محمدرضا نادری گیسور- روزنامه اطلاعات:شورای امنیت کشور چهارشنبه شب گذشته بطور رسمی شمار جانباختگان دی ماه خونین ۱۴۰۴ کشور را اعلام کرد تا سرانجام معلوم شود چه فاجعه تلخ و مصیبت سنگینی بر ملت ما رفته و چه تعداد فراوانی از فرزندان و جوانان برومند این مرز و بوم اعم از افراد عادی یا ماموران امنیتی در جریان آشوبها پرپر شدهاند. بنا به اعلام این شورا، شمار کل قربانیان این حوادث سه هزار و ۱۱۷ نفر بودند که از این تعداد، دو هزار و ۴۲۷ تن از آنها، «شهید» محسوب شدهاند.
بنیاد شهید هم در بیانیهاش، بسیاری از شهدا را «رهگذرانی» معرفی کرده است «که با هدف کشته سازی یا در تیراندازیها و توحش کور تروریستی به شهادت رسیدند. برخی نیز از معترضانی بودند که در میان جمعیت هدف گلوله عوامل سازمان یافته تروریستی قرار گرفتند.»
این آمار حدود سه برابر قربانیان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا در خردادماه گذشته علیه ایران است که شمار شهدای آن یکهزار و ۶۲ نفر اعلام شد. به عبارت دیگر، آنچه ما در دی ماه پشت سر گذاشتیم، از نظر شمار قربانیان و حتی حجم تخریبها، کمتر از یک جنگ همه جانبه و تمام عیار نبود. تخریب و آتش زدن۲۵۰ مسجد و بنای تاریخی و مذهبی، تخریب بیش از ۲۵۰ مرکز آموزشی، علمی و اداری، آسیب زدن به مراکز صنعت برق، بانکها، مجموعههای درمانی و فروشگاههای ارزاق عمومی و به آتش کشیدن دهها اتوبوس، آمبولانس، پمپ بنزینها و انواع خودروها و اموال شخصی و عمومی از دیگر پیامدهای این وقایع خانمانسوز بود.
از این رو، کاملاً طبیعی است اگر شرایط روحی آحاد مردم در این روزها و هفتهها آشفته و پریشان باشد، یا با کوچکترین موضوعی، هر یک از آنها چه در خانواده یا جامعه، عصبانی شوند، رنگ غم و اندوه بر چهرهشان باشد یا از گفتار آنان، یأس و ناامیدی ببارد. آنها حق دارند چنین باشند چون عزادارند و مصیبت و داغ جوان دیدهاند؛ جوانانی رشید که برای آینده خود، هزاران نقشه و آرزو داشتند و بیشترشان فقط برای بیان اعتراض به وضعیت معیشتی و اقتصادی به خیابانها آمده بودند اما در یک چشم برهم زدن، با مداخله گروهی اغتشاشگر و شبه تروریست یا داعشی، رستاخیزی برپا شد و جمع زیادی از آن جوانها، مظلومانه و با قساوت و بیرحمی تمام جان باختند. آنگونه که در بیانیه بنیاد شهید آمده، توسط «عوامل تروریستی آموزش دیده»، حتی پیکر برخی از آنها «سوزانده شد، اربا اربا شد، سر از تن آنها جدا کردند و حتی به پیکر بیجان آنها نیز رحم نکردند.» وضعیتی که آن را شورای امنیت کشور، «یک جنایت فجیع تمام عیار» و «داعش گونه» از سوی «هستههای آشوب سازمانیافته» مورد حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی توصیف کرده که «نخواستند تجمعات مسیر مسالمتآمیز خود را طی کند».
نتیجه این وضعیت، داغدار شدن ملت بزرگ ما و گستاخ شدن دشمنان این سرزمین اهورایی است؛ دشمنان غداری که این روزها حتی رویای حمله نظامی به کشورمان را در سر میپرورانند و عوامل تروریستی و مخرب خود را نیز چه بسا با همین هدف به کار گرفته بودند.
ملت بزرگ ایران اما از این مصیبتها در تاریخ طولانی خود فراوان دیده است؛ برهههایی سخت و دورانهایی جانگداز. در همین دوران انقلاب ما ایامی تلخ تر از اینها را هم تجربه کردهایم، بیش از ۲۳ هزار نفر شهید در حملات متعدد گروههای تروریستی و فراتر از آن، بیش از ۱۸۸ هزار شهید و ۳۲۰ هزار جانباز در دوران دفاع مقدس.
ملت ما برای حفظ وطن در برابر دشمنان و بدخواهان ایران اکنون نیز میتواند از این مرحله حساس و تلخ با صبوری و همبستگی عبور کند و خواهد کرد، مشروط به آنکه هم حاکمیت و هم مردم، یکدیگر را دریابند، تحلیلی درست از شرایط پیچیده کنونی داشته باشند و دست دشمنان و توطئههای آنان را بخوانند. بیانیه مشترک سران سه قوه در هفته گذشته و اعلامیه شخص رئیس جمهوری
در روز پنجشنبه گذشته نشانهای از فهم درست است؛ جایی که با امضای خود، به مردم تعهد دادهاند «با تلاش شبانهروزی، تبعیت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی و بهرهگیری از ظرفیت نخبگان و فرهیختگان با وحدت، همدلی و همافزایی در جهت حل مشکلات معیشتی و اقتصادی و تأمین امنیت عمومی، کوشا باشیم و در انجام وظایف خود، ذرهای قصور نورزیم».
اقدام بیسابقه دولت و شهامت آن در اعلام رسمی آمار قربانیان حوادث دی ماه و تاکید رئیس جمهوری در بیانیهاش که گفته است«دولت و حاکمیت، خود را در برابر همه آسیب دیدگان این حوادث تلخ، مسئول میداند»، نشانه روشن دیگری از پذیرش مسئولیت است که در جای خود، شایسته تقدیر و تحسین است. باید این رفتار مسئولانه را ستود و به دولت و ملت کمک کرد با همدردی، همکاری و همبستگی، این مصیبت سنگین را تحمل کنند و برای نجات ایران در برابر توطئههای بدخواهان، از این برهه حساس تاریخی عبور نمایند.
در این راستا، لازم است هم حاکمیت و هم ملت، برخی نکات را مورد توجه جدی قرار دهند:
۱ـ رئیس جمهوری و دیگر سران قوا به تعهدی که برای «پاسداری از حقوق ملت» دادهاند، پایبند بمانند و آن را فراموش نکنند. آنها قول دادهاند با وحدت و همدلی در جهت حل مشکلات معیشتی و اقتصادی و تأمین امنیت عمومی بکوشند. مردم منتظرند نتایج اجرای این تعهد را هر چه زودتر ببینند. متأسفانه، بارها دیده شده مسئولان پس از عبور از بحران، به دلایل گوناگون قولها، وعدهها و حتی برنامههای خود را فراموش میکنند. در نتیجه، جامعه با تردید و بدبینی به وعدههای مسئولان مینگرد. آقای پزشکیان و مجموعه حاکمیت با رفتار خود باید کاری کنند که دیگر چنین برداشتهایی در افکار عمومی شکل نگیرد.
۲ـ خانوادههای قربانیان نباید فراموش شوند. دولت و همه دستگاههای مسئول موظف هستند به شرایط خانوادههای مصیبت دیده اعم از ماموران امنیتی و شهروندان عادی در هر نقطه از کشور به خوبی رسیدگی کنند، حقوق قانونی آنها را هر چه سریعتر بپردازند، خانوادههای قربانیان را تکریم کنند، با آنها گفتگو نمایند و مطابق عرف و فرهنگ هر منطقه، اجازه سوگواری بدهند.
۳ـ در جریان رویدادهای اخیر، شمار زیادی از افراد بازداشت و زندانی شدهاند. مجموعه حاکمیت و در راس آنها، قوه قضائیه، - همانطور که گفتهاند- باید میان «فریب خوردگان» و «تروریستها» تفاوت قائل شوند و در رسیدگی به احوال و اتهامات بازداشتشدگان نهایت دقت را به کار گیرند. رعایت عدالت، انصاف و رأفت و جداکردن صف معترضین و حتی فریبخوردگان از کسانی که دستشان به خون مردم بیگناه آغشته است، یک انتظار عمومی و تسلی بخش دل داغدیده ملت است. طبیعی است کسانی که عامدانه دست به ترور و قتل مردم بیگناه زدهاند، باید مجازات شوند. سرعت و دقت در رسیدگی به پروندهها به منظور بازگشت جوانان خطاکاری که آدم نکشتهاند، به آغوش خانواده در شرایط کنونی اهمیت ویژه دارد.
۴ـ هر چند شمار دقیق مجروحان و مصدومان رویدادهای دی ماه اعلام نشده اما به نظر میرسد تعداد آنها بالا است. دولت و دستگاههای ذیربط باید با دقت و فوریت به شرایط آنها رسیدگی کرده و ضمن تامین نیازها و تجهیزات و امکانات درمانی موردنیاز، حقوق قانونی آنها را نیز پرداخت کنند. مردم و خانوادهها باید اطمینان یابند در هر شرایطی، بیمارستانها و مراکز درمانی، مکانی امن برای همگان است و هیچکس نباید با احساس ترس از شناسایی توسط ماموران امنیتی، از مراجعه به بیمارستان خودداری کند و جان خویش را به مخاطره اندازد.
در همین جا، لازم است هم دولت و هم مردم، قدردان زحمات و تلاشهای شبانه روزی و طاقت فرسای پزشکان و کادر درمان در رسیدگی به مجروحان حوادث اخیر باشند؛ کارکنان شرافتمند و متعهدی که برای نجات جان هموطنان از همه آرامش و امنیت خویش گذشتند و شماری از آنها، حتی جان و هستی خویش را در این راه نثار کردند.
۵ـ با عبور از شرایط بحران باید اینترنت برای همگان باز شود. اینترنت برای جامعه امروز و به ویژه جوانان، نقش نفس را ایفا میکند. در حوزه اقتصادی نیز میلیونها نفر از مردم از طریق اینترنت و اقتصاد دیجیتال، امرار معاش میکنند. البته، ظرف چند روز اخیر، گشایشهایی در حوزه اینترنت ایجاد شده و سایتهای داخلی در دسترس عموم قرار گرفته است اما این، کافی نیست.
۶ـ ریشههای اصلی خشونتهای اخیر در جامعه به سرعت شناسایی و خشکانده شود. این کار نیازمند بررسی موضوع از سوی کارشناسان حوزههای مختلف به شکل علمی و بدون اعمال دیدگاهها و سلایق شخصی و جناحی است. نتایج این بررسیها باید به شکل مناسب اعلام شود و مهمتر از آن، در اصلاح سیاستها، برنامهها و اقدامات کشور تأثیرگذار باشد، حتی اگر این اصلاحات، به سیاستها و برنامههای بنیادی کشور برگردد. برای بقای کشور و انقلاب، شاید لازم باشد ما در برخی ساختارهای اصلی و سیاستهای کلان کشور ناچار به بازنگری شویم.
۷ـ حاکمیت باید برای اعتراض مردم اهمیت قائل باشد و آن را قانونمند سازد. این قانونمندی شامل همه امور، سازوکارها، قوانین و موضوعات امنیتی مرتبط با تجمعات و راهپیماییها است. علاوه بر آن، مسئولان باید بطور مداوم با مردم گفتوگو کنند. دیدگاههای آنان را بطور مستقیم بشنوند و پاسخهای لازم و اقناع کننده ارائه دهند. همچنین، پیش از اجرای هر تصمیمی، اطلاع رسانی لازم را در باره آن انجام داده و از انجام کارهای بدون مطالعه یا شوک آور که هزینههای بسیار و عواقب خطرناکی دارد، بپرهیزند.
۸ـ حفظ وحدت میان مردم و مسئولان یکی از ستونهای بقای کشور و نظام است. باید از هر اقدامی که به این وحدت و همبستگی آسیب میزند، پرهیز کرد. یکی از مهمترین مخاطرات پس از هر بحران به ریشهیابی علل و عوامل آن، یافتن مقصرین و راهکارهای برون رفت از بحران برمیگردد و میتواند موجب بروز اختلاف میان مسئولان و صاحبنظران به دلیل دیدگاههای سیاسی و جناحی شود. این وضعیت، نه تنها برنامههای برون رفت از بحران را عقیم و ناکارآمد میسازد بلکه بر وحدت و همبستگی موجود در جامعه نیز تاثیر منفی میگذارد.
۹ـ دشمن را در هیچ شرایطی نباید فراموش کرد. همه میدانیم که ایران و انقلاب ما، در شرایط کنونی چه دشمنان خطرناکی دارد. ایران عزیز ما به لطف داشتن ملتی فهیم، آگاه، باهوش، متمدن و دشمن شناس که شرایط را بخوبی درک میکند، تاکنون توانسته است از توطئههای خطرناک برای تجزیه و فروپاشی ایران، سربلند بیرون آید.
در این شرایط، از یکسو، حاکمیت باید با ارج نهادن به ملت، در مسیر اصلاح حکمرانی و بهبود شرایط معیشتی، اقتصادی، سیاسی و دیگر عرصهها، اقدامات جدی به عمل آورد و از دیگر سو، مردم و خانوادهها نیز مراقب باشند دشمن در درون جامعه و به ویژه در میان جوانان و نوجوانان رخنه نکند و اعتراضها را به آشوب، خشونت و اغتشاش نکشاند.
