مسعود دشتی درخشان - روزنامه اطلاعات| انرژی در دهههای اخیر، نهفقط یک کالای اقتصادی، بلکه یکی از اصلیترین مؤلفههای قدرت در نظام بینالملل بوده است. مسیرهای انتقال، ظرفیتهای تولید و امنیت عرضه انرژی بیش از هر زمان دیگری با سیاست، امنیت منطقهای و تحولات ژئوپلیتیکی گره خوردهاند.
در چنین فضایی، جایگاه جمهوری اسلامی ایران در بازار جهانی نفت و گاز همچنان تعیینکننده و در عین حال مناقشهبرانگیز باقی مانده است. ایران با برخورداری از پنجمین ذخایر نفت و دومین ذخایر گاز جهان(BP Statistical Review ۲۰۲۵)، نهتنها ظرفیت تولید و صادرات بالایی دارد، بلکه توانمندیهای فنی و تاکتیکهای عملیاتی آن در شرایط تحریم، پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل توجهی برای بازار جهانی و سیاست خارجی ایران دارد.
با وجود بیش از یک دهه تحریمهای فشرده ایالات متحده و تلاشهای سازمانیافته برای کاهش حضور ایران در بازار جهانی انرژی، تجربه عملی نشان میدهد که این هدف، دستکم بهطور کامل محقق نشده است. ایران نهتنها توانسته تولید نفت خود را حفظ کند، بلکه در مقاطعی حتی افزایش داده و مسیرهای صادراتی جایگزین را نیز فعال نگه داشته است؛ واقعیتی که بار دیگر این گزاره قدیمی اما معتبر را تأیید میکند: «بشکهها گاه بلندتر از کلمات و بیانیههای سیاسی سخن میگویند».
پویایی تولید نفت و گاز در شرایط تحریم
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA)، تولید نفت خام ایران در سپتامبر ۲۰۲۵ به حدود ۳.۴۵ میلیون بشکه در روز رسید؛ افزایشی ۲۵۰ هزار بشکهای نسبت به میانگین سال ۲۰۲۴ که معادل ۳.۳۱ میلیون بشکه در روز بود. این رشد عمدتاً حاصل فعالسازی چاههای غیرفعال، جایگزینی فناوریهای خارجی با مهندسی داخلی و بهینهسازی میادین نفتی جنوب کشور بوده است.
کارشناسان پیشبینی میکنند که در صورت رفع تحریمها، ظرفیت تولید مؤثر ایران میتواند به حدود ۴ میلیون بشکه در روز برسد، هرچند محدودیت در جذب سرمایهگذاری خارجی و فناوریهای پیشرفته همچنان مانع تحقق کامل این ظرفیت است. میدانهای نفتی ایران، به ویژه آزادگان، اهواز و میادین مشترک با عراق، نقش مهمی در پایداری تولید دارند. با استفاده از فناوریهای ازدیاد برداشت داخلی، ایران توانسته تا حدودی کاهش تولید ناشی از محدودیتهای تحریم را جبران کند. با این حال، فقدان سرمایهگذاری خارجی و تجهیزات پیشرفته، محدودیتهای بلندمدت را بر ظرفیت کامل تولید تحمیل میکند.
در حوزه گاز طبیعی نیز ایران با داشتن ذخایر اثباتشده ۳۴ تریلیون فوت مکعب، دومین کشور جهان از نظر ذخایر گاز است (BP Statistical Review ۲۰۲۵). کشف اخیر در میدان «پازان» با برآورد ۱۰ تریلیون فوت مکعب ذخایر احتمالی، موقعیت ایران را در حوزه گاز تقویت کرده است. با این حال، بخش عمده گاز تولیدی برای مصارف داخلی اختصاص یافته و صادرات آن به شکل محدود و عمدتاً خط لولهای به کشورهای عراق، ترکیه و ارمنستان انجام میشود. این واقعیت نشان میدهد که ایران با وجود ظرفیت بالقوه بالا، همچنان ترجیح میدهد گاز را به عنوان ابزار توسعه داخلی و ثبات انرژی ملی حفظ کند.
صادرات نفت و انعطافپذیری راهبردی
صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران در سال ۲۰۲۵ به طور متوسط به حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز رسید (IEA ۲۰۲۵) که بخش عمده آن به چین صادر شد. در کنار نفت خام، صادرات فرآوردههای نفتی مانند نفت کوره، گاز مایع و نفتا حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز برآورد میشود.
این ارقام از بالاترین سطوح پایدار صادرات انرژی ایران از زمان بازگشت تحریمهای آمریکا در سال ۲۰۱۸ حکایت دارد و نشان میدهد که سیاست تنوعبخشی به سبد صادراتی، تا حدی فشار تحریمها را تعدیل کرده است. ایران برای حفظ سطح صادرات، تاکتیکهای متنوعی را به کار گرفته است؛ از انتقال کشتی به کشتی، تغییر مسیر محمولهها و ارائه تخفیفهای قیمتی قابل توجه گرفته تا استفاده از زیرساختهای بندری جایگزین و مسیرهای دریایی جدید. این روشها، امکان حفظ جریان صادرات را فراهم کردهاند، اما همزمان هزینههای اقتصادی و عملیاتی بالایی نیز به همراه داشتهاند.
مسیرهای جایگزین در سیاست انرژی ایران
بر مبنای داده های موجود، صادرات نفت خام و میعانات ایران از سال ۲۰۲۳ تاکنون در بازه ای پایدار میان ۱.۳ تا ۱.۶ میلیون بشکه در روز حرکت کرده و در برخی مقاطع ۲۰۲۵ به بیش از ۱.۸ میلیون بشکه نیز رسیده است.
ثبات این اعداد نه تنها از انعطاف پذیری شبکه صادرات ایران حکایت دارد، بلکه نشان دهنده آن است که ساختار تجارت انرژی ایران از سطح «مقاومت منفعلانه» عبور کرده و وارد مرحله «بازطراحی فعالانه» شده است. سهم چین – با ۸۵ تا ۹۰ درصد مقصد نهایی محموله ها – بیانگر شکل گیری یک زنجیره پایدار و استراتژیک عرضه است که مبتنی بر ترتیبات مالی مستقل، تخفیف های ساختاریافته و معماری انتقال مبتنی بر عملیات کشتی به کشتی است.
این زنجیره امروز یک نظام عملیاتی کامل است، نه پاسخی موقت به فشارهای خارجی. زیرساخت عملیات STS مهمترین نشانه بلوغ ساختاری صادرات ایران است. طی سه سال گذشته، ۸۲ درصد سفرها شامل حداقل یک عملیات انتقال کشتی به کشتی بوده و این عملیات عمدتا در نقاط ثابت جغرافیایی مانند مالزی و فجیره انجام شده است. این الگوی تکرارشونده نشان می دهد صادرات ایران از فاز «پنهان سازی موردی» وارد فاز «سازماندهی سیستماتیک» شده است. عملیات STS که زمانی بعنوان ابتکاری پراکنده برای دورزدن تحریم ها شناخته می شد، اکنون نقش ستون فقرات یک زنجیره لجستیکی بزرگ را ایفا می کند. چنین سطحی از انسجام، نشانه ای از بلوغ نهادی و ارتقاء مدیریت ریسک در ناوگان است.
ریسکهای ژئوپلیتیکی و امنیتی
بخش انرژی ایران بهشدت با تحولات امنیتی منطقهای گره خورده است. در میانه سال ۲۰۲۵، تشدید تنشها با اسرائیل و گزارشهایی درباره حملات محدود به زیرساختهای نفت و گاز، موجب نوسانات کوتاهمدت قیمت نفت شد، بهگونهای که قیمت نفت خام برنت برای مدتی کوتاه به بالاترین سطح شش ماه گذشته رسید. تنگه هرمز - مسیر عبور حدود ۲۰ درصد نفت خام و LNG جهان - همچنان حساسترین نقطه است و هرگونه اختلال در آن میتواند موجب افزایش حق بیمه ریسک، رشد قیمتها و تغییر رفتار واردکنندگان شود.
تحریمهای ایالات متحده، ناوگان نفتکشها و شرکتهای واسطهای را هدف قرار داده و هدف رسمی آن کاهش صادرات ایران به صفر است، اما دادههای عملی نشان میدهند که اجرای کامل این هدف با محدودیتها و پیچیدگیهای جدی مواجه بوده است. در این شرایط، انعطافپذیری، سیاستهای جایگزین و مدیریت هوشمند زیرساختها نقش حیاتی در حفظ جریان صادرات ایفا کردهاند.
بازار جهانی نفت و جایگاه ایران
ایران در مقایسه با رقبای منطقهای مانند عربستان، عراق و امارات توانسته سهم خود را در بازار جهانی حفظ کند. سهم ایران در بازار جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ حدود ۴ درصد برآورد شده است (OPEC Annual Statistical Bulletin ۲۰۲۵) که با توجه به تحریمها، رقمی قابل توجه است. اثر ایران بر قیمتهای جهانی نفت نیز مشهود است؛ هرگونه تغییر در تولید یا صادرات ایران، به سرعت در بازارهای آسیا و اروپا بازتاب پیدا میکند. در بازار داخلی، سیاست ایران برای تثبیت قیمتها و مدیریت مصرف انرژی، به ویژه در بخش گاز توانسته است ثبات نسبی در بخش خانگی و صنعتی ایجاد کند. این امر نشان میدهد که دیپلماسی انرژی ایران تنها محدود به صادرات نیست، بلکه حفظ امنیت انرژی داخلی و پایداری اقتصاد ملی نیز بخشی از استراتژی بلندمدت است.
جمعبندی
تجربه سالهای اخیر بهروشنی نشان میدهد که هیدروکربنها همچنان ابزار قدرت و حکمرانی هستند. نفت و گاز، روابط دوجانبه را شکل میدهند، در مذاکرات ژئوپلیتیکی اهرم فشار ایجاد میکنند و حتی در سختترین شرایط تحریمی، شریانهای حیاتی اقتصاد را فعال نگه میدارند. موفقیت دیپلماسی انرژی ایران نهتنها به سطح تولید و صادرات، بلکه به تحولات ساختاری گستردهتری وابسته خواهد بود؛ از مسیر گذار جهانی انرژی و دسترسی به فناوریهای نوین گرفته تا روند تحولات امنیتی منطقهای.
تا زمانی که بازارهای جهانی همچنان به هیدروکربنهای خاورمیانه وابسته باشند، پیام بشکههای نفت ایران اغلب رساتر از مواضع رسمی و بیانیههای سیاسی خواهد بود. این پیام نشان میدهد که ایران با استفاده از تاکتیکهای عملیاتی، مدیریت بازار و روابط راهبردی با شرکای کلیدی، توانسته است جایگاه خود را در عرصه جهانی حفظ کند و همچنان بهعنوان یک بازیگر اثرگذار در بازار انرژی جهان باقی بماند.
