مینا حیدری

اکبر منتجبی، روزنامه‌نگار باسابقه ایرانی، اکنون سردبیر روزنامه سازندگی است. او فعالیت حرفه‌ای خود را در سال ۱۳۷۴ از مجله زمان آغاز کرده و با بیش از ۳۵ روزنامه و مجله از جمله «آفتاب امروز»، «بهار»، «دوران امروز»، «حیات نو»، «نوروز»، «یاس نو»، «اعتماد»، «شرق» و دیگر روزنامه‌های اصلاح‌طلب همکاری داشته است. به‌عنوان دستیار سردبیر در روزنامه‌های «اعتماد ملی»، «آسمان»، «مردم» و «هم‌میهن» و هفته‌نامه‌های «شهروند امروز»، «ایراندخت» و «آسمان» فعالیت کرده و تجربه پرباری از روزنامه‌نگاری پس از دهه ۷۰ دارد. 
منتجبی در دهه ۶۰  و در صف‌های دکه‌های روزنامه‌فروشی می‌ایستاد تا کیهان و اطلاعات را تهیه کند و از همان زمان یکی از خوانندگان ثابت سه مجله اطلاعات هفتگی، جوانان و دنیای ورزش بود. 
او اعتقاد دارد سه عامل صداقت نسبی، استمرار در تولید و پایبندی به زبان حرفه‌ای، باعث اعتماد مردم به روزنامه اطلاعات شده است.

تصویری کلی از مطبوعات ایران در دوران پیش از انقلاب ترسیم کنید. به هرحال رسانه‌ها در هر دوره‌ای، نماینده جریان‌های سیاسی یا فکری بوده‌اند. در آن زمان، چه جریان‌هایی در رسانه‌ها فعالیت داشتند؟
پیش از انقلاب، هرچند فضای مطبوعاتی ایران، تحت کنترل ساواک بود اما سه گرایش عمده وجود داشت، اول لیبرال‌ها و ملی‌گرایان معتدل که رسانه‌هایی چون «باختر امروز»، «ایران آزاد» و بعدتر «آیندگان» را اداره می‌کردند، دوم چپ‌ها و خصوصا توده‌ای‌ها که اگرچه تحت فشار شدید بودند اما حضور پررنگ و عمیقی در روزنامه‌نگاری ایران داشتند و سوم رسانه‌های حکومتی و وابسته به دربار مانند «اطلاعات» و «کیهان» که ابزار تبلیغاتی رژیم سلطنتی محسوب می‌شدند.

یکی از احزاب سیاسی که نقش پررنگی در مطبوعات داشت، حزب توده بود. این‌ها در مطبوعات آن دوران چگونه رفتار می‌کردند و چقدر نفوذ داشتند؟
توده‌ای‌ها به رغم ضرباتی که به ایران زدند نقش تعیین‌کننده‌ای در حرفه‌ای‌سازی روزنامه‌نگاری ایران داشتند. آن‌ها نخستین بار مفهوم روزنامه‌نگاری حزبی ـ ایدئولوژیک را به‌طور مدرن وارد ایران کردند. رسانه‌هایی مانند «رهبر»، «مردم»،« به سوی آینده» و نشریات مخفی و نیمه‌رسمی دیگر از جمله ابزارهای رسانه‌ای توده‌ای‌ها بودند. بسیاری از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای دهه ۳۰ و ۴۰ و بعد از آن، در مکتب توده پرورش یافتند و بعدها نیز توده‌ای ماندند و حتی تغییر موضع ندادند. آن‌ها آموزش‌های اولیه خود را از این جریان گرفتند.
پس از انقلاب، این فضا چگونه تغییر کرد؟ چه جریان‌هایی حذف شدند و چه کسانی جایگزینشان شدند؟
پس از انقلاب، ساختار مطبوعات به شدت دگرگون شد. ابتدای انقلاب، یک آزادی کامل و تمام‌عیار وجود داشت. تمام گرایش‌های سیاسی و فکری، رسانه داشتند و البته نفوذ رسانه نیز به شدت در ابتدای انقلاب محسوس بود. در واقع، رسانه‌ها نقش خیابان را برای اعتراضات و تلاقی افکار، بازی می‌کردند اما این موضوع فقط تا جایی پذیرفته ماند و بیشتر نه. به مرور، نقدها بسیار تند و رادیکال شد و حکومت از سال ۱۳۵۸ و بعدتر در ۱۳۵۹ بسیاری از رسانه‌ها را تعطیل کرد. بعد از آن فقط رسانه‌هایی باقی ماندند که مدیرانشان دستی در انقلاب و حکومت داشتند. این فضا تقریبا تا دهه هفتاد وجود داشت. 
در دهه ۷۰، اصلاح‌طلبان عملا جای توده‌ای‌ها را گرفتند؛ نه این که توده‌ای شوند، همان سنت را در مطبوعات ایفا کردند. اتاق فکر را به رسانه و مجله و روزنامه منتقل کردند.  ضمن آن که نباید فراموش کنیم  برخی از اصلاح‌طلبان، ذاتا چپ به حساب می‌آمدند و در همان مکتب پرورش یافته بودند. در واقع  آن‌ها از سنت چپ آمده بودند، اما در جریان دوم خرداد به آزادی بیان و دموکراسی بیشتر توجه نشان دادند. رسانه‌هایی چون «سلام»، «خرداد»، «نشاط»، «یاس نو»، «صبح امروز» و بعدتر «شرق» و «اعتماد» از حاملان اصلی این جریان شدند.

آیا می‌توان گفت اصلاح‌طلبان، وارث سنت رسانه‌ای حزب توده شدند؟
نه از حیث ایدئولوژی، بلکه از لحاظ روش‌شناسی و سازمان‌یافتگی. اصلاح‌طلبان با تمرکز بر کادرهای حرفه‌ای، تحریریه‌های منظم و تحلیل‌گرایی سیاسی، الگویی شبیه به حزب توده در دهه ۳۰ ارائه کردند اما تفاوت اصلی در این بود که حزب توده، تابع شوروی و ایدئولوژی کمونیستی بود، در حالی که اصلاح‌طلبان در پی مدرنیزاسیون سیاسی در چارچوب جمهوری اسلامی بودند.

لیبرال‌ها چطور؟ رسانه‌های حامل تفکر لیبرالیسم و آزادی‌خواهی کدام‌ها بوده‌اند و امروز کجا ایستاده‌اند؟
لیبرال‌ها در تاریخ مطبوعات ایران همیشه در اقلیت اما تأثیرگذار بودند. «آیندگان» پیش از انقلاب، یک نمونه شاخص بود. پس از انقلاب، لیبرال‌ها یا سکوت کردند یا جذب جریان اصلاح‌طلبی شدند. با این حال می‌توان به برخی از نشریاتی که حامل ایدئولوژی لیبرالیسم بودند اشاره کرد، مثلا در دوره‌ای، «صنعت حمل و نقل» حامل این دیدگاه بود و بعدتر در دهه هفتاد، این دیدگاه در مجله «پیام امروز» نمود عینی یافت.
 در دهه هشتاد، مجله «شهروند امروز» و در دهه ۹۰ مجله «مهرنامه»، پایگاه فکری لیبرال ها بود. امروزه می‌توان به روزنامه‌های «سازندگی»، «هم‌میهن» و مجلات «اندیشه پویا»، «تجارت فردا» و «آگاهی نو» اشاره کرد. در این‌ها بازتاب‌هایی از لیبرالیسم می‌بینید؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی چون آزادی اقتصادی و نوسازی سیاسی و اجتماعی.
امروز کدام رسانه‌ها میدان‌دار اصلی‌اند؟ آیا رسانه‌ها همچنان می‌توانند حامل اندیشه باشند؟
با ظهور فضای مجازی، دیگر رسانه‌ها انتقال اندیشه را در انحصار خود ندارند و شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، کانال‌های تلگرامی و اینستاگرامی، بخش عمده‌ای از بار رسانه‌ای را بر دوش می‌کشند اما رسانه‌هایی مانند اطلاعات، شرق، اعتماد، سازندگی و در بخش‌های تخصصی‌تر، نشریاتی چون آگاهی نو و اندیشه پویا هنوز هم در تولید فکر نقش دارند.

اگر بخواهید یک روند کلی ترسیم کنید، مطبوعات ایران از کجا به کجا رسیده‌اند؟
از مطبوعات نخبه‌گرا و ایدئولوژیک دهه ۲۰ و ۳۰، به رسانه‌های حزبی دهه ۴۰، سپس به رسانه‌های حکومتی و انقلابی دهه ۶۰ و در نهایت به مطبوعات حرفه‌ای و اصلاح‌طلب دهه ۷۰ و ۸۰ رسیده‌ایم. امروز اما مطبوعات به حاشیه رانده شده‌اند و رسانه‌های دیجیتال، تأثیرگذارترند؛ هرچند هنوز بخشی از گفتمان نخبگان از طریق روزنامه‌ها جریان دارد.

اولین خاطره یا تجربه شما از مواجهه با روزنامه اطلاعات چیست؟
برمی‌گردد به دهه ۶۰ و در صف ایستادن جلوی دکه برای خرید اطلاعات و کیهان که اخبار جنگ را منتشر می‌کردند. بعدها در همان دهه  ۶۰ یکی از خوانندگان ثابت سه مجله اطلاعات هفتگی، جوانان و دنیای ورزش شدم.

آیا تجربه همکاری یا نوشتن برای اطلاعات را داشتید؟ 
نه متأسفانه. البته همیشه دوست داشتم عضوی از تحریریه و تیم این رسانه باشم، چون فکر می‌کنم همچنان می‌توان از پتانسیل این مجموعه بهره برد و روزنامه را دوباره در ایران زنده و پویا کرد.

به‌عنوان روزنامه‌نگار، فکر می‌کنید چه درسی از صد سال فعالیت روزنامه اطلاعات می‌توان برای آینده روزنامه‌نگاری ایران گرفت؟
مهم‌ترین درس یا نقش روزنامه اطلاعات، «ماندگاری با انعطاف» است. اطلاعات نه منتقد بوده، نه حامی وضع موجود اما همیشه کوشیده در بازی بماند. بقا در فضای رسانه‌ای ایران که مملو از توقیف، سانسور و موج‌های سیاسی است، به هوش تاریخی نیاز دارد.

به نظر شما روزنامه اطلاعات در طول این صد سال، چه نقش کلیدی در شکل‌گیری افکار عمومی و اطلاع‌رسانی در ایران ایفا کرده است؟
اطلاعات، نخستین رسانه‌ای بوده که افکار عمومی را «ملی» کرده است. تا پیش از ظهور اطلاعات، رسانه‌ها بیشتر محلی، حزبی یا روشنفکری بودند اما اطلاعات با گستره توزیع وسیع، لحن رسمی و تمرکز بر اخبار کل کشور، مردم را به «ملت خواننده خبر» بدل کرد. 
از اعلام جنگ جهانی دوم گرفته تا ملی شدن صنعت نفت، از وقایع ۵۷ تا جنگ و سازندگی، اطلاعات همیشه در صف اول روایت رسمی و نیمه‌رسمی ایستاده است. در دهه هفتاد، افول این رسانه کم و بیش آغاز شد، زیرا مطبوعات و رسانه‌ها افشاگری را باب کردند، امری که اطلاعات از آن به شدت پرهیز داشته و دارد.

کدام مقطع تاریخی از فعالیت‌های روزنامه اطلاعات به نظر شما تأثیرگذارتر بوده و چرا؟
بی‌تردید دهه ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و سپس سال‌های اول انقلاب. در دهه ۲۰، اطلاعات به‌رغم محدودیت‌ها توانست تریبونی برای روشنفکران، سیاست‌ورزان و حتی منتقدان رژیم شاه باشد. ستون‌ها، پاورقی‌ها و مقاله‌های انتقادی آن دوره واقعا تأثیرگذار بودند.
 در سال‌های اول انقلاب نیز اطلاعات نقش مهمی در مدیریت افکار عمومی، انتقال اخبار انقلاب و تثبیت فضای انقلابی داشت؛ حتی حروفچینی‌ها و تیترهای آن دوران، تاریخ‌ساز بودند.

با توجه به تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران در قرن گذشته، اطلاعات چطور توانسته خودش را با تحولات هماهنگ کند؟
اطلاعات دو ویژگی مهم دارد: اول، درک لحظه تاریخی و دوم، پرهیز از درافتادن آشکار با سیاست و جناح‌های سیاسی. هروقت فضا باز بوده، اطلاعات کمی بازتر شده و هروقت فضا بسته بوده، محافظه‌کاری پیشه کرده است. این انطباق‌پذیری شاید مورد نقد باشد اما رمز دوام هم بوده است. تحریریه اطلاعات همیشه ترکیبی از نسل‌های مختلف بوده؛ پیرمردان باتجربه در کنار جوان‌های کم‌ادعا که فضای نو را با شیوه سنتی پیوند زده‌اند.

از نظر شما شاخص‌ترین گزارش‌ها یا سرمقاله‌های اطلاعات کدام‌ها هستند؟
گزارش‌های خبرنگاران اعزامی اطلاعات به جبهه‌ها در دوران جنگ، هنوز هم از نظر سندیت تاریخی مهمند. سرمقاله‌های آقای جلال رفیع در دوره‌های متفاوت، زبان اعتدال در روزنامه‌نگاری ایرانی بود و البته برخی از گزارش‌های روزنامه اطلاعات، منبع داستان‌های مردمی و روایت‌های اجتماعی شد؛ پدیده‌ای که بعدها بسیاری از روزنامه‌ها از آن الگوبرداری کردند.

روزنامه اطلاعات در صد سال آینده، باید چه مسیری را طی کند تا همچنان تأثیرگذار باقی بماند؟
سه مسیر ضروری پیش روی اطلاعات است. در ابتدا باید دیجیتال‌سازی واقعی انجام دهد، یعنی از قالب چاپی خارج شود و خود را به یک پلتفرم چندرسانه‌ای بدل کند.
روزنامه اطلاعات نیازمند آن است تا با نسل جدید آشتی کرده و از زبان خشک و تیترهای خبریِ کلاسیک و بی‌تصویر که دیگر کارکرد ندارند بپرهیزد. اطلاعات باید روایتگر باشد، نه فقط مخبر.
این رسانه کهن باید مأموریت‌هایش را بازتعریف کند. اطلاعات باید خود را نه به‌عنوان روزنامه دولتی، بلکه به‌عنوان «حافظه ملی» بشناساند؛ یعنی ثبت واقعیت با دقت، نه صرفا انتقال دستور

با توجه به تغییرات سریع فناوری، اطلاعات چطور می‌تواند خودش را بازتعریف کند تا برای مخاطبان جدید جذاب باشد؟
با ایجاد نسخه دیجیتال هوشمند، اپلیکیشن تعاملی، آرشیو دیجیتال برای محققان و استفاده از رسانه‌های مکمل مانند پادکست، ویدئو و مستند کوتاه. مخاطبان امروز متن نمی‌خوانند، بلکه تجربه مصرف رسانه‌ای می‌خواهند. اطلاعات باید این تجربه را ارائه دهد.

از نظر شما چه چیزی باعث می‌شود یک رسانه مثل اطلاعات بعد از صد سال همچنان معتبر و مورداعتماد باقی بماند؟
سه عامل: صداقت نسبی، استمرار در تولید و پایبندی به زبان حرفه‌ای. مخاطب ممکن است با خط‌مشی اطلاعات موافق نباشد، اما هنوز آن را «دروغگو» نمی‌داند.
این اعتبار به سادگی به‌دست نمی‌آید و باید حفظش کرد، نه با شعار، بلکه با دقت و وقار در روزنامه‌نگاری.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی