چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۳
نظرات: ۲۵
۱
-
نیاز به اما و اگر نیست، اینترنت باید وصل شود!

نزدیک به دو هفته است که اینترنت کشور در پی آغاز اعتراضات قطع شده است. آیا فردا پنجشنبه این محدودیت برداشته می‌شود؟

عصر ایران نوشت: هر چند برخی شنیده‌ها از پایان خاموشی دیجیتالی تا پایان هفته و اتصال مجدد به اینترنت بین‌المللی حکایت می‌کند و طبعا امیدواریم چنین باشد تا نوشتۀ حاضر هم بلاموضوع شود ولی به نظر می‌رسد بر سر این که قطره چکانی یا پلکانی و صنفی و منطقه‌ای باشد یا ناگهان به قبل از ۱۸ دی ۱۴۰۴ بازگردیم اختلاف نظر وجود دارد تا جایی که این نگرانی را ایجاد کرده که نکند این قطع به کام برخی شیرین نشسته باشد و گمان برند مقصر اصلی را مجازات کرده‌اند حال آن که بدون اینترنت هر ادعای توسعه و ارتباط گزاف و بی ربط خواهد بود.

طنز آمیز است اما اگر قرار بر این نوع نگاه و مقصریابی باشد وزارت نفت و شهرداری و حتی وزارت راه هم مقصرند! چون با این نگاه و منطق در اعتراضات خشونت بار پنج‌شنبه و جمعه شب (۱۸ و ۱۹ دی) از بنزین هم برای آتش زدن استفاده شد و بنزین هم در پالایشگاه های وزارت نفت  تولید می‌شود! یا مخزن‌های زباله به آتش کشیده شد و مخازن را هم شهرداری در معابر قرار داده یا طبعا "تروریست‌های مسلح" از طریق راه‌ها خود را به شهرها رساندند و ناگهان از آسمان فرونیفتادند و با این حساب، لابد  وزیر راه هم مقصر است و ملاحظه می کنید چقدر این مثال‌ها ناموجه است اما مقصر دانستن اینترنت هم در همین ردیف است و باید متصل شود.

آمار غیر رسمی حاکی از آن است که هر روز خاموشی دیجیتال ۳.۸ هزار میلیارد تومان خسارت دربردارد و اگر با تعبیر زیان هم موافق نباشیم می‌توان عدم‌النفع را به کار برد و مهم تر از همه این که باید در نظر داشت صاحبان کسب و کار مجازی -و به تعبیر یکی از جامعه شناسان طبقۀ متوسط دیجیتالی- را ناراضی یا ناراضی‌تر می‌کند و با این نگاه نه تنها این کار به حفظ امنیت ملی کمک نمی‌کند بلکه به زیان امنیت ملی است.

این فضا به راحتی حاصل نیامده و به همین خاطر این گونه نیست که منتظر بمانند یا تحمل کنند و در این میان برخی از میان می روند. از منظر عدالت نیز که یکی از ادعاها و آرمان های اصلی بوده همین بستر اینترنت که دیگران مبتکر و ایجاد کنندۀ آن بوده اند فضایی برای همه و عادلانه ایجاد کرده وگرنه در یک نظام سرمایه سالار افسارگسیخته چگونه افراد با سرمایه های کم و با بهره از فرصتی که این بستر فراهم ساخت می توانستند رقابت کنند؟

اینترنت چنان در تار و پود زندگی مدرن ریشه دوانیده که محدود به پلتفرم ها یا سکوهای مجازی نیست یا رسانه ها بلکه در تمام عرصه های دیگر هم خود را نشان داد تا جایی که   در روزهای بعد از قطع اینترنت حتی برخی تلویزیون‌های هوش‌مند از کار افتاد یا در خدمت‌رسانی برخی بیمارستان‌ها و اعلام میزان ابتلا به دیابت بیمار هم اختلال ایجاد شد و در عرصۀ تجارت بین‌الملل برخی پلت فرم‌های رمزارزی نمی‌ توانستند فعالیت کنند و هیچ یک از اینها را صدا و سیما نمی‌گوید چون در باور طیف سیاسی یی که خاستگاه مدیران این سازمان است و  حالا مورد تمجید مجلس اقلیت هم قرار گرفته‌اند اینترنت یک تهدید است و دوست دارند همه چیز در انحصار خودشان باشد غافل از این که مردم را به شبکه‌های ماهواره ای فارسی زبان سوق داده‌اند و دیدیم چگونه آمار آنان دربارۀ کشته‌ها دهان به دهان چرخید.

صریح این که اینترنت بین ‌المللی و نه این شکسته‌بسته‌های ناقص داخلی نیاز مبرم کسب و کارها و وسیله گذران وقت بسیاری از نوجوانان و جوانان و سرگرمی آنهاست و با ادامۀ قطع آن هم رسانه‌های داخلی و مستقل را در کسب و تولید خبر مجازات می کنیم (‌اگر همین رسانه‌ها از رفتاری که با روزنامۀ حرفه‌ای هم‌میهن و در توقیف موقت آن شد، درس عبرت نگرفته باشند و بخواهند همچنان دنبال روایت سوم بروند که همانا نه تبلیغات صداو سیماست و نه نوع مواجهه ایران اینترنشنال) بلکه به کسب و کارهای مجازی و علایق نوجوانان و جوانان هم آسیب می‌رسد.

با این همه باز باید امیدوار بود که تا فردا پنج‌شنبه به سطح یک یا همان وضعیت قبل از ۱۸ دی بازگردیم. گره خوردن اینترنت به زندگی جاری و کسب و کارهای مردم به این معنی است که قطع آن اقدامی در راستای حفظ یا بازگرداندن امنیت نیست زیرا این رفتار می تواند موج نارضایتی در کسب و کارهای کوچک را افزایش دهد در حالی که می‌توان بر این نگرانی فایق آمد.

ناگفته پیداست که موافقان قطع اینترنت یا کسانی هستند که از ابتدا با هر اتصال به خارج مخالف بودند و حالا فرصت را مناسب دیده‌اند یا نگران ارسال فیلم و ویدیو به کانال های ماهواره‌ای فارسی زبان و مشخصا تلویزیون ایران اینترنشنال هستند که بعد از جنگ ۱۲ روزه از چشم مردم افتاده بود و با ایجاد محدودیت برای رسانه‌های مستقل دوباره به قطب مخالف صدا و سیما بدل شده است.

با این حال می‌توان این نکته را مطرح کرد که آیا تنها راه ارسال از طریق اینترنت است و از طرق دیگر از جمله زمینی و از کشورهای همسایه امکان انتقال فیزیکی نبوده است یا تا به حال نفرستاده‌اند یا از طریق همان مجاری محدود باز شده نمی‌توانند؟

جدای این وقتی در رسانه‌های رسمی از نقش داعش و تروریست‌های مسلح در کشته‌ها سخن به میان آمده اصل اتفاق تلخ که قابل انکار نیست که برخی را نگران کرده است و قاعدتا بر سر انتساب به غیر نهادهای رسمی باید حساس باشند. با این وصف مشخص نیست که چرا به چند گزارش کاملا حرفه‌ای روزنامه‌های مستقل گیر دادند که چرا از قبرستان و بیمارستان گزارش تهیه کرده‌اید؟ مگر خودتان هم نمی‌گویید که کشتند؟ چظور شما بگویید کشتند اشکال ندارد و روزنامه‌ها بنویسند کشته‌ها چه وضعیتی دارند اشکال دارد؟

نیاز به اما و اگر نیست. اینترنت باید باز شود و شهروند عادی که میان او و نظام سیاسی فاصله و بلکه گسست و گسل افتاده چه بسا بگوید اگر بقای نظام سیاسی برای حفظ امنیت مهم است بقای نظم اقتصادی و معیشیتی و خانوادگی من هم مهم است اما با قطع اینترنت به مخاطره افتاده است.

نتایج یک پژوهش نیز نشان می‌دهد بر خلاف برخی تصورات قشرهای کم برخوردارتر و میانی بیشتر مصرف می کنند تا برخورداران چون آنها سرگرمی‌ها و دل‌مشغولی های دیگر هم دارند و با این نگاه و اگر عصیان اخیر را شورش گرسنگان بدانیم استمرار قطع اینترنت بر حجم آن می‌افزاید.

دولت و حاکمیت البته از وجهی دیگر هم آسیب می‌بینند. از این منظر که همه می‌دانند وزارت ارتباطات در قبال این اتفاق رویکرد منفی دارد و در اطلاعیه روز نخست نیز به صراحت اعلام شد قطع اینترنت کار وزارت ارتباطات نبوده و به دستور مستقیم نهادهای امنیتی صورت پذیرفته و می‌دانیم شخص وزیر نیز به عنوان یکی از متخصصان هوش مصنوعی بهتر از هر کسی می داند که بدون اینترنت، هوش مصنوعی هم موضوعیت ندارد.

وقتی شخص رییس جمهوری و وزیر ارتباطات مخالف ادامه قطع باشند (‌و نه قطع در ۱۸ و ۱۹ دی) اما همچنان مردم محروم باشند احساس می‌کنند تیغ دولت نمی ‌بُرد و این نه به سود دولت است نه محدودکنندگان و نگاه مردم به نهادهای خاص به چشم محدود کننده و مداخله کننده خواهد بود نه حافظ امنیت و همه که چشم به صدا و سیما ندوخته اند تا عین تعابیر ان را به کار برند. 

این تلقی که با قطع اینترنت می توانند این اسب سرکش را مهار کنند تا در داخل ایران کل شبکه تحت نظر خودشان باشد هم به لحاظ تبعات خطاست چون امنیت ارتباطات در این است که در یک منطقه محدود نباشد و از بیرون بتوان دید و رصد کرد ولی با این کار نگاه از بیرون مختل شده و رمزنگاری داخلی نمی تواند تضمین کننده باشد.

تازه اینها همه جدای بحث استارلینک ماهواره ای است که دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد. مهم تر از همه این که ادامۀ قطع اینترنت یعنی هنوز وضعیت عادی نیست و این در حالی است که صدا و سیما به هزار زبان در سخن است که عادی است و واقعا هم مردم در حال زندگی عادی اند اگرچه مبهوت از اخبار ۱۸ و ۱۹ دی اما با قطع اینترنت، عادی بودن پذیرفته نیست و یادآور آن حکایت سعدی است:

آن یکی پرسید: اُشتُر را که هی!

از کجا می آیی ای فرخنده پی؟

یکی از شتری پرسید از کجا می آیی و او پاسخ داد:
گفتش از حمام گرم کوی تو

گفت: خود همی پیداست از زانوی تو!

مدعی شد از حمام می آید در حالی که زانوان او گواهی می داد در حمام نبوده اند. قطع اینترنت مثل زانوی ناپاکیزه شتر است که باور ادعا را مشکل می سازد.

 هر قدر هم در صدا وسیما نقش اصلی منفی را به "تروریست های مسلح"بدهند و اعتراضات را تنها معیشتی بدانند اگر حکایت اینترنت حل نشود احتمال تسری اعتراض معیشتی به منزلتی متصور است و اگر این نکات را باور نمی کنند کافی است به کامنت های یک خبرگزاری خاص در روزهای بحران توجه شود که از فضای آن برای بیان ناخرسندی خود را ابراز کردند.

اینترنت را آزاد کنید. به چند دلیل: اول این که قطع آن به زیان امنیت ملی و تحریک کننده است.

دوم این که رسانه های مستقل را از دریافت و تحلیل خبر بازداشته و اگر آی پی خبرگزاری ها و روزنامه ها هم سفید شود مخاطبان چگونه استفاده کنند؟

سوم این که اختراع و کشف ما نیست و مالک و صاحب آن نیستیم و دستاورد حیرت آور بشری است و شأن حکومت خدمات دهی است نه محروم ساختن از یک امکان بی نظیر که زندگی انسان امروز را از دیروز متفاوت کرده.

چهارم این که با آن کسب و کار می کنند و مگر دولت روی انواع مالیات حساب نکرده؟

پنجم این که این نوع نگاه برای حل مسایل مانند کسی بود که مدعی شد مهم ترین دلیل طلاق را کشف کرده است و وقتی گفتند مسکن یا شغل؟ مسایل اقتصادی یا سبک زندگی و موارد دیگر پاسخ داد: هیچ یک! مهم ترین دلیل طلاق، همانا ازدواج است چون اگر هیچ ازدواجی ثبت نشود طلاقی هم رخ نخواهد داد!

حالا حکایت اینترنت است. تا تقی به توقی می خورد می روند سراغ اینترنت  و آن را می بندند و هر قدر به عنوان استثنا قابل توجیه و در صلاحیت نهادهای امنیتی به خصوص شورای عالی امنیت ملی به عنوان برآیند تصمیمات عقلایی نظام وبرخی از دلایل آن از نگاه ما دور باشد اما به مثابه یک قاعده و اصل مردود و مصداق جنگ با فناوری است و اگر امنیت را بر پایه فقدان یا محدودیت یا قطع آن استوار کنیم به میزانی که فناوری پیشرفت کند ( و در این فقره اینترنت ماهواره‌ای) امنیت نیز به مخاطره می‌افتد و هم چوب را خورده‌ایم و هم پیاز را و  آنچه در این میانه از میان می‌رود سرمایه اجتماعی است و تازه همه می‌دانند وزارت ارتباطات پزشکیان موافق نیست و وزیر در پی رفع فیلترینگ بود که با این پدیده مواجه شد ولی خیلی‌ها به ظرایف این تفکیک ها ورود نمی‌کنند و باید هشدار داد در صورت ادامۀ این روند:

یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی

چندین هزار امید بنی آدم است این...  

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 24
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سوسن IR ۱۹:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۱
    👌👌👌👌👌

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی