نیما رجبپور سردبیر شبکه خبر و کارمند صداوسیما، اهل لاهیجان بود که خرداد ماه ۱۴۰۴ در حمله رژیم صهیونی به ساختمان شیشهای صدا و سیما به شهادت رسید؛ شهیدی که از سردبیران شبکه خبر ۲ بوده و تنها ۲۰ ماه دیگر بازنشسته میشد و به گفته همسرش، قرار بود بعد از بازنشستگی، به شمال کشور بروند و در دل طبیعت شمال زندگی کنند اما رژیم صهیونیستی، این فرصت را از او گرفت.
همسرش از لحظهای که به صدا و سیما حمله شد، اینطور تعریف میکند: «به دلیل کار همسرم در شبکه خبر، تلویزیون ما همیشه روی همین شبکه بود.
لحظه اجرای سحر امامی بعد از حمله به سازمان را که دیدم، قلبم فرو ریخت. همان لحظات نیما خودش تماس گرفت و گفت نترسید، ما را زدهاند.
بعد تلفنش مشغول شد. همه چیز شاید در چند ثانیه اتفاق افتاد. دیگر نتوانستیم با او صحبت کنیم تا اینکه برادرش گفت با او صحبت کرده و خودش گفته است جراحت برداشته و او را به بیمارستان شهدای تجریش میبرند.» او از لحظات انتظار برای شنیدن خبر سلامت همسرش میگوید؛ خبری که هیچوقت آن را نشنید: «از ساعت هفت و نیم تا دوازده و نیم شب در اتاق عمل بود و هیچیک از پزشکان توضیحی ندادند که چه اتفاقی قرار است، رخ دهد. بعد او را به آیسییو منتقل کردند و گفتند یک ساعت و نیم طول میکشد تا دستگاهها وصل شود. باز هم هیچکس توضیحی نمیداد و فقط گفته بودند که خون زیادی از دست داده است. تا صبح نتوانستیم به آیسییو برویم و بعد از اصرار و پیگیریهای متعدد ساعت پنج و نیم صبح اعلام کردند که ساعتی قبل یعنی چهار و نیم صبح شهید شده است و نتوانستهاند قلبش را احیا کنند.»
سردبیری که همکارانش از او جز خوبی نمیگویند و نمینویسند: «حدود ۱۵ سال همکار بودیم؛ سردبیری کاربلد و حرفهای، مردی خانواده دوست و همکاری مؤمن، با اخلاق و مهربان. همیشه لبخند به لب داشت و با محبت با بقیه صحبت میکرد و اگر کاری برای همکاران از دستش بر میآمد، از انجام آن دریغ نمیکرد.
روی کار حرفهایاش حساس بود و کوتاهی نمیکرد. حتی لحظاتی که در حملات به ساختمان شیشهای، مجروح شد هم با اینکه میتوانست با بقیه همکاران، تحریریه را ترک کند، باز هم تا آخرین لحظه روی کار خبری اش تمرکز کرده بود.»
آقای رجب پور شما لایق شهادت بودید؛ خوشا به سعادتتان
شما چه نظری دارید؟