یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۵
نظرات: ۰
۰
-
[منوچهر دین‌پرست] الزامات جشنواره فیلم فجر

نمی‌توان نسبت به جشنواره فیلم فجر بی‌تفاوت بود. اگر آن را طرد کنیم، تحریم نماییم یا به‌طور کامل نادیده بگیریم، در یک سوی میدان ایستاده‌ایم و پیامی مشخص به جامعه منتقل می‌کنیم؛ پیامی که شاید حامل اعتراض و نقد باشد....

منوچهر دین‌پرست - روزنامه اطلاعات: اگر به تاریخ چهل‌وچهار ساله جشنواره فیلم فجر بنگریم، به‌روشنی درمی‌یابیم که این رویداد فرهنگی همواره با تنش‌ها و حاشیه‌های گوناگون همراه بوده‌است؛ از رخدادهای مهم اجتماعی گرفته تا اختلاف‌نظرها درباره داوری‌ها، از غیبت برخی کارگردانان تا ممنوع‌الفعالیتی آنان و از مناقشات صنفی تا تنش‌های سیاسی. با این همه، جشنواره فیلم فجر در تمامی این سال‌ها، با هر ارزیابی مثبت یا منفی  برگزار شده و مسیر خود را ادامه داده‌است.

این جشنواره اگرچه از نظر ساختار و ماهیت، تفاوت‌های جدی با جشنواره‌های معتبر جهانی دارد، اما به‌نوعی نسخه‌ای بومی و خاص برای سینمای ایران محسوب می‌شود؛ نسخه‌ای که شاید در جای دیگری کارکرد نداشته باشد، اما در متن شرایط فرهنگی و اجتماعی ایران معنا یافته‌است.

جشنواره فجر همواره محلی برای عرضه فیلم‌های تازه بوده است؛ جایی که فیلم‌سازان آثار جدید خود را برای دیده‌شدن به نمایش می‌گذارند و در پی آن هستند که هم نظر منتقدان را جلب کنند و هم راهی به بازار اکران و گیشه بیابند. بسیاری از فیلم‌ها توانسته‌اند همزمان در جشنواره موفق باشند و در اکران عمومی نیز فروش قابل توجهی داشته باشند؛ حتی آثاری که نخستین تجربه کارگردانان جوان به‌شمار می‌آمده‌اند.

با این حال، یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که امروز باید مطرح شود این است که آیا کلیت جشنواره ـ فارغ از این‌که مسئولیت آن بر عهده چه کسی باشد، از وزیر ارشاد و رئیس سازمان سینمایی گرفته تا دبیر جشنواره و حتی خبرنگاران و منتقدان ـ عملاً فضایی را هدایت می‌کند که در تقابل با جامعه و خواسته‌های آن قرار دارد؟ پرسش دیگر آن است که آیا عدم حضور در جشنواره یا حضور در آن به معنای تأیید یک جریان و رد جریان دیگر است؟

به بیان دیگر، آیا شرکت یا عدم شرکت در جشنواره، موضع‌گیری سیاسی به حساب می‌آید؟ و در نهایت، پرسش بنیادین این است که در چنین شرایطی، ایستادن در کدام سو می‌تواند به حقیقت نزدیک‌تر باشد، بی‌آنکه به قربانی شدن واقعیت‌ها بینجامد؟

به نظر می‌رسد باید به یک نکته اساسی توجه کرد: هر آنچه در جامعه رخ می‌دهد الزاماً مسئولیت جشنواره فیلم فجر یا سینماگران نیست. تورم، گرانی، ناامنی، مسأله حجاب، بنزین و ده‌ها بحران دیگر را نمی‌توان به حساب جشنواره یا دبیر آن نوشت. دبیر جشنواره مسئول سیاست‌های اقتصادی یا اجتماعی کشور نیست که اکنون او را به دلیل این مشکلات تحریم کنیم یا جشنواره را به‌عنوان مقصر معرفی نماییم. این نگاه اگرچه در ظاهر منطقی به نظر می‌رسد، اما در عمق ماجرا واقعیتی پیچیده‌تر وجود دارد.

مسائل اجتماعی به‌صورت شبکه‌ای درهم‌تنیده‌اند و نمی‌توان آنها را به‌سادگی از یکدیگر جدا کرد. جامعه یک کلیت پیچیده است که سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هنر در آن به‌طور همزمان اثر می‌گذارند و تأثیر می‌پذیرند. وقتی فیلمی درباره نابسامانی‌های اجتماعی ساخته می‌شود، به این معناست که کارگردان نسبت به جامعه خود بی‌تفاوت نیست و می‌کوشد آسیب‌ها را بازخوانی و روایت کند. زبان او زبان تصویر است، نه مقاله علمی یا پژوهش دانشگاهی. پژوهش کارگردان همان فیلم اوست. هرچه این تصویر دقیق‌تر، عمیق‌تر و صادقانه‌تر باشد، امکان ارائه راهکار فرهنگی برای جامعه نیز بیشتر خواهد شد.

از این منظر، نمی‌توان نسبت به جشنواره فیلم فجر بی‌تفاوت بود. اگر آن را طرد کنیم، تحریم نماییم یا به‌طور کامل نادیده بگیریم، در یک سوی میدان ایستاده‌ایم و پیامی مشخص به جامعه منتقل می‌کنیم؛ پیامی که شاید حامل اعتراض و نقد باشد، اما الزاماً به خود جشنواره مربوط نیست و بیشتر به وضعیت کلی کشور اشاره دارد. از سوی دیگر، اگر در جشنواره حضور پیدا کنیم، در سوی دیگری ایستاده‌ایم؛ سوی کسانی که جشنواره را یک رویداد هنری می‌دانند و هدفشان دفاع از سینما و فرهنگ، دیده‌شدن، رقابت حرفه‌ای، کسب سیمرغ و ارتباط با مخاطبان سینماست.

مسأله اصلی آن است که ما امروز در شرایطی قرار گرفته‌ایم که می‌خواهیم همه چیز را با ابزار سیاست حل کنیم. گویی هر مشکل فرهنگی، اجتماعی یا هنری را فقط از دریچه سیاست می‌توان فهم و مدیریت کرد. در حالی که وظیفه حکمرانی آن است که حوزه فرهنگ و هنر را تا حد امکان از سیاست‌زدگی و بازی‌های سیاسی دور نگه دارد و از استقلال آن مراقبت کند. در مقابل، جامعه هنری نیز باید بداند که همه بحران‌ها را نمی‌توان صرفاً با موضع‌گیری سیاسی حل کرد.

سال‌هاست که گرفتار همین چرخه شده‌ایم: سیاست بر هنر سایه انداخته و هنر نیز ناخواسته به میدان نزاع‌های سیاسی کشیده شده‌است، بی‌آنکه راه‌حلی پایدار برای مشکلات فراهم شود.

شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم باشد جشنواره فیلم فجر را نه فقط به‌عنوان یک رویداد دولتی یا سیاسی، بلکه به‌عنوان عرصه‌ای برای گفت‌وگوی اجتماعی، بیان دردها و بازتاب واقعیت‌های جامعه بازتعریف کنیم؛ عرصه‌ای که بتواند میان هنر، مردم و حقیقت پیوندی دوباره برقرار سازد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی