چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱
نظرات: ۰
۰
-
چرا احساس خوشبختی نمی‌ کنیم؟

امکانات جدید عمدتا در دست اقشار خاصی متمرکز شده و برای بیشتر مردم، افزایش امکانات کلی جامعه، تبدیل به افزایش آزاردهنده فاصله با دیگران و نارضایتی برای آن‌ها می‌شود. 

اسما پورزنگی‌آبادی

آیا شما هم به این فکر می‌کنید که بالاخره چه زمانی، چگونه و با چه اتفاقات و دستاوردهایی و در چه موقعیت‌هایی می‌توان عمیقا احساس خوشبختی کرد؟ وقتی کسی در جلسه روان‌شناسی به مشاور می‌گوید که بدبخت شده‌ام، منظورش از خوشبختی چه نوع زندگی است؟ چرا در حالی که بسیاری از ما از لحاظ مادی دستاوردهای زیادی داشته‌ایم، امکانات بهتری نسبت به گذشته به دست آورده‌ایم، در صحت و سلامتی هستیم و روابط صمیمانه و تجربیات دل‌انگیز داریم باز هم صبح که از خواب بیدار می‌شویم، با شوق و شکر فراوان، زندگی را از سر نمی‌گیریم؟ این احساس خوشبختی چیست و چرا گم شده است؟
دکتر محمدمهدی عرب‌نژاد، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه ‌با تائید این وضعیت اجتماعی و به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: در ایران امروز، بسیاری از مردم با امکاناتی مثل برق، آب، تلفن همراه، اینترنت و خوراک، از خط فقر مطلق عبور کرده‌اند اما در سه حوزه‌ حساس دچار کمبود هستند؛ فقدان عدالت که موجب تقویت احساس تبعیض و نابرابری عمیق می‌شود، کمبود امنیت در سطح عمومی جامعه که نگرانی از آینده مبهم را افزایش می‌دهد و بی‌توجهی به کرامت اجتماعی که موجب کاهش احساس دیده شدن و پایین آمدن ارزش‌های نمادین می‌شود.
وی برای توصیف چرایی این وضعیت یعنی افزایش امکانات و کاهش خوشبختی به مفهوم «پارادوکس دوگانگی» اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: از منظر جامعه‌شناسی، این پدیده دقیقا همان پارادوکس خوشبختی است که نظریه‌پردازانی مثل «ریچارد ایسترلین» مطرح کردند؛ هنگامی که درآمد و امکانات از یک حد مشخص بالاتر می‌رود، دیگر ارتباط مستقیمی با رضایت از زندگی ندارد. در ایران اما این پارادوکس با چند عامل خاص تشدید شده که یکی از آن‌ها، شکاف بین انتظار و واقعیت است. جامعه ما از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و سفرهای مجازی، با استانداردهای زندگی فراتر از توان واقعی خود آشنا شده و این فاصله‌ آرزو ـ امکان، به  یک منبع دائمی نارضایتی‌مبدل گشته است. 
«نابرابری فزاینده» عامل دیگری است که به باور این جامعه‌شناس، موجب تشدید وضعیت پارادوکس خوشبختی در ایران شده است. او می‌گوید: امکانات جدید عمدتا در دست اقشار خاصی متمرکز شده و برای بیشتر مردم، افزایش امکانات کلی جامعه، تبدیل به افزایش آزاردهنده فاصله با دیگران و نارضایتی برای آن‌ها می‌شود. 
عرب‌نژاد ادامه می‌دهد: بی‌ثباتی مزمن اقتصادی از دیگر عوامل تشدیدکننده پارادوکس خوشبختی در جامعه ایران است. امروزه حتی افرادی که امکانات مناسبی هم دارند، احساس امنیت نمی‌کنند. تورم، تهدید از دست دادن شغل و کاهش ارزش پس‌انداز، لذتِ داشتن را با اضطراب از دست دادن می‌آمیزد؛ در حالی که خوشبختی نیاز به امنیت افقی دارد، نه پله‌های ناپایدار.
کاهش اعتماد و احساس خوشبختی
این جامعه‌شناس می‌گوید: بسیاری از افراد حتی با وجود موفقیت‌های شخصی، باز احساس خوشبختی نمی‌کنند، زیرا موفقیت شخصی در بستر بی‌اعتمادی، تبدیل به موفقیت تنها می‌شود. افرادی که از نظر مالی و شغلی موفقند، در جامعه‌ای با سرمایه اجتماعی پایین، با سه پدیده مواجه می‌شوند؛ یکی این که در جامعه‌ای که اعتماد پایین است، موفقیت دیگران نه موجب افتخار جمعی، بلکه باعث حسادت، سوءظن و برچسب زدن می‌شود و این واکنش‌ها، لذت موفقیت را می‌گیرد. دوم این که انسان برای احساس خوشبختی نیاز دارد موفقیتش در آیینه‌ نگاه دیگران بازتاب یابد. اگر جامعه به جای بازتاب افتخار، بازتاب بی‌تفاوتی یا خصومت بدهد، فرد احساس می‌کند موفقیت‌ او واقعی نیست یا بی‌معنی است. در نهایت، ترس از سقوط بدون حمایت ایمن، از دیگر موقعیت‌هایی است که جامعه با کاهش سرمایه اجتماعی آن را به افراد منتقل می‌کند و کسی که موفق است می‌داند اگر شکست بخورد، جامعه پشتیبانش نیست؛ در نتیجه همواره با اضطراب نگهداشت موفقیت زندگی می‌کند. 
خوشبختی عادی
از منظر روانی، وضعیت کنونی جامعه ما و نسبت آن را با خوشبختی چطور می‌توان توضیح داد؟ شیرین امین، روان‎شناس با یادآوری این که خوشبختی یک مفهوم انتزاعی است و می‌تواند برای هر فرد  معنای متفاوتی داشته باشد و تعریف آن، تحت‌تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و فلسفی تغییر کند، در ابتدا پیشنهاد می‌کند که به جای خوشبختی، از واژه احساس رضایت یا رضایتمندی که مفهوم دقیق‌تری است استفاده کنیم و ادامه می‌دهد: در روان‌شناسی اصطلاحی به نام «انطباق لذت‌جویانه» وجود دارد، به این معنی که وقتی آرزوی چیزی را داریم و آن را به دست می‌آوریم در ابتدا احساس شادی عمیقی پیدا می‌کنیم ولی کم‌کم آن دستاورد بخشی از زندگی عادی و روزمره ما می‌شود و انسان به شرایط جدید عادت می‌کند و چیزی که برای ما آرزو یا هدف به شمار می‎رفت به مرور دیگر خیلی لذت‌بخش نخواهد بود.
وی می‌افزاید: خوشبختی یا رضایت فقط به دستاوردهای ما مربوط نیست و شاید داشتن معنا در زندگی و برخورداری از روابط سالم و احساس مفید بودن اهمیت بالاتری داشته باشد. به همین دلیل، شاید افرادی را بشناسیم که ثروتمند باشند اما عمیقا احساس نارضایتی کنند و حتی مجبور به مصرف داروهای آرامبخش و روان‌پزشکی باشند. 
الگوی رسانه‌ایِ خوشبختی
این روان‌شناس در پاسخ به پرسشی درباره نقش شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری باور ما نسبت به خوشبختی توضیح می‌دهد: مقایسه کردن در ما احساس نارضایتی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود شرایط و فرصت‌ها و نعمت‌های خود را نبینیم یا نتوانیم از آن لذت ببریم. در عصر حاضر، شبکه‌های اجتماعی عمیقا وارد زندگی ما شده‌اند و اگر افراد استفاده آگاهانه از آن نداشته باشند، به آن‌ها احساس ناکافی بودن و نارضایتی می‌دهد؛ اتفاقی که اکنون در رسانه‌های اجتماعی در حال وقوع است و حتی سلامت روان جامعه را به‌شدت تهدید می‌کند. شاید هم هدفمند و در راستای قدرت گرفتن دنیای سرمایه‌داری و کسب‌وکارهاست که این نارضایتی دائمی را ایجاد می‌کنند. 
به گفته امین، تا وقتی تمرکز شبکه‌های اجتماعی بر زیبایی صورت و ظاهر باشد، عزت نفس و احساس رضایت افراد به ویژه خانم‌ها را هدف قرار می‌دهد و در نتیجه، برای رسیدن به احساس رضایت باید خود را به آن معیارهای زیبایی که حتی نمی‌دانیم از کجا آمده برسانیم و همین است که وقت و هزینه زیادی صرف صنعت مد و عمل‌های جراحی و خریدهای غیرضروری می‌کنیم و نارضایتی هم ادامه دارد.
خوشبختی کمال‌گرایانه
چطور می‌توان خوشبخت شد؟ برای این پرسش پاسخ مشخصی وجود ندارد،اما شیرین امین، یادآور می‌شود: خوشبختی یا احساس رضایت، بیشتر از آن‌که یک هدف باشد مهارت و الگویی از سبک زندگی است و داشتن امنیت در زندگی، سلامت جسم و روان، داشتن معنای متناسب با توانایی و ارزش‌ها و ویژگی‌های شخصیتی خود، داشتن روابط دوستانه و صمیمانه، شغل و درآمد و سطحی از رفاه به احساس خوشبختی کمک می‌کند. فراموش نکنیم که احساس رضایت یا خوشبختی چیزی عمیق‌تر و باثبات‌تر از هیجانات ما یا واکنش‌های ما به چالش‌های زندگی است. از نظر هیجانی ممکن است یک روز عمیقا شاد یا غمگین و گاهی مضطرب و پرخاشگر باشیم و این‌ها هیچ‌کدام در تضاد با احساس رضایت نیست.
او تأکید می‌کند: نگاه بعضی از ما به خوشبختی، کمال‌گرایانه است؛ گویی فقط در صورتی خوشبختیم که هرچه بخواهیم به دست بیاوریم. این اما در دنیای واقعیت، دور از دسترس است. زندگی واقعی قرار نیست بدون چالش باشد تا به احساس رضایت برسیم. مسائل و چالش‌ها به زندگی معنا می‌دهد و باعث رشد ما می‌شود و مهارت‌های ما را تقویت می‌کند و در نهایت می‌تواند منجر به  احساس رضایت ما بشود. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی