نیاز به ادراک و فهم آنچه در جهان میگذرد، یک نیاز عمده در این جامعه است و مرحوم قاسمزاده یک لحظه از افزایش ادراک و روشنگری بازنایستاد. او همواره تلاش میکرد عموم جامعه از طریق رسانه، خواه صدا و سیما باشد یا روزنامه اطلاعات، به ادراک از واقعیات بیرونی برسد و در این راه، راستگویی به جامعه را فدای مصلحت نکرد.
میخواهم این بیت حافظ را یادآوری کنم که: همای گو مه فکن سایه شرف هرگز/ بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
و به استناد آن بگویم جامعهای که امثال قاسمزاده را برنتابد و یک مشت متملق چاپلوس را به جایگاه رفیع برساند، حتماً یک کمبودی دارد و قاسمزاده این کمبود را بهخوبی درک میکرد و تا آخر عمر در تلاش بود که آن را جبران کند.
نیاز دوم جامعه سیاسی ما، روایت است. ما در صحنه واقعیت توانستهایم نقش خوبی ایفا کنیم اما در صحنه روایت، همیشه بازنده بودهایم. در جنگ اخیر، ایستادگی مردم ما در برابر دو قدرت بزرگ شیطانی بسیار اثرگذار بود اما در صحنه روایتها نتوانستیم آنگونه که باید موفق باشیم.
مرحوم قاسمزاده همواره در صحنه روایت فعال بود؛ چه در زمانی که در واحد برونمرزی صدا و سیما فعالیت میکرد، چه دورانی که در روزنامه اطلاعات مینوشت. من به سهم خودم افسوس میخورم که چرا با این که در روزنامه اطلاعات اتاقی نزدیک به او داشتم اما بهجای هفتهای یکی دو بار، سالی یکی دو بار محضر قاسمزاده را درک میکردم.
امیدوارم کسانی که امروز، کارها و مرام این پیشکسوت را ارج مینهند، به این واقعیت نیز اشاره کنند که ما نیازمند بزرگمردان و بزرگزنانی هستیم که در حوزههای «آگاهی» و «ادراک» و «روایت» فعال باشند وکمبودهای جامعه در این زمینهها را برطرف سازند.