سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۳۲
نظرات: ۱
۰
-
[جمیله کدیور] طراحی آینده‌ غزه تحت قیمومیت آمریکا

آغاز مرحله دوم آتش‌بس در شرایطی اعلام گردید که بر اساس گزارش رسانه‌ها، به‌رغم توافق موجود، خطر شعله‌ور شدن مجدد جنگ در غزه وجود دارد و ارتش اسرائیل خود را برای یک عملیات احتمالی جدید زمینی علیه حماس در شمال غزه آماده می‌کند.

جمیله کدیور - روزنامه اطلاعات:مرحله دوم طرح آتش‌بس غزه، که بخشی از برنامه ۲۰ ماده‌ای دونالد ترامپ برای پایان جنگ غزه است، از ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶ (۲۴ دی ۱۴۰۴) به‌طور رسمی توسط «استیو ویتکوف»، فرستاده ویژه آمریکا، و درست همزمان با تشدید بمباران نوار غزه توسط اسرائیل آغاز شد. چند روز پس از آن، رئیس جمهور آمریکا، رسماً ساختار «هیئت صلح» که انتظار می‌رود طرح ۲۰ ماده‌ای را تحقق بخشد، تشریح کرد.

در حالی‌که بسیاری از تعهدات اسرائیل در مرحله اول آتش‌بس، مانند توقف حملات، ارسال کمک‌ها،عقب‌نشینی کامل از منطقه مشخص شده از غزه و باز شدن گذرگاه رفح هنوز محقق نشده، آغاز مرحله دوم آتش‌بس در شرایطی اعلام گردید که بر اساس گزارش رسانه‌ها، به‌رغم توافق موجود، خطر شعله‌ور شدن مجدد جنگ در غزه وجود دارد و ارتش اسرائیل خود را برای یک عملیات احتمالی جدید زمینی علیه حماس در شمال غزه آماده می‌کند.

با آغاز مرحله دوم، که نتانیاهو آن را «نمادین» توصیف کرده، از نهادها و افراد مختلفی رونمایی شد. ترامپ منشور «هیئت صلح» را در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس امضا و ابراز تمایل کرد که اختیارات هیئت را برای رسیدگی به بحران‌ها و درگیری‌ها در سراسر جهان، نه فقط در غزه، گسترش دهد.  همچون مرحله اول، انتظار می‌رود اسرائیل در مرحله دوم نیز همچنان به نقض آتش‌بس و گسترش منطقه حائل خود ادامه دهد. به‌علاوه، نظر به اینکه نتانیاهو امسال با انتخابات حساسی روبروست، نمی‌خواهد هزینه سیاسی اجازه دادن به پیشرفت آتش‌بس و اعلام کامل پایان جنگ را در اسرائیل بپردازد. 

لایه‌های ساختار مدیریتی طرح ترامپ نام‌هایی جدید با اهدافی مشابه اهداف استعماری قبل و احتمالاً با سرنوشتی مشابه است: 

۱. هیئت صلح (Board of Peace) 

این نهاد، بدنه اصلی در سطح دیپلماتیک و کلان طرح است که به عنوان یک سازمان بین‌المللی جدید عمل می‌کند وشامل رهبران و مقامات عالی‌رتبه کشورهایی است که دعوت شده‌اند تا چتر سیاسی و مالی برای طرح فراهم کنند.

ترامپ به عنوان رئیس مادام‌العمرهیئت معرفی شده و از حق وتو برخوردار است. از رهبران حدود ۶۰ کشور برای پیوستن به این نهاد که ترامپ پیش‌بینی می‌کند بر «ظرفیت‌سازی حکومت، روابط منطقه‌ای، بازسازی، جذب سرمایه‌گذاری، بودجه کلان و بسیج سرمایه» در این منطقه‌محصور نظارت خواهد کرد، دعوت شده و کشورها برای داشتن یک کرسی دائم ملزم به پرداخت یک میلیارد دلار شده‌اند.

در حالی‌که از دولت خودگردان فلسطینی برای حضور در هیئت دعوت نشده، پذیرش دعوت ترامپ برای پیوستن به «هیئت صلح» توسط نتانیاهو-جنایتکار جنگی تحت تعقیب لاهه که به جای عقب‌نشینی به مرزهای توافق‌شده، به پیشروی در خاک غزه ادامه داده- تناقض تلخ جهان امروز است. او در مرحله دوم آتش‌بس، تنها به دنبال خلع‌سلاح کامل حماس است و اطمینان دارد که از سوی آمریکا فشاری برای پایبندی به تعهدات آتش‌بس نخواهد بود. گویی «خط زرد» زیر سایه حمایت‌های کاخ سفید، هر روز به نفع اشغالگران جابه‌جا می‌شود.

۲. شورای اجرایی هیئت صلح (Executive Board)

این شورا که در واشنگتن مستقر است، در رأس هرم قرار دارد و مرکز قدرت و تصمیم‌گیری استراتژیک است و بر کل سازمان (نه فقط غزه) نظارت دارد. این شورا وظیفه مدیریت بودجه، جذب سرمایه‌گذاری و تعیین سیاست‌های کلان و چشم‌انداز استراتژیک را بر عهده دارد و مستقیماً به ترامپ پاسخگو است و شامل مارکو روبیو (وزیر خارجه آمریکا)، جرد کوشنر(داماد ترامپ)، استیو ویتکوف (فرستاده ویژه ترامپ)، تونی بلر(نخست‌وزیر پیشین بریتانیا)، مارک روان (غول وال‌استریت و مدیرعامل آپولو)، آجی بانگا (رئیس بانک جهانی) و رابرت گابریل (معاون مشاور امنیت ملی ترامپ) است. اعضای این شورا شامل میلیاردرها و چهره‌های نزدیک به اسرائیل‌، منکر نسل‌کشی در غزه و غالباً فاقد اطلاعات عمیق در مورد منطقه و فلسطین است. 

برای حمایت از شورا، دو مشاور استراتژیک ارشد با سوابقی جنجالی توسط ترامپ منصوب شده‌اند؛ آری لایتستون (مدافع سرسخت شهرک‌نشینان، ایفای نقش کلیدی در پیشبرد «توافقات ابراهیم»، مدیر اجرایی مؤسسه صلح توافقات ابراهیم، همکاری نزدیک با گروه‌های تأمین مالی پروژه‌های عمرانی در اسرائیل و از بنیان‌گذاران اصلی بنیاد بشردوستانه غزه) و جاش گرونبام (از مشاوران نزدیک جرد کوشنر و فعال در پروژه‌های توسعه اقتصادی مرتبط با طرح‌های صلح کوشنر، از جمله طرح مشهور به «ریویرا» برای توسعه سواحل غزه)  تا به عنوان پل ارتباطی بین شورای اجرایی و تیم‌های میدانی عمل ‌کنند. این دو رهبری روزمره طرح‌ها و عملیات استراتژیک و اجرای منظم مأموریت شورا و اولویت‌های دیپلماتیک را بر عهده دارند که نشان دهنده اهمیت و محوریت نقش این دو در کار شورا است.

۳. هیئت اجرایی غزه (Gaza Executive Board)

این نهاد، سطح عملیاتی و منطقه‌ای است که اختصاصاً برای اجرای مرحله دوم آتش‌بس در داخل نوار غزه تشکیل شده و نقش واسط بین سیاست‌مداران واشنگتن و مدیریت محلی غزه را دارد. کاخ سفید در بیانیه‌ای اعلام کرد: «این هیئت به حمایت از حکومتداری مؤثر و ارائه بهترین خدمات درجه یک که صلح، ثبات و رفاه را برای مردم غزه پیش می‌برد، کمک خواهد کرد.»

هیئت اجرایی غزه متشکل از ۱۱ نفر، مسئولیت‌های عملیاتی و نظارتی بر بازسازی و امنیت غزه و فعالیت‌های کمیته تکنوکرات‌ فلسطینی و وظیفه هماهنگی منطقه‌ای را بر عهده دارند و مسئول پیاده‌سازی برنامه‌های ثبات، خلع سلاح و بازسازی در میدان هستند. «هیئت اجرایی غزه» با دفتر «نماینده عالی» و دولت تکنوکرات فلسطینی یا«کمیته ملی اداره غزه» (NCAG) همکاری خواهد کرد.

اعضای آن ترکیبی از۴ عضو شورای اجرایی (کوشنر، بلر، ویتکوف و روان) به همراه چند مقام امنیتی و دیپلماتیک شامل حسن رشاد (رئیس اطلاعات مصر)، ریم الهاشمی (وزیر اماراتی)، علی الثوادی (دیپلمات قطری)، هاکان فیدان (وزیر خارجه ترکیه)، یاکیر گبای (میلیاردر و سرمایه‌گذار املاک اسرائیلی-قبرسی)، سیگرید کاگ (دیپلمات هلندی و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه سازمان ملل در غزه) و نیکولای ملادینوف (دیپلمات بلغاری) است.

ملادینوف، که به عنوان «نماینده عالی هیئت صلح» منصوب شده، بر انتقال قدرت از حکومت حماس به «کمیته ملی اداره غزه» نظارت و به عنوان «رابط میدانی» بین هیئت صلح و کمیته خدمت خواهد کرد. او طی سال‌های ۲۰۱۵- ۲۰۲۰ به عنوان فرستاده سازمان ملل متحد در خاورمیانه از توافق‌نامه‌های ابراهیم حمایت کرده بود.

برای حضور در این هیئت هم، حتی یک نماینده فلسطینی انتخاب نشد.

۴. «کمیته ملی اداره غزه» (NCAG): 

در پایین‌ترین سطح ساختار، کمیته‌ای متشکل از تکنوکرات‌های فلسطینی به ریاست علی شعث است و وظیفه امور اداری و خدماتی روزمره را زیر نظر هیئت اجرایی غزه بر عهده دارد. این کمیته ۱۲ نفره (که تنها دو نفر از نام‌هایی که توسط گروه‌های فلسطینی مطرح شده بودند، در این فهرست قرار گرفته‌) به عنوان یک چارچوب سیاسی متشکل از چهره‌های غیرجناحی با تخصص اداری و فنی معرفی شده که به جای حماس که نزدیک به دو دهه حاکم بر غزه بود، امور روزمره غزه را به عنوان بخشی از مرحله دوم طرح آتش‌بس تحت نظر و نظارت هیئت صلح ترامپ مدیریت کند. 

۵. نیروی ثبات بین‌المللی: 

در کنار سطوح فوق، ترامپ ژنرال جاسپر جفرز، فرمانده سابق عملیات ویژه ایالات متحده را به عنوان فرمانده نیروی حفظ ثبات بین‌المللی در غزه منصوب کرد که وظیفه نظارت بر عملیات امنیتی، حمایت از خلع‌سلاح جامع و دائمی و تضمین دسترسی ایمن برای کمک‌ها و مصالح ساختمانی را بر عهده دارد.

با توجه به این سلسله مراتب و افراد انتخاب شده، این سوال جدی وجود دارد که چگونه هیئتی که قرار است غزه را بازسازی و ایجاد ثبات کند، بدون حضور فلسطینیان و شامل افرادی است که آشکارا از نسل‌کشی اسرائیل در غزه حمایت کرده‌اند؟

در حالی‌که واشنگتن این چارچوب را به عنوان نقشه راهی برای «بازسازی و رفاه» غزه معرفی کرده، نادیده گرفتن عاملیت فلسطینی‌ها و حذف آن‌ها از نهاد ارشد تصمیم‌گیری برای آینده سیاسی و اقتصادی غزه و ساختار حکومت آینده و محدود کردن آن‌ها به امور اداری-خدماتی نشان می‌دهد که آن‌ها برای تعیین سرنوشت خود هیچ نقشی ندارند. در این پروژه «کمیته ملی» از «نماینده عالی» دستور می‌گیرد و همه راه‌ها به کاخ سفید و شخص ترامپ ختم می‌شود و این نهایت تحقیر و توهین به یک ملت و به منزله دفن پروژه ملی فلسطین و قرار دادن غزه زیر نظر غول‌های تجاری برای پیاده کردن ریویرای ترامپ است.

ترامپ با این چیدمان، به غزه نه به عنوان یک سرزمین با دو میلیون و اندی سکنه و یک موجودیت سیاسی-ملی، بلکه به عنوان یک «پروژه مدیریت املاک و مستغلات و سرمایه‌گذاری» برخورد کرده و تصمیم‌گیری استراتژیک را در دست سرمایه‌گذاران و سیاستمداران خارجی قرار داده و غزه را به اولین منطقه در جهان تبدیل کرده که به صورت یک کنسرسیوم تجاری-امنیتی اداره می‌شود که ثباتش نه برای اهالی، بلکه برای امنیت سرمایه‌گذاری و شکوفایی پروژه‌های املاک در سواحل مدیترانه تعریف شده است.

این پروژه نوعی استعمار جدید جهت تغییر شکل غزه تحت نظارت و مطابق ذائقه خارجی است که سرنوشت آن در خارج از مرزها و بدون رضایت صاحبان سرزمین یا مشارکت مردمی که بیش از دو سال بمباران، آوارگی، گرسنگی و کشتار را تحمل کرده‌اند، تعیین می‌شود؛ امری که یادآور تجربیات تحمیلی خارجی قبل همچون قیمومیت بریتانیا است. چارچوب طرح ترامپ مبتنی براین ایده است که یک نهاد سیاسی فلسطینی می‌تواند توسط نیروهای خارجی ایجاد و کاملاً در اشغال ادغام شود تا امور فلسطین را مدیریت کند. درحالیکه تنها راه حلی که می‌تواند ثبات غزه و منطقه را تضمین کند، استقلال کامل فلسطین است که منحصراً بر اساس اراده اهالی با مسیری روشن به سوی تأسیس یک کشور کاملاً مستقل فلسطینی باشد.  

ساختار چندلایه‌ای پیشنهاد ترامپ ایرادات متعددی دارد؛ از جمله: حذف سیستماتیک فلسطینیان از شکل‌دهی به  آینده‌ خود و بی‌توجهی به حقوق سیاسی آنان، ترجیح اولویت‌های نظامی اسرائیل بر بهبود وضع اهالی غزه، مهندسی جمعیت غزه تحت لوای بازسازی با تغییر مرکز جمعیت غزه به سمت جنوب، نگاه به غزه نه به عنوان یک جامعه آسیب دیده جنگ‌زده که دهه‌ها محاصره، آوارگی، جنگ‌های مکرر و ناامنی مزمن را تحمل کرده‌، بلکه به عنوان یک سرزمین خالی برای ساخت هتل‌ها و اماکن لوکس، مناطق تجاری، مراکز داده و تفرجگاه‌های ساحلی، واز همه مهمتر، اجتناب از پرداختن به علل ریشه‌ای مسئله فلسطین و رنج غزه یعنی اشغال، محاصره و کنترل نظامی است. در یک کلام، این طرح که برای تثبیت اشغال و آوارگی و نوع جدید قیمومیت بدون هیچ اشاره‌ای به عاملیت و توانایی فلسطینیان و بدون توجه به این نکته که صلح و ثبات را نمی‌توان بر اساس حذف صاحبان یک سرزمین بنا کرد، محکوم به شکست است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی