پیش از تأسیس دانشگاه، هنگامی که می‌خواستند جوانان را برای کسب علم به خارج بفرستند، اصلی‌ترین رشته‌های تحصیلی مورد توجه حکومت، پزشکی، مهندسی و علوم‌تجربی بود و با فعالیت دانشگاه ها در ایران نیز این رویکرد ادامه داشت و دولتمردان تصور می‌کردند کافی است که از دانش غرب، فقط همین علوم اخذ شود، تا کشور در مسیر توسعه قرار گیرد. با این دیدگاه رشته مهندسی در شکل‌گیری و اداره کشور نقش مهمتری داشت و مهندس به معنای فردی که ذهنیتی دقیق و علمی دارد، می‌توانست به تولید ابزار یا تجهیزات اقدام کند و در کمترین زمان، با کیفیت و قیمت مناسب تحویل دهد.

دکتر ابراهیم جعفری: جامعه مدرن و تمدن غرب نیز به ظاهر روی کاکُل مهندسان می‌چرخید؛ زیرا در هر پدیده دنیای غرب، آثار عمل مهندسان آشکار و نمایان بود. از برج ایفل گرفته که یک مهندس آن را ساخت و به نماد فرانسه بدل شد، تا مجسمه آزادی و انتقال آن به نیویورک که بیش از وجهه هنری، وجهه مهندسی‌اش اهمیت یافت. 
از ساختمان‌های سر به فلک کشیده تا وسایل مدرن حمل‌ونقل و ارتباطات، از مزارع عظیم کشت و صنعت تا کارخانه‌های بزرگ و کشتی‌های غول‌پیکر همه و همه کار مهندسان بود و از این‌رو آموزش مهندسی و تربیت مهندس به معنای قدم گذاشتن در مسیر پیشرفت به‌شمار می‌رفت و  به همین دلیل از ابتدا بهترین دانش‌آموزان کشور جذب این ۲ رشته یعنی پزشکی یا مهندسی می‌شدند و اعتبار و مزایای مادی آنان نیز از سایر رشته‌ها بیشتر بود.
اگر امروز در جامعه ایران عنوان «دکتر» خریدار پیدا کرده، به‌واسطه آن است که نخستین دکترها، پزشکان بودند و مهندسان ریز عنوان اختصاصی خود را داشتند.واقعیت این است که نیاز جامعه مدرن به مهندس و تفکر مهندسی انکارناپذیر است؛ ذهنیتی که با ریاضی آشناست و بسیار محاسبه‌گر و عملگراست و در پی کسب حداکثر بهره‌وری از حداقل امکانات است و می‌کوشد تولید و محصول خود را بهینه سازد، تا مانع از اتلاف منابع شود.
در عین حال نباید فراموش کرد که دانش مهندسی، کاربردی برای انجام اهداف مشابه درباره جامعه و انسان ندارد؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت مهندسان در تمدن غرب، محور اصلی و منحصربه‌فرد این پیشرفت نیستند، بلکه صاحبان علوم اجتماعی و فرهنگی اگر جایگاه مهم‌تری از مهندسان نداشته باشند، نقش کمتری نیز ندارند.
مدیریت جامعه با مدیریت و ساخت یک کارخانه فرق دارد. با نگاه مهندسی شاید بتوان کارخانه‌ای را راه انداخت و ارزیابی هزینه و فایده آن را انجام داد؛ ولی نمی‌توان یک جامعه را اداره کرد و به ارزیابی اجتماعی آن پرداخت؛ به همین دلیل استفاده از اصطلاحات مهندسی اجتماعی یا فرهنگی دقیق نیست. به عبارتی ساخت یک فرهنگ، مهندسی‌پذیر نیست؛ زیرا ماهیت متغیرهای موجود در فرهنگ با متغیرهای دقیق و قابل سنجش در تولید یک محصول صنعتی متفاوت است.
خالی از لطف نیست به یک تجربه پس از پیروزی انقلاب در جهاد سازندگی (سابق) اشاره کنم. در یکی از استان‌های محروم کشور، جهادگران پس از مشاهده تعداد قابل‌توجهی از روستاهای فاقد حمام (عمومی)، با هزینه‌های زیاد حمام ساختند و با خرسندی و شوق فراوان از ارائه یک خدمت بزرگ، با حضور مسئولان محلی آنها را افتتاح کردند، اما پس از چند ماه با عزیمت به آن روستاها در کمال شگفتی دیدند که حمام‌ها به آغل گوسفندان بدل شده‌اند!
دلیل آن‌هم این بود که مردم آن مناطق به دلیل خرافات دوش گرفتن را خوش‌یمن نمی‌دانستند و ترجیح می‌دادند با آبی که در دیگ‌ها داغ می‌کنند، استحمام کنند.این تجربه به جهادگران آموخت که قبل از اقدام برای اجرای پروژه های توسعه در هر منطقه، مطالعات فرهنگی و اجتماعی در مورد افراد ذینفع، ضرورتی مهم و غیرقابل انکار است و پیش از اجرای طرح‌های توسعه‌ای باید فرهنگ‌سازی کرد.از سوی دیگر توجه به زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی و به‌ویژه احداث فضاهایی برای گفت‌وگوی مردم با یکدیگر، از اولویت‌هایی است که باید به صورت جدی مورد اهتمام برنامه‌ریزان توسعه روستایی و شهری قرار گیرد.
اگر مهندسی را در جایگاه واقعی خود قرار دهیم، یکی از مهم‌ترین شرط‌ها و لوازم توسعه را محقق کرده‌ایم؛ اما اگر قرار باشد ذهنیت مهندسی را بر همه امور از سیاست گرفته تا فرهنگ و اجتماع تسری دهیم، در این صورت فقط به جامعه خدمت نکرده‌ایم، بلکه موقعیت مهندسی را نیز تضعیف کرده‌ایم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی