سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
نظرات: ۰
۰
-
[عطاءالله مهاجرانی] مثل رودخانه نیل سپید

رحمت و رضوان خداوند سبحان بر رفیق شفیق و دوست تمام عمر، دکتر ابوالقاسم قاسم‌زاده که همیشه دیدارش و سخنش و محفلش گرم و لطیف و طناز و پرنکته و ازیادنرفتی بود و هست!

هست برای اینکه وقتی با کسی زندگی می‌کنیم و او در گنجینه یاد ما حضور همیشگی دارد و ما آن یاد را روایت می‌کنیم، همیشه در تمام عمر با ماست تا ما نیز از این دیر کهن در گذریم... دوستی مثل رودخانه نیل سپید که از جوشش و به هم پیوستن آب هزاران چشمه در دریاچه ویکتوریا مایه و شکل می‌گیرد، جاری می‌شود تا سر بر شانه دریا بگذارد.

یاد ما از دوستی که از این جهان گذرنده، گذر کرده است، همانگونه است. پایا و مانا آشنایی من با دکتر قاسم‌زاده از روزنامه اطلاعات آغاز شد. آخرین دیدارم با ایشان در مرداد ماه سال ۱۳۸۳ با حضور سید عزیز حاج‌ آقای دعایی در روزنامه اطلاعات بود. 

معمولاً دیدارها در اتاق ایشان انجام می‌شد که در هر گوشه‌ای نشان از هنر خوشنویسی ایشان داشت. در سخن گفتن شتاب نداشت. نه زیاد حرف می‌زد و نه زیادی حرف می‌زد. در نگاهش تأمل بود و در طنین آرام سخنش نوای خردمندی. همیشه می‌کوشید از قله‌ای به تنوع و یا تشتت موضوعات نگاه کند، که همدلانه و متعادل باشد.

طرفین بحث احساس می‌کردند که عجب، پس این‌گونه هم می‌شود، موضوع را دید و تفسیر کرد. آشنایی و تسلط او به زبان انگلیسی و نیز تحصیلات دانشگاهی‌اش موجب می‌شد که گستره و ژرفای موضوع مورد بحث را بهتر و دقیق‌تر ببیند.

هم نشینی با او هم عقل شما را خرسند و قانع می‌کرد و هم دل شما را آرام. گفته‌اند حکمت همین است. پلی در میان عقل و دل، یا عقل و عشق. خوشبختانه در این سال‌های طولانی همکاری با روزنامه اطلاعات، اندیشه و نظر او در ستون «محک» منعکس و منتشر می‌شد.

من همیشه خواننده محک بودم. نویسنده‌ای که روشن و روان و پر نکته می‌نوشت.

نامش عزیز و یادش گرامی

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی