نخستین کنسرت پاییزی ارکستر سمفونیک تهران با عنوان «شهرزاد» در تالار وحدت برگزار شد. این کنسرت که به رهبری نصیر حیدریان و با اجرای آثاری از عرفان وکیلی، آهنگساز ایرانی و نیکولای ریمسکی کورساکف، آهنگساز برجسته روس روی صحنه رفت، برداشتی موسیقایی از داستان افسانهای «هزار و یک شب» بود و با استقبال پرشور تماشاگران همراه شد.
به گزارش ایرنا، نصیر حیدریان که اوایل مهرماه بهدلیل انجام عمل جراحی مدتی در بیمارستان بستری بود، با بهبودی کامل در این اجرا حاضر شد و بار دیگر رهبری یکی از ارکسترهای قدیمی کشور را بر عهده گرفت. او در آغاز برنامه، با اجرای قطعه «گنبد افلاک» اثر عرفان وکیلی، بخش ایرانی کنسرت را آغاز کرد.
این قطعه که در سال ۱۳۹۲مقام نخست جشنواره بینالمللی موسیقی فجر را برای آهنگسازش به ارمغان آورده بود، در این شب با اجرای دقیق و هماهنگ گروه زهی ارکستر، فضایی پرشکوه و پر از تحرک ایجاد کرد. وکیلی، نوازنده ویولن ارکستر سمفونیک تهران، در این اثر با استفاده از تمهای الهامگرفته از موسیقی ایرانی و سازبندی مدرن، گفتوگویی میان سنت و نوگرایی ایجاد کرد.
در بخش دوم، ارکستر به سراغ شاهکار جهانی موسیقی کلاسیک رفت: سوئیت سمفونیک «شهرزاد، اپوس ۳۵»، اثر نیکولای ریمسکی کورساکف. این اثر در چهار موومان با عناوین «دریا و کشتی سندباد»، «داستان شاهزاده کلندر»، «شاهزاده و شاهدخت جوان» و
«جشنواره بغداد» اجرا شد.
کورساکف (۱۸۴۴–۱۹۰۴) از برجستهترین آهنگسازان مکتب ملی روسیه بود. او بیش از سی سال رهبری ارکسترهایی در سنتپترزبورگ، مسکو، کیف و پاریس را برعهده داشت و در آثارش مهارت کمنظیری در سازبندی و رنگآمیزی صوتی نشان داد. اما بیتردید «شهرزاد» جایگاه ویژهای در کارنامه او دارد؛ اثری که بر اساس روایتهای شهرزاد قصهگو در «هزار و یک شب»، نوشته شده و شنونده را با نغمههای شرقی و رنگهای درخشان ارکستر، به دنیای خیال میبرد .
کورساکف این سوئیت را در سال ۱۸۸۸میلادی تصنیف کرد و نخستین اجرای آن نیز همان سال در سنتپترزبورگ، به رهبری خودش انجام شد. «شهرزاد» در تاریخ موسیقی جهان یکی از نمونههای برجسته «پوئم سمفونیک» بهشمار میرود که در آن ارکستر، نقش راوی داستان را ایفا میکند.
در اجرای شنبه شب، ارکستر سمفونیک تهران با رهبری پرانرژی حیدریان توانست این روایت را بهگونهای زنده و تصویری اجرا کند. هماهنگی دقیق میان گروههای زهی و بادی و رنگآمیزی صوتی شفاف، فضایی رویایی آفرید که با تشویق ممتد حاضران همراه شد.
نکته قابل توجه در این کنسرت، انتخاب هوشمندانه دو اثر ایرانی و روسی بود که از لحاظ سازبندی و روایت، شباهتهایی آشکار داشتند. هر دو اثر با محوریت سازهای زهی و بیان تصویری، جهان افسانه و خیال را روایت میکردند؛ یکی با الهام از کهکشان و آسمان و دیگری از دریا و قصههای هزار و یک شب. این ترکیب سبب شد که اجرا ساختاری منسجم و تجربهای شنیداری پیوسته داشته باشد.
شما چه نظری دارید؟