فربد فدائی - روزنامه اطلاعات: در دوران کودکی فیلمی دیدم با این عنوان: «چگونه میتوان یک میلیون دلار دزدید و پس از آن به راحتی زندگی کرد؟» چند روزی است که به این فیلم فکر میکنم، کاری به مضمون و ماجرای فیلم ندارم.
آنچه که این روزها نظر مرا جلب میکند، عنوان این فیلم است که دو موضوع مهم را در خود نهفته دارد، یکی اینکه یک میلیون دلار حتماً مبلغ قابل توجهی بوده که در نام فیلم آمده است، و دوم اینکه سارق چنین مبلغی نمیتوانست به اصطلاح، بزند و برود و از آن پس به آسودگی زندگی کند، زیرا سامانههای قضایی و پلیسی نمیگذاشتند که آب خوش از گلوی سارق پایین برود و به وظیفه پیشگیری از جرم و دستگیری و مجازات مجرم مقید بودهاند.
سپس مقایسهای در ذهن من شکل گرفت، در قیاس با اختلاسهای چند میلیارد دلاری که با نهایت تأسف در سالهای اخیر در مملکت شاهد آن بودهایم، یا موارد متعدد بازنگرداندن میلیاردها دلار ارزِ حاصل از صادرات، گرانفروشیهای سنگین و غیرقانونی، بازنگرداندن وامهای چند میلیاردی و موارد فراوان دیگر! عدد یک میلیون دلار به نظر جزیی و پیش و پا افتاده میرسد. با توجه به اینکه مجرمان اقتصادی در مملکت ما خم به ابرو هم نمیآورند و به راحتی و آسایش چه در ایران و چه در خارج عمر میگذرانند و از دسترنج مجرمانه خود بهره میبرند، دلم سوخت برای دزدان و اختلاسکنندگان غربی که عمری را پس از سرقت وجوه ناچیز به گریز از سامانه قضایی میگذرانند و نمیتوانند با دل خوش از دزدی ناچیز خویش بهرهای ببرند!
البته ممکن است عدهای عنوان کنند که این طور نیست و در این مملکت اختلاس و جرایم مالی دیگر وجود ندارد و یا اگر هست، خیلی کم است و در قیاس با ممالک دیگر چیزی نیست! اما بر حسب خواندهها و شنیدهها، واقعیت بر خلاف این گفتههاست.
در کشورهای اروپایی با توجه به سازوکارهای چند لایه، جرایم مالی با سرعت کشف میشود و مجرم به مجازات میرسد و اگر از مقامات دولتی نادرستی دیده شود، کوچکترین مجازات، طرح موضوع در جراید و انفصال آن مقام از امور دولتی است. این موضوع حتی در مسائل به ظاهر جزئی نظیر استفاده از تلفنهای دولتی برای مکالمههای شخصی و استفاده از خودروهای دولتی برای امور شخصی صدق میکند.
مورد بالا شمول گستردهای دارد. چند سال پیش معلوم شدکه وزیر امور خارجه وقت جمهوری فدرال آلمان در پایاننامه دانشگاهی خود از مطالب دیگران بدون ذکر نام آنان استفاده کرده است (سرقت علمی). افشای این موضوع از سوی روزنامهها موجب استعفای او و کناررفتن همیشگیاش از مسندهای دولتی شد. از داستان محاکمه و مجازات نیکلا سارکوزی، نخستوزیر سابق فرانسه به جرم دریافت کمک مالی غیرقانونی در انتخابات مدت زیادی نمیگذرد.
شمول این امر حتی از این هم گستردهتر است. در زمان صدارت عظمای «گرهارد شرودر» در جمهوری فدرال آلمان، این شایعه در رسانههای گروهی بالا گرفت که دلیل سفید نبودن موی صدراعظم ۶۵ ساله، این است که موی خود را رنگ میکند. احزاب مخالف عنوان کردند که اگر صدر اعظم موی خود را رنگ میکند، پس شاید در امور سیاسی و اجتماعی هم با فریب و نیرنگ رفتار میکند.
پیرزنی موی سیه کرده بود/گفتمش ای مامک دیرینه روز
موی به تلبیس سیه کرده ای/راست نخواهد شد این پشت کوز!
سرانجام بررسی مدارک و از جمله شهادت آرایشگر صدراعظم منجر به تایید این امر شد که موی «شرودر» به طور طبیعی سیاه است و این موضوع در خانواده او جنبه «ژنتیک» دارد.
نتیجه اخلاقی این مقاله چیست؟ این است که کشوری با یکپنجم مساحت ایران و با جمعیتی کمتر از ایران و بدون بهرهمندی از منابع زیرزمینی، به چهارمین کشور صنعتی دنیا و بزرگترین صادرکننده جهان بدل میشود و ما هنوز اندرخم یک کوچهایم!
