. مصلحت، هنر دیدنِ نیمه پنهان تصمیم است. و مصلحت سنجی، دیدن سایه فردا بر دیوار امروز است. در سیاستگذاری عمومی نیز تصمیمها اغلب میان منافع متعارض و افقهای زمانی متفاوت قرار میگیرند؛ یعنی چیزی ممکن است برای امروز سودمند و برای آینده پرهزینه باشد. پژوهشهای سیاستگذاری این مسئله را یکی از دشوارترین بخشهای تصمیمگیری عمومی میدانند. پس مصلحت، انتخاب میان «خوب و بد» نیست؛ گاه انتخاب میان دو خیر، دو زیان یا دو هزینه است. مصلحت، همیشه انتخاب راه محبوب نیست؛ گاهی انتخاب کمهزینهتر در میان راههای پرهزینه است.
دوم:
مصلحت اندیشی خردمندانه با مصلحتسازی نیز متفاوت است: در مصلحت اندیشی انسان میکوشد تا پیش از تصمیم، بهترین راه جلب خیر عمومی را انتخاب کند اما در مصلحت سازی، وکیل مدافع تصمیمی است که پیشاپیش گرفته شده است. از همین رو میتوان بسیاری از خواستهها را با واژه «مصلحت» آراست و بسیاری از آسیبها را با آن توجیه کرد.
مصلحت واقعی معمولاً هزینه دارد. کسی که خیر بزرگتر را انتخاب میکند، گاهی باید از سود نزدیکتر خود بگذرد. اما مصلحتسازی غالباً برعکس عمل میکند: منفعت نزدیکتر حفظ میشود و هزینه آن به آینده یا دیگران منتقل میگردد.
توجه به ویژگیهای مصلحت سنجی، آنرا از مصلحت سازی و مصلحت پرستی متمایز میکند.
ـ مصلحتی که برای یک وضعیت استثنایی پدید آمده، باید تا زمانی معتبر باشد که آن وضعیت وجود دارد. اگر «موقت» به «دائمی» تبدیل شود، استثنا آرامآرام جای اصل را میگیرد. بنابراین باید گفت: مصلحت همواره باید استثنایی برای حفظ اصل باشد، نه قاعدهای برای فرار از اصل. از همین رو گاه برای حفظ یک اصل، روش رسیدن به آن باید تغییر کند؛ اما نباید خود اصل قربانی شود. مصلحت باید دلیل داشته باشد، حد داشته باشد و پایان داشته باشد. در گزاره مصلحت سازی عبارت «فعلاً مصلحت است» خطرناک است زیرا «فعلاً» اگر پایانی نداشته باشد، یکی از خطرناکترین واژهها در تصمیمگیری است؛ زیرا میتواند امروز را به فردا و فردا را به سالهای بعد حواله دهد تا سرانجام، استثنا به قاعده تبدیل شود.
ـ مصلحت باید حقیقت محور باشد نه منفعت محور. بنابراین باید میان بد و بدتر وخوب و خوبتر انتخاب کند نه میان حق و باطل. حق و باطل جولانگاه مصلحت سنجی نیست. مصلحت نباید با حقیقت در تضاد بنیادی قرار گیرد. مصلحت، حقیقت را در جهان واقعی قابل تحقق میکند؛ مصلحتپرستی و مصلحت سازی، واقعیت را بهانهای برای کنار گذاشتن حقیقت میسازد. در مصلحت سنجی، عقل، حقیقت را با واقعیت آشتی میدهد؛ اما در مصلحت سازی واقعیت، بهانهای برای فراموش کردن حقیقت میشود.
ـ مصلحت عمومی در هر شرایطی بر منفعت شخصی مقدم داشته شود. حفظ موقعیت، فرار از مسئولیت، محبوب ماندن یا تأمین منفعت گروهی خاص نمیتواند مصلحت سنجی باشد.
ـ پیامدها و هزینه های تصمیم باید در مصلحت سنجی، سنجیده شود.
ـ مصلحت سنجی باید اقناع جامعه را در پی داشته باشد و مردم، مصلحت بودن آن تصمیم را درک کنند.
ـ شجاعت پذیرش خطا و اصلاح آن در مصلحت سنجی وجه بارزی است. هیچ تصمیم انسانی مصون از خطا نیست. تصمیم درست آن نیست که هرگز تغییر نکند؛ تصمیم درست آن است که اگر واقعیت نشان داد اشتباه بوده، اصلاح شود.
ـ مصلحتسنج ممکن است از محبوبیت خود بکاهد تا خیر عمومی حفظ شود؛ مصلحتپرست ممکن است خیر عمومی را به خطر اندازد تا محبوب بماند.
ـ مصلحت سنجی به میزان زیادی وابسته به دور اندیشی است. اما مصلحت سازی در پی پوشش دادن به منافع شخصی زودگذر است.
سوم:
اکنون کشور ما در میانه جنگ است، جنگی که از سوی دشمن به ناروا بر ما تحمیل شد. رهبر عزیز، حکیم و خردمندِ خرد پیشه و دور اندیشِ ما، کودکان معصوم میناب، فرماندهانِ بی بدیل، مومن و شجاع ما و بسیاری از هم میهنان عزیزمان در این جنگ به شهادت رسیدند. مردم عزیز ما بهای سنگینی تا اینجا پرداخته است. سختیهای معیشتی را نیز تحمل کردهاند. ماهیت دشمن بیش از همیشه برای آنان آشکار شده است. اپوزوسیون خارج نشین مضمحل شده است و انسجام ملی که رهبر عزیز تخطی از آن را حرام و ممنوع دانستهاند، در جامعه متبلور است.
دولت با ناترازیهای زیادی روبروست و باید تصمیمات مهمی را که هریک در زندگی آحاد مردم بروز و ظهور خواهد داشت، بگیرد. طبیعی است هر تصمیمی در هر حوزهای ممکن است به سود برخی و به زیان برخی دیگر باشد. بنابر این دولت نیازمند مصلحت سنجی است. تا خیر بزرگتر را بر خیر کوچکتر ترجیح دهد و از هزینههای فراگیر تصمیمات بکاهد و در عین حال در اقناع مردم نیز موفق عمل کند. کار، کارِ به غایت سخت و دشواری است. اما ناممکن نیست. مصلحت اگر تشخیص داده شد و مورد تأیید رهبر معظم انقلاب قرار گرفت، همگان باید اطاعت کنیم. خیری که در اطاعت از مصلحت مورد تأیید مصلحت سنجان دلسوز و رهبری حکیم است، حتماً خیر کثیر خواهد بود.
چهارم:
نتیجه آنکه اگر در تصمیم سازیها و تصمیم گیریهای سیاسی، حقیقت فدای مصلحت نشود و مصلحت در مجرای واقعی خود به کار گرفته شود، اقناع عمومی را در پی داشته باشد، هزینههای پنهان آن در نظر گرفته شود، بدترین پیامدهای احتمالی سنجیده شود، رخنه دایمی در اصول پدید نیاورد و مرز بین مصلحت و منفعت تبیین شود، چنین مصلحتی به یقین مصلحت سنجی صحیح و موثر است. اکنون در نظر گرفتن مصلحت واقعی کشور یک انتخاب تجملی نیست بلکه یک ضرورت است. مصلحت متعادل هم در حل مشکلات موجود و هم در پیشگیری از مشکلات احتمالی آینده. تصمیم خردمندانه مبتنی بر مصلحت، تصمیمی است که اسیر فشار لحظهها نباشد و به ضرورتهای زمان نیز بی اعتنا نباشد بلکه پلی بین امروز و فردا بزند.
متأسفانه در هر دو سوی افراط و تفریط نظراتی بیان می شود که مصلحت سوز است. وگاه پیشی گرفتن از مصلحت سنجان دلسوز را در آستین دارد و نه تنها کمکی به حل مشکل موجود و پیشگیری از مشکلات احتمالی آینده نمی کند، بلکه بر مشکلات نیز میافزاید.
آنچه که اکنون به مصلحت اندیشی ضروری و فوری نیازمند است ابتدا گذر عزتمندانه از جنگ به صلح پایدار و شرافتمندانه سپس توجه به معیشت مردم و تطابق دخل وخرج آنان و البته در کنار همه اینها به تعبیر مقام معظم رهبری «توجّه فراراهبردی به مسئلهی فرهنگ، تعلیم و تربیت است. به گفته انوری آنرا که خرد مصلحت آموز شود»، هرگز پشیمان نخواهد شد.