پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۴
نظرات: ۰
۰
-
جوان ۱۹ ساله با ضربات پی‌درپی چاقو پدرش را سلاخی کرد +عکس قاتل

جوانی که با نقشه قبلی و به طرز هولناکی با ضربات پی‌درپی چاقو به قتل رسانده بود، پس از دستگیری با خونسردی گفت که پشیمان نیست.

خراسان نوشت: جوان ۱۹ ساله‌ای که نقشه شوم قتل پدرش را در سر داشت، بعدازظهر سه‌شنبه گذشته ناگهان تصمیم هولناک خود را به تار و پود افکار وحشتناکش گره زد و به بهانه بیماری مادرش با برادر بزرگ‌تر خود تماس گرفت که نزد پدرش در سوله کیک‌پزی مشغول کار بود.

سلمان که با یک خط تلفن ناشناس با برادرش سخن می‌گفت، از او خواست مادرش را با خودرو به مرکز درمانی برساند. او گفت که من نمی‌توانم مادر را با موتورسیکلت ببرم و مادر حال خوبی ندارد. «ع» نیز به برادرش اطمینان داد که در مسیر بیمارستان است و خودش مادر را به مرکز درمانی می‌برد.

سلمان که با شنیدن این جمله بخشی از دسیسه وحشتناک خود را در مرحله اجرا می‌دید، با این ترفند برادرش را از سوله کیک‌پزی بیرون کشید و یقین پیدا کرد که حالا پدرش درون باغ بزرگ اطراف روستای کلاکوب تنها مانده است. بنابراین بی‌درنگ دسته چاقوی ترسناک یک‌دم خود را فشرد و به طرف باغ حرکت کرد.

جوان ۱۹ ساله با ضربات پی‌درپی چاقو پدرش را سلاخی کرد +عکس قاتل

او با خونسردی و در حالی که خشمی عجیب را با عقده‌های فروخورده درآمیخته بود، قدم‌هایش را به سمت سوله در حال احداث کیک‌پزی تندتر کرد و در سوله بزرگ را به صدا درآورد. پدر ۵۶ ساله که نمی‌دانست چه حادثه هولناکی انتظارش را می‌کشد، انجام کارهای ساختمانی را رها کرد و در سوله را گشود، اما هنوز با دیدن چاقوی ترسناکی که بالا رفته بود، حیرتزده به فرزندش می‌نگریست که ناگهان تیغه برنده چاقو بر سر و صورتش فرود آمد و حدقه چشمش را درید.

مرد میانسال که ناباورانه به رفتارهای دلخراش پسرش اعتراض می‌کرد، فریاد زد این چه کاری است که می کنی؟ ولی پسر جوان فرصت فریاد را نیز از او گرفت و با ضربات پی درپی چاقو را بر پیکرش فرو می‌برد و بیرون می‌کشید. مرد زحمتکش که حالا مرگ را به چشم می‌دید نگاهی به دور گلوی پسرش انداخت که به انگلیسی کلمه مرگ را خالکوبی کرده بود.

در این شرایط ترسناک چاره‌ای جز فرار از چنگ مرگ پیدا نکرد و هراسان و سراسیمه به درون سوله گریخت، اما از شدت وحشت ناگهان پایش لغزید و روی خاک‌های سوله غلتید. در این هنگام جوان خشمگین روی کمر پدر نشست و باز هم ضربات هولناک دیگری را به بالاتنه او وارد کرد. خون از نقاط مختلف پیکر مرد ۵۶ ساله فواره می‌زد و بیل، آجر و دیگر لوازم را سرخ می‌کرد.

طولی نکشید که دیگر مرد میانسال دست و پا نمی‌زد و نفس نمی‌کشید. پسر جوان که از مرگ پدرش مطمئن شده بود، از روی جسد بلند شد و تصمیم گرفت با سوزاندن پیکر خون‌آلود پدرش اثری از او بر جای نگذارد، اما در یک لحظه از این تصمیم هولناک خود منصرف شد.

او به‌سختی جسد را روی زمین می‌کشید تا آن را با فرغون به انتهای سوله کیک‌پزی انتقال دهد، اما قدرت بدنی کافی نداشت تا جسد را از روی زمین بلند کند. به همین خاطر هم لباس‌های کارگری پدرش در دو سوی پیکر وی جمع شد و او به‌سختی جسد نیمه‌عریان را درون فرغون گذاشت تا به نقطه انتهایی سوله ببرد. ولی لاستیک چرخ فرغون کم‌باد بود و او نتوانست آن را حرکت بدهد.

به همین خاطر جسد را کشان‌کشان به انتهای سوله در حال احداث برد و سپس کف زمین خاکی را حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر حفر کرد و پیکر غرق در خون پدرش را درون آن انداخت. او سپس خاک ها را روی جسد ریخت و دقایقی بعد دوباره با برادرش تماس گرفت و با بیان اینکه پدرش را کشته است، از باغ خارج شد و به مکان نامعلومی رفت.

برادر سلمان که با شنیدن این جملات وحشتناک اضطراب و نگرانی بر وجودش غلبه کرده بود، با همسایگان خود تماس گرفت و از آنها خواست به درون سوله بروند و حقیقت ماجرا را جویا شوند. همسایگان او نیز با مشاهده خون‌های درون سوله دیگر تردیدی نداشتند که حادثه هولناک قتل رخ داده است.

طولی نکشید که اطرافیان و نزدیکان مرد ۵۶ ساله وارد باغ شدند و مراتب را به نیروهای انتظامی اطلاع دادند. اینگونه بود که ماجرای جنایت وحشتناک در سوله کیک‌پزی در ساعات ابتدایی شب به دکتر صادق صفری قاضی ویژه قتل عمد مشهد اعلام شد و بدین ترتیب با حضور مقام قضایی در سوله مذکور تحقیقات جنایی ادامه یافت.

قاضی صفری که براساس تجربیات جنایی خود چشم به گوشه و کنار سوله دوخته بود، در یک لحظه با مشاهده خاک‌های به هم خورده در انتهای سوله دستور حفر محل را صادر کرد و خیلی زود پیکر خون‌آلود و نیمه‌عریان مالک سوله از زیر خاک‌ها بیرون کشیده شد.

در حالی که برادر بزرگ‌تر سلمان ماجرای تماس وحشتناک برادرش را برای قاضی ویژه پرونده‌های جنایی بازگو می‌کرد، دستور ردزنی وی از سوی مقام قضایی صادر شد و بدین ترتیب گروه تخصصی کارآگاهان با هدایت مستقیم سرهنگ ولی نجفی رئیس دایره قتل عمد آگاهی مشهد درصدد شناسایی مخفیگاه متهم به قتل برآمدند و او را در تنگنای اطلاعاتی قرار دادند. حدود ساعت ۳ بامداد، وقتی سلمان عرصه را تنگ دید، به طرف کلانتری آبکوه به راه افتاد و خود را تسلیم قانون کرد.

در حالی که هنوز تحقیقات شبانه قاضی ویژه قتل عمد برای کشف زوایای تکان‌دهنده این جنایت هولناک ادامه داشت، سرهنگ روح ا...لطفی رئیس کلانتری آبکوه ماجرای بازداشت سلمان را به وی اطلاع داد و بدین ترتیب بازجویی‌های مقام قضایی تا سپیده‌دم روز گذشته در حالی ادامه یافت که متهم جوان با خونسردی وصف‌ناپذیری مدعی شد از قتل پدرش پشیمان نیست و نمی‌داند چرا پیکر او را نسوزانده است.

بررسی‌های بیشتر درباره ابعاد دیگر این جنایت هولناک در پلیس آگاهی مشهد توسط سرهنگ محمد مرادی (افسر پرونده) همچنان ادامه دارد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی