عدالت یکی از آرمان‌های بزرگ بشری است که هم فیلسوفان و هم ادیان به آن پرداخته‌اند و در قرون اخیر، ورود دانش‌هایی همچون جامعه‌شناسی و علوم سیاسی به این موضوع، ابعاد جدیدی از آن را آشکار کرده‌ که این بیانگر اهمیت این مفهوم است.

بحث‌های زیادی در مباحث نظری درباره چیستی، چرایی و چگونگی عدالت وجود دارد ولی یکی از ابعاد مهم عدالت، نسبت میان این مفهوم و خیری به نام آموزش است. آموزش و پرورش عمومی یکی از تجارب جهان معاصر است که با عصر روشنگری نمود پیدا کرد و به سرعت به یک نیاز عمومی در جوامع بشری تبدیل شد و امروزه، چه در کنوانسیون حقوق کودک و چه در کنوانسیون حقوق بشر، برخورداری از آن جزو حقوق اساسی انسان‌ها به حساب می‌آید و قوانین اکثر کشورها و ملل، آموزش و پرورش عمومی را به عنوان یکی از حقوق آحاد و شهروندان به حساب می‌آورند.
مهندس علی زرافشان، مشاور وزیر آموزش و پرورش در زمینه عدالت، در نشستی به نام «تجارب جهانی در تحقق عدالت توزیعی تربیت مدرسه‌ای» که از سوی اندیشکده دانا در مؤسسه اطلاعات برگزار شد، تجربه‌های جهانی برای تحقق عدالت آموزشی را واکاوی کرده‌است که شرح آن را در ذیل می‌خوانید:
در زمینه عدالت آموزشی، متناسب با مراحل دسترسی به عدالت در آموزش و پرورش و منظرهای مختلفی که عدالت آموزشی دارد، می‌توان درباره این مفهوم صحبت کرد. سیری که جهان در ۳۵ سال گذشته و در یک حرکت عمومی جهانی طی کرده، اینگونه بود که ابتدا عدالت را به دسترسی به آموزش تعریف کردند و منظور آن بود که اگر شرایط دسترسی به آموزش برای همه فراهم شود، عدالت تحق پیدا کرده‌است. در مرحله دوم گفته شد که این دسترسی، باید برای همه برابر باشد و شرط «برابری» اضافه شد. در مرتبه بعد، گفتند فرصت‌های برابر هم باید برای همه فراهم شود. بعد از تحقق این سه مرحله، گفتند که دسترسی برابر و فرصت برابر، باید همراه با «کیفیت» باشد. گام بعدی آن بود که آموزش و پرورش عادلانه، نظامی است که هر ۴ بخش قبلی را باهم داشته باشد؛ یعنی دسترسی به آموزش، دسترسی برابر به آموزش، فرصت برابر و آموزش باکیفیت. این مفهوم جدید آموزش و پرورش عادلانه است. در تمامی این مراحل، منظور از عدالت در آموزش و پرورش، مفهوم «equity»  (دادن منابع یا فرصت‌های مختلف بر اساس نیازها یا توانایی‌های فردی) بوده‌است.
۳۵ سال از سفری که جهان برای تحقق عدالت آموزشی شروع کرده، می‌گذرد. در ابتدای این سفر، در سال ۱۹۹۰ وزاری آموزش و پرورش کشورها در تایلند گردهم آمدند و  بیانیه «آموزش برای همه» یا «EFA» را تدوین کردند که هدف از آن، فراهم کردن آموزش پایه برای همه بود. این بیانیه ۵ هدف فرعی هم داشت: از بین بردن بیسوادی، برابری جنسیتی (یعنی آموزش برابر برای دختر و پسر، زن و مرد)، فراگیر کردن آموزش ابتدایی (منظور آموزش تا پایه چهارم ابتدایی)، دسترسی بازماندگان از آموزش به آموزش رایگان و همچنین ارتقاء کیفیت آموزش. 
این ۵ هدف در شرایطی فراهم شد که وضعیت کشورهای جهان به این ترتیب بود: در دنیا تقاضا برای آموزش ۲۳۳ میلیون دانش‌آموز جدید وجود داشت، یعنی باید ظرفیت‌هایی فراهم می‌شد تا این تعداد دانش‌آموز به مدرسه بروند. ۱۲۸ دانش‌آموز از مدرسه محروم شده بودند و باید شرایط تحصیل آنها هم فراهم می‌شد. اگر برنامه آموزش برای همه به خوبی پیش نمی‌رفت، انتظار می‌رفت تعداد بچه‌های محروم از مدرسه به ۱۶۲ میلیون نفر برسد. علاوه بر این، ۹۴۸ میلیون بیسواد در دنیا وجود داشت که دو سوم آنها زن بودند و ۱۰ کشور بیشترین سهم از بیسوادی را در دنیا داشتند که ایران هم با ۱۵ میلیون بیسواد یکی از آنها بود. یک سوم از زنان و یک پنجم مردان توان خواندن نداشتند. با توجه به این مسائل، دسترسی و فراهم کردن آموزش به عنوان هدف‌های کلیدی برنامه آموزش برای همه، مورد توجه بود و کشورهای دنیا برای تحقق این اهداف، به ۴ میلیون معلم جدید ابتدایی، فضای آموزشی جدید برای ۲۳۳ میلیون دانش‌آموز جدید، منابع مالی تازه و ارتقاء کیفیت آموزش مدارس نیاز داشتند. شاخص‌هایی برای ارتقاء کیفیت آموزش در مدارس تعریف شده بود که بیشتر در راستای فراهم کردن دسترسی به آموزش و فراگیر کردن آموزش بود، مثلا مشخص کردند که شاخص نسبت دانش‌آموز به معلم کاهش پیدا کند، نرخ ماندگاری در مدرسه و تکرار پایه هم باید کاهش پیدا می‌کرد، نرخ خالص ثبت‌نام هم به عنوان یک شاخص مورد توجه بود، مواد آموزشی و کیفیت معلمان و شروع بهنگام آموزش، به اتمام رساندن دوره‌های تحصیلی و ممانعت از ترک تحصیل زودهنگام هم شاخص‌های دیگر بودند. بعد از بیانیه تایلند، کشورها تلاش کردند تا شاخص‌های آموزشی خود را ارتقا داده و تا سال ۲۰۰۰ به اهداف تعیین‌شده دست پیدا کنند.
در سال ۲۰۰۰ اجلاس منطقه‌ای در تایلند برگزار شد و هیأتی از ایران هم در آن شرکت کردند و از وضعیت آموزش در ایران گزارشی را ارائه کردند که نشان می‌داد ایران در میان کشورهای منطقه رتبه بالایی دارد و دبیرکل یونسکو هم در جمع کشورهای منطقه از وزیر وقت آموزش و پرورش ایران تشکر کرد و با مقایسه ایران و سایر کشورهای منطقه، به آنها یادآوری کرد که در ایران هم دختران و هم پسران از آموزش برخوردارند و پوشش آموزش ابتدایی در ایران ۹۷ درصد است ولی کشورهای منطقه، حتی با ملاحظه برخی تعصبات  که دختران را از تحصیل محروم می‌دانستند، برای پسرانشان هم نتوانسته بودند آموزش رایگان را در سطح خوبی فراهم کنند. 
یونسکو در سال ۱۹۹۳ برای ترسیم وضعیت و شروع فعالیت‌های آموزش برای همه سندی را با عنوان «آموزش برای همه؛ موقعیت و جهت‌گیری‌ها» منتشر کرد. در سال ۲۰۰۰، اجلاس دیگری در سنگال برگزار و در پایان آن سندی تدوین شد که در آن، در ادامه اهداف سند آموزش برای همه، بر موارد زیر تأکید شده بود:
نخست تأمین آموزش و نگهداری اوان کودکی مورد توجه واقع شد زیرا گفته شد بچه‌هایی که دوره پیش‌دبستانی را نگذرانند، در دبستان موفق نیستند. نکته دوم، تأمین آموزش ابتدایی رایگان و اجباری برای همه کودکان بود. هدف سوم، ارتقاء و تأمین یادگیری مادام‌العمر و مهارت‌های زندگی برای جوانان و بزرگسالان بود. بعد از  آن سال، آموزش مهارت‌ها بیشتر به آموزش فنی‌وحرفه‌ای اختصاص یافت تا آموزش، به شغل منتهی شود. هدف چهارم، افزایش ۵۰ درصدی باسوادی بزرگسالان تا سال ۲۰۱۵ بود. هدف پنجم، محقق شدن برابری جنسیتی در آموزش تا سال ۲۰۱۵ و هدف ششم، ارتقاء کیفیت در آموزش بود. در این دوره، عدالت به معنای دسترسی، برابری و کیفیت مورد توجه بود. 
در این دوره ۱۵ ساله، برنامه دیگری به نام «برنامه توسعه هزاره» در جهان اجرا می‌شد که البته خارج از حوزه آموزش و پرورش بود ولی به آن مرتبط می‌شد. این برنامه از سپتامبر سال ۲۰۰۰ مطرح شد و  از برنامه توسعه OECD الهام گرفته بود و ۸ بند داشت. هداف اصلی این برنامه، آموزش ابتدایی فراگیر بود و اهدافی چون برابری جنسیتی، پیشگیری از مرگ و میر کودکان، سلامت مادران، ایدز و مالاریا، محیط زیست پایدار و همکاری جهانی برای توسعه از دیگر اهداف آن بودند. سال ۲۰۱۵ که قرار بود در اهداف بازنگری کنند، ارزیابی‌های عملکرد نشان داد که این برنامه موفقیت چندانی نداشته‌است و گفته شد دلیل عدم موفقیت آن این است که در آموزش کودکان و بزرگسالان، اقدامات موفقیت‌آمیزی صورت نگرفته است و برای موفق شدن، باید برنامه توسعه را با برنامه آموزش برای همه تلفیق کنیم تا «آموزش برای همه» در خدمت سایر اهداف توسعه قرار گیرد. به این منظور، ابتدا در سال ۲۰۱۴ اجلاسی در مسقط برگزار شد که ایران هم در آن شرکت داشت و موضوع آن، تلفیق دو برنامه بالا برای محقق کردن اهداف توسعه بود. بعد از آن یک اجلاس دیگر هم در ژاپن برگزار شد که در آن، پیشنهاد تلفیق دو برنامه مورد توافق قرار گرفت و به عنوان «برنامه توسعه پایدار» ارائه شد. این برنامه توسعه پایدار با چشم‌انداز ۱۵ ساله (۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰)، هفده هدف را دنبال می‌کند که هدف چهارم آن، در رابطه با آموزش و پرورش است. در این برنامه، همان اهداف برنامه آموزش برای همه دنبال می‌شود ولی با توجه به اینکه یکسری از کشورها به یکسری از آنها دست پیدا کرده‌اند، اهداف آنها هم توسعه یافته‌است؛  مثلا  در این برنامه توسعه پایدار، به جای ذکر «آموزش ابتدایی اجباری و رایگان، بر آموزش ابتدایی و متوسطه رایگان برای همه تأکید دارد. یک هدف کلی در این برنامه، اطمینان از وجود آموزش و پرورش فراگیر و منصفانه (equitable) بود. این اولین بار بود که از واژه equity در اهداف اصلی آموزش استفاده می‌کردند زیرا آن چند نوع عدالت که در ابتدا دنبال می‌شد، در این زمان در بسیاری از کشورها محقق شده بود. آموزش باکیفیت و ارتقاء فرصت‌های یادگیری مادام‌العمر هم دیگر اهداف جدیدی بودند که در سال ۲۰۱۵ روی آنها توافق شد. در بیانیه اجلاس ژاپن، آورده شده‌است که با توجه به موفقیت در دسترسی به آموزش در ۱۵ سال گذشته، برخورداری از ۱۲ سال آموزش که حداقل ۹ سال آن رایگان و اجباری باشد و یک سال آموزش پیش‌دبستانی اجباری، تأمین آموزش برای بازماندگان از تحصیل، حذف هرگونه محرومیت و نابرابری در دسترسی، مشارکت و پیامدهای یادگیری، برابری جنسیتی و آموزش باکیفیت از اهداف این برنامه هستند. بر اساس این برنامه، تا سال ۲۰۳۰، همه دختران و پسران باید دوره ابتدایی و متوسطه رایگان، عادلانه و باکیفیت داشته‌باشند که به پیامدهای یادگیری منتهی شود. تا سال ۲۰۳۰، همه دختران و پسران باید به آموزش اوان کودکی یا پیش‌دبستانی دسترسی داشته‌باشند. تا سال ۲۰۳۰، همه مردان و زنان دسترسی برابر به آموزش باکیفیت فنی و حرفه‌ای و آموزش عالی را داشته باشند. تا سال ۲۰۳۰، نابرابری جنسیتی در آموزش برطرف شده و دسترسی به آموزش برای همه فراهم شود و همه جوانان و بزرگسالان، به خواندن و حساب کردن دستیابی داشته باشند. 
این مسیری است که از سال ۱۹۹۰ تا اکنون با اراده جمعی در جهان و با هماهنگی میان وزرای آموزش و پرورش کشورهای دنیا طی شده‌است. در سال ۲۰۲۰، به جز چند کشور آفریقایی، تقریبا تمامی کشورها به اهداف ترسیم‌شده دست پیدا کرده بودند. 
امروزه بحث چگونگی اندازه‌گیری عدالت و اندازه‌گیری کیفیت، دو موضوع اصلی در نظام‌های آموزش و پرورش در دنیا است که پیگیری می‌شود و از این منظر، یونسکو هم در شاخص‌های آموزش و پرورش بازنگری کرده است و شاخص‌های جدیدی را متناسب با اهداف آموزش برای همگان تعریف کرده است. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی