دکتر مینا آقازاده
 شاعر و منتقد ادبی

«حسن اسدی»، شاعر غزلسرا در حالی که سرطان سلول به سلولش را از زندگی خالی کرده بود، در سن ۶۸ سالگی، ناگزیر پایان را پذیرفت، تنِ خاکی اش را تکاند و تن به رفتنی همیشگی داد.
 شاعر اهل سراب و ساکن شهر پر درد و دود تهران با آنکه رشته دانشگاهی اش زیست شناسی بود، اما در زیست بوم شعر تنفس می کرد. احساسات نابش را در جام غزل می  ریخت و مخاطبان خود را سرمست از تصویرها و ترکیب های منحصر به فرد خودش می کرد و از آنجا که پیوند عمیقی با شعرهای«بیدل» داشت، در برخی از شعرهایش نیز از این شاعر بزرگ تاثیر پذیرفته بود.
وی همچنین در جغرافیای شعر خود به دو زبان فارسی و ترکی شعر می سرود. مجموعه شعر ترکی اش با نام «گونش پیاله سی»(پیاله خورشید) در بین همزبانانش بسیار شهرت داشت. غزل هایش تلفیقی از تصاویر نو در ساختار کهن و زبان شعرش بیانگر عواطف و اندیشه های درونی اش بود.
مرد مردم دار و بی ادعای غزل با آن لهجه شیرین و دوست داشتنی اش، به زیباترین شکل ممکن، شعرهایش را محکم و با صلابت در محافل می خواند و اینگونه تمام خواسته ها و خستگی  های خود را خالی می کرد. 
و حالا دیگر از آن نغمه ها خبری نیست. نه از «شیون گلها»،نه از آوای «درفش آتش». دیگر نه زمزمه ای از دهان واژه هایش شنیده می شود و نه اشکی از چشم قلمش بر گونه کاغذها می چکد....
مردی که در دامان شعر بزرگ شده بود، حالا در دامان سرزمین مادری اش «سراب» به خاک سپرده شده است. شعرهایش را هم به امانت به دوستداران و طرفدارانش سپرده است. 
شعرهایی که در آن می توان ردپای مردی مهربان را دید که آرزوهای دور و درازی در سر داشت، اما دریغا که روزگار نامهربان، دفتر عمرش را برای همیشه بست، اما دفترشعرش بی گمان در انتظار شعر تازه یا مخاطب تازه ای هرگز بسته 
نخواهد شد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی