«الان مسأله‌ای که در پیش است؛ یکی مسأله قانون اساسی است؛ و یکی تشکیل مجلس شورا. این دو مسأله بر سایر مسائل مقدم است. کوششها هست برای اینکه نگذارند این قدم ثانی را ما برداریم. چنانکه کوششها کردند که نگذارند رفراندوم حاصل بشود راجع به اصل جمهوری.
قشرهای مختلف، ریشه‌های فاسد رژیم سابق، عمال فاسد اجانب، جدیت کردند که پس از آنکه شکست خوردند و رژیم منحوس شاهنشاهی مدفون شد، نگذارند جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. طرحها ریختند و کارشکنی ها  کردند. طراحان نوکر اجانب طرح ریختند؛ و ریشه‌های فاسد رژیم سابق کارشکنی ها کردند. تحریم کردند رفراندوم را؛ آتش زدند صندوقهای بعضی از بلاد را؛ مانع شدند از اینکه رأی بدهند در بعضی از موارد، لکن شکست خوردند، آن هم شکستی که در تاریخ نظیر نداشت! 
دو شکست اینها تا کنون خورده‌اند که هر دوی این دو شکستها در تاریخ بی‌نظیر یا کم نظیر است: یکی شکست در مبارزه بین ملت و رژیم با همه قدرتی که داشت و با همه پشتوانه‌ها که از قدرتهای بزرگ داشت. این شکست شکستی بود که در دنیا سابقه نداشت که یک ملتی با دست خالی، یک ملتی که هیچ نداشت، بر یک رژیمی که همه چیز داشت غلبه کند. البته نیروی ایمان، نیروی اسلام، موجب این غلبه شد. 
وقتی نیروی اسلامی بود، تمام قشرها متصل شدند به هم. قشر روحانی، قشر دانشگاهی، قشر ارتش، همه به هم متصل شدند و همه با هم این سنگر بزرگ را، این سد بزرگ را، شکستند. و این نیروی ایمان بود. قدم بعد، قدم رفراندوم بود. 
مخالفین ما با رفراندوم مخالفت کردند و کارشکنی کردند. لکن ملت ما به نیروی ایمان پیش برد. و رفراندومی که در ایران واقع شد نه در ایران و نه در سایر جاها سابقه نداشت. با این عشق و علاقه، با این محبت و همبستگی، که ۹۹ و بیشتر، یا ۹۹ درصد، قدری این طرف و آن طرف، شما پیروز شدید.
در این دو قدم، پیروزی مال شما، و خذلان و رسوایی مال مخالفین شماست.
حالا به قدم سوم رسیده است که باز مخالفتها شروع شده است. با بهانه‌های مختلف جنود شیاطین دور هم دارند جمع می‌شوند. بهانه‌های مختلفی که سابقاً هم این بهانه‌ها را داشته‌اند. حالا که بناست قانون اساسی در دسترس ملت گذاشته شود تا هر کس هر مطلبی دارد پیشنهاد کند، و بعد نمایندگان مردم، نمایندگان منتخب از طرف خود ملت، قانون اساسی را بررسی کنند.
 با همه مطالبی که قشرهای مختلف و به اصطلاح، حقوقدانها بررسی کنند، و همه مطالب را روی هم بریزند، و قانونی که نوشته شده است اگر نقص دارد رفع کنند نقص را، و اگر اشکال دارد، اشکال را مرتفع کنند، حالا هم بهانه‌گیرها، آنهایی که شکست خورده‌اند در آن مراحل، می‌خواهند در این مرحله خرابکاری کنند.
بیدار باشید برادران! دشمنان خودتان را بشناسید. می‌خواهند نگذارند قانون اساسی بر طبق آن طوری که اسلام حکم می‌کند تصویب شود.
باید حقوقدانهای غربی نظر بدهند؟ ما می‌خواهیم قانون اسلامی بنویسیم، از غرب بیایند نظر بدهند؟! یا غربیها بیایند نظر بدهند؟ یا غربزده‌ها بیایند نظر بدهند؟ حقوقدان اسلامی ما می‌خواهیم، و این حقوقدانها، اسلام را نمی‌دانند یعنی چه! البته بعضی از آنها.
من … به طور کلی می‌گویم، از باب اینکه آنهایی که در قشر اسلامی هستند و مطالعات اسلامی دارند خارج هستند. من با آن غربزده‌ها صحبت دارم. با آنهایی که تحت تاثیر غربزده‌ها واقع می‌شوند صحبت دارم. باید قانون اسلامی ما را از غرب بگیریم؟! از غربزده‌ها بگیریم؟ باید دید کی صلاحیت دارد، چه حقوقدانی صلاحیت دارد، که در قانون اساسی ما نظر بدهد. ما که می‌خواهیم جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند و قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌خواهیم تدوین کنیم، ما باید دنبال آنهایی [باشیم‌] که حقوقدان غربی هستند؟! – اگر باشند- روشنفکرانی که از اسلام بی‌اطلاع هستند و نمی‌دانند اسلام چیست، هر وقت ما خواستیم قانون اساسی جمهوری یا جمهوری دمکراتیک را تدوین کنیم، شما آقایانی که حقوقدان هستید، شما آقایان روشنفکر غربی، صلاحیت دارید که نظر بدهید. لکن ما هر وقت خواستیم قانون اسلامی بنویسیم، خواستیم مسائل اسلام را طرح بکنیم، شما صلاحیت ندارید.
 شما از اسلام اطلاعی ندارید. شما اسلام را می‌گویید برای این زمان نیست! برای اینکه اسلام را نمی‌دانید؛ برای اینکه اعتقاد ندارید که آنکه قانون اسلام را آورده است، خداست. خداست که محیط بر همه چیزهاست؛ بر همه اعصار است. قرآن است که کتاب همه اعصار است. دستورات رسول الله است که برای همه اعصار است. شما اطلاعی نه از قرآن دارید، و نه از سنت دارید، و نه از اسلام. و ما به شما اجازه نمی‌دهیم که دخالت در معقولات کنید. بله، در بعضی مسائل اداری، در بعض مسائل اجرایی، شما هم حق نظر دارید. لکن عمده این‌ است که شما نمی‌خواهید یک قانون اساسیِ اسلامی باشد. 
شماها از اسلام وحشت دارید. حق هم دارید؛ برای اینکه اسلام درِ استفاده‌های شما را بست! اسلام دوستان شما را از ایران بیرون کرد. اسلام، جنایتکارها [را] که رفقای بعض از شما بودند، به درک فرستاد! شما وحشت دارید از اسلام و حق دارید وحشت داشته باشید. ولی ملت اسلام، ملت ایران، نمی‌تواند تابع هوای نفس شما باشد؛ نمی‌تواند قرآن را کنار بگذارد و قانون اساسی غربی را قبول کند؛ به شما اجازه نمی‌دهد که در امری که بی‌اطلاع هستید و جاهل هستید دخالت کنید. 
شما اطلاعاتتان در حدود مسائل غربی است. قوانین غرب را می‌دانید. شما تا کنون قرآن را مطالعه نکرده‌اید. عرض می‌کنم که من به همه اقشار نمی‌گویم؛ در بین اینها اشخاص اسلامی، اشخاص مطالعه‌دار هست؛ من آنها را می‌گویم که می‌گویند اسلام دیگر فایده ندارد. من آنها را می‌گویم که می‌گویند اسلام مال چهارده قرن پیش است.»

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی