رحمت‌الله ضیایی ارزگانی

مهدویت اعتقاد به وجود و حیات امام دوازدهم‌(ع) و ظهورشان در وقت مقدر است. مهدویت در اصطلاح عام اعتقاد به منجیی است که تمام اوضاع زندگی بشر را در جهت صلاح و سعادت تغییر می‌دهد. این منجی به اعتقاد شیعه، مهدی(ع) فرزند امام عسکری(ع) است که زنده و غایب است.  متن کامل این نوشتار در دانشنامه امام خمینی(ره) آمده است.
***
ادیان برآن‌اند که سرانجام موعودی ظهور می‌کند که با رسالتی الهی، انسان را از تاریکی ظلم و گمراهی و گناه می‌رهاند و خوشبختی و خیر و برکت می‌آورد.  یهودیان این منجی را ماشیح می‌دانند، مسیحیان حضرت عیسی(ع) را منجی و او را «مسیحا» و زرتشتیان او را «سوشیانس» و هندوها «کالکی» و بوداییان «مَیتریه» می‌نامند. 
 مهدویت یک عقیده اسلامی که تنها رنگ دین داشته باشد، نیست، بلکه اعتقاد به روزی موعود در زمین، فصل مهمی از خواسته‌های بشری است که انسان‌ها با داشتن ادیان و مذاهب مختلف، رو به سوی آن دارند. چنین حکومت عدلی، نتیجه آمادگی نفوس و افکار عمومی مردم جهان یا گروه‌های مؤثر در سرنوشت جهان است.
امام خمینی(ره) مسئله مهدویت را تنها یک موضوع تاریخی یا سیاسی نمی‌داند، بلکه وجود حضرت مهدی(عج) و ظهور ایشان را کامل‌کنندة مقصد انبیا در اجرای عدالت در تمام عالم و در مراتب انسانیت می‌شمارد. ایشان این باور انحرافی را نقد می‌کند که امام زمان(ع) با وجود ظلم و فساد در جامعه ظهور می‌کند و لازم است با ترویج این امور، زمینه را برای ظهور آماده کرد. ایشان معنای حقیقی انتظار و مهدویت را، معنایی پویا و مخالف با سکون و سکونت می‌خواند. امام در سخنرانی‌ها و برخی آثار خود مسئله مهدویت و ولایت انسان کامل و مسئله انتظار و وظیفه منتظران را بررسی و تحلیل کرده است.
وجود حضرت مهدی (ع)
متفکران مسلمان وجود امام معصوم را از راه عقل و نقل اثبات کرده‌اند. ازجمله ادله عقلی که بر وجود امام مهدی(ع) نیز قابل انطباق است، امتناع خالی‌بودن زمین در هر عصری از« امام» است. دلیل دیگر عقلی «قاعده لطف» است؛ بدین معنا که صفت لطف و رحمت در حق تعالی اقتضا می‌کند که خداوند آنچه سبب نزدیک‌شدن بندگان به طاعت و دوری آنان از معصیت می‌شود و امکان دستیابی به آن را ندارند، برایشان فراهم کند  و در هر عصری، حجتی بر مردم قرار دهد که حق را از باطل جدا و مردم را به سوی راه مستقیم هدایت کند.
امام(ره) در اثبات ضرورت عقلی امامت، نگاه جامع تری دارد. ایشان به صفت حکمت خداوند در اجرای قانون الهی تکیه می‌کند و اثبات می‌کند که به حکم عقل، همان طور که دین و قرآن در پیشگاه خدا و پیامبر(ص) با اهمیت تلقی می‌شوند، امامت و ضرورت وجود آن در همه زمان‌ها حتی در این زمان نیز در آن پیشگاه، با اهمیت و ضروری است. ایشان در مباحث عرفانی خود نیز از طریق تبیین مقام انسان کامل، به اثبات وجود امام می‌پردازد. از نظر ایشان مصداق بزرگ انسان کامل، رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) و در این عصر حضرت مهدی(عج) است. از نظر دلیل نقلی نیز روایات متواتری از شیعه و اهل سنت بر ظهور حضرت مهدی(ع) در آخرالزمان نقل شده است. بر اساس بعضی از آنها، وی از نسل حضرت فاطمه(س) و فرزند امام حسن عسکری(ع) است. ایشان در نیمه شعبان سال ۲۵۶ق متولد شده، دوازدهمین و آخرین امام است که از دیدگان مردم غایب است.  
مهدویت در عرفان اسلامی 
در بینش اسلامی اصیل، حضرت مهدی(ع) حجت‌الله، ولی‌الله، حافظ اسرار وحی و احکام دین الهی، واسطه و مظهر فیض کامل خدا در عالم تکوین، خلیفه خدا در زمین، خاتم ولایت محمدی(ص)، مصداق انسان کامل در هستی در این زمان و مظهر تمام اسمای حُسنای الهی است. او در عرفان شیعی، قطب عالم محسوب می‌شود که از ناحیه او فیض به دیگران می‌رسد و این انسان کامل در هر عصری است که به جهت دارا بودن و اتصاف به همه اسمای الهی، واسطه میان حق و خلق شده و فیض و مدد را از ناحیه حق تعالی به کل عالم می‌رساند. در عرفان شیعی، «خاتم اولیا» منطبق بر ولی‌عصر(ع) است. 
امام خمینی(ره) «سوگند به عصر» در آغاز سوره عصر را «سوگند به انسان کامل» می‌داند که عصارة همه موجودات و نسخه تمام عالم است. ایشان معتقد است حضرت مهدی(عج) ولی‌الله و واسطه فیض و عنایات حق تعالی است و انسان کاملی است که صاحب ولایت مطلق الهی و تداوم بخش رسالت پیامبران است و همان گونه که رسول اکرم(ص) به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات و خاتم رسولان است و به اصالت دارای ولایت کلی است، حضرت مهدی(ع) نیز حاکم بر همه موجودات و خاتم ولایت کلی به تبعیت از پیامبر(ص) است.  به باور ایشان، امام زمان(ع) خود قرآن جامع و فرقان قاطع است و باطن حضرت تمام حقیقت قرآن است. همچنین امام عصر(ع) سرّ امتداد لیلۀ‌القدر و سرّ نزول ملائکه در شب قدر است و در حقیقت شب قدر، شب توجه ولیّ تام است که امروز امام زمان(ع) است و ظهور سلطنت ملکوتی اوست و تمام تغییرات، حرکات، تبدلات و گسترش یا کم شدن هر رزقی تحت سیطره نفس شریف ایشان انجام می‌شود. 
رسالت مهدوی  
از دیدگاه اسلامی، حضرت مهدی(ع) برای تحقق این اهداف در جامعه ظهور خواهد کرد: 
۱ـ تحقق توحید حقیقی: چنان که امام خاطرنشان کرده است، منجی موعود برای تحقق توحید حقیقی ظهور خواهد کرد. او از کعبه ندا سر می‌دهد و بشریت را به توحید دعوت می‌کند. در بعضی روایات و دعاها ظهور زمانی خواهد بود که به تعالیم اسلام عمل نشده و از اسلام و قرآن تنها نامشان باقی مانده است. در این روایات از آن حضرت با عنوان «مجدّد دین و شریعت» یاد شده است. از نظر امام، آن حضرت مقاصد انبیا و اهداف پیامبر اکرم(ص) را اجرا می‌کند و قوه اجرای اسلام است و ادامه دهندة شریعت نبوی است و این چنین نیست که شریعت را تمام کند، بلکه همان احکام اسلام را که اجرا نمی‌شود، اجرا خواهد کرد و احکام و اصولی را بیان می‌کند؛ احکام و اصولی غیر از آنچه اکنون با اجتهادهای ظنی حاصل می‌شود. 
۲ـ تکمیل نفوس و عقول: در اعتقاد به مهدویت، بنای توسعه بر اساس عقل، علم و تکامل نفس استوار است. از این جهت، چنان که در روایات آمده در عصر ظهور، تحول عظیمی ایجاد می‌شود و فساد از میان می‌رود و توحید و عدل گسترش می‌یابد. رشد کامل عقلی و عملی نیز سراسر زندگی انسان‌ها را فرا می‌گیرد. امام خمینی می گوید حضرت با ظهور خود، انحراف‌ها در نفوس، اخلاق، اعمال و عقاید اشخاص را به مرتبه اعتدال و صراط مستقیم برمی‌گرداند. 
۳ـ تشکیل حکومت صالحان: قرآن کریم وعده داده است مستضعفان، وارثان زمین خواهند بود(قصص،۵) و در بعضی روایات از این آیه به ظهور حکومت مهدی(ع) یاد شده است. به اعتقاد امام یکی از ویژگی‌های منجی، تحقق حکومتی است که در آن، مستضعفان وارثان زمین باشند و تمام احکام اسلام در آن اجرا شود. ایشان معتقد است یکی از اهداف حضرت، ایجاد جامعه‌ای است که در میان افراد آن، آیین برادری حکمفرماست و اختلافی در میان نیست. 
۴ـ رفع ظلم و گسترش عدل: یکی از اهداف اصلی منجی آخرالزمان، نجات دادن مردم از ظلم و جور و گسترش عدل و قسط در عالم است؛ تا آنجا که بنابر بعضی روایات با ظهور حضرت، فقر برطرف خواهد شد و فقیری یافت نمی‌شود تا به او زکات داده شود و همچنین آسمان نعمت باران را فروگذار نمی‌کند و همه جا سرسبز خواهد بود. به اعتقاد امام، خداوند آن حضرت را برای بشر ذخیره کرده است تا عدالت را در همه ابعاد انسانی (اعم از امور مادی و رفاه اجتماعی و در اخلاق و عقاید) اجرا کند؛ اختلافات را از میان ببرد و کسی کوچک‌ترین ظلمی به دیگران نکند.  حضرت یگانه دادگستر ابدی است که انسان‌ها را از قیود ظلم و ستم و استکبار رهایی می‌بخشد و برپاکننده عدالتی است که بعثت انبیا(ع) برای تحقق آن بوده است. 
امام خاطرنشان می کند اگرچه انبیا گامهای بلندی در تحقق قسط و عدل برداشتند، اما آنچه آنان نتوانستند به طور کامل در جامعه اجرا کنند که گسترش عدالت در تمام عالم است، به دست منجی محقق خواهد شد و این عدالت موعود، در تمام ابعاد انسانیت است؛ چنان که از جمله اهداف پیامبر(ص) ایجاد عدالت اجتماعی، تحول انسان‌ها و آشناکردن مردم با معارف و حقایق اسلام بود؛ ولی در آن زمان اوضاع جامعه به گونه‌ای بود که نتوانست همه این امور را اجرا کند؛ همچنین قیام سیدالشهدا(ع) برای رفع ظلم و برقراری عدالت و اجرای احکام اسلام بود. البته برقراری عدالت اجتماعی به دست امام عصر(ع) در عالم به معنای صالح شدن همه افراد نیست، بلکه در آن جامعه نیز افراد ناصالح وجود خواهند داشت؛ اما نمی‌توانند کارهای خلاف انجام دهند. 
غیبت و انتظار فرج 
حضرت مهدی(ع) پنج سال پس از ولادت، از دیده‌ها غایب شد و غیبت ایشان در دو مرحله بود: غیبت صغری که حدود هفتاد سال به درازا کشید و در سال ۳۲۹ق به پایان رسید. آن حضرت در «غیبت صغری» به واسطه چهار نفر نایب خاص، با مردم ارتباط داشت؛ اما پس از غیبت صغری، این گونه ارتباط قطع شد که تاکنون ادامه یافته و به «غیبت کبری» معروف است. در روایات شیعه از غیبت ایشان، به غیبت آفتاب تعبیر شده و حکمت‌هایی برای آن ذکر شده است، مانند آزمودن در ثبات قدم و استواری منتظران، سازش و بیعت نکردن با طاغوت و تأدیب انسان‌ها به جهت ظلم و ستم آنان. برخی نیز فلسفه غیبت آن حضرت را نبود امکان تدبیر امور مردم در دولت‌های باطل، ترس از قتل حجت خداوند، تقیه و جلوگیری ظالمان از رسیدن امام به اهداف الهی دانسته‌اند. 
امام خمینی(ره) با مطرح کردن نیابت خاصه چهارتن از بزرگان شیعه در زمان غیبت صغری و نیابت عامه فقها در زمان غیبت کبری، به استدلال نقلی و عقلی بر نیابت عامه فقها در امور مهمی همانند حکومت و قضاوت پرداخته و معتقد است فقها از طرف امام(عج)، حجت بر مردم‌اند و  امور مسلمانان به آنان واگذار شده و تخلف از آن موجب احتجاج حق تعالی در برابر متخلف خواهد شد.  آرزوی تحقق ظهور در روایات، «انتظار فرَج» نامیده شده و به آن فراخوانده شده است. رسول خدا(ص) بهترین عمل امت در زمان غیبت را انتظار فرج فرموده اند و در روایات دیگر انتظار فرج برترین عبادت و در فضیلت مانند شهادت به شمار رفته است. بعضی بر آنند که انتظار فرج از یک اصل کلی اسلامی و قرآنی استفاده می‌شود و آن حرمت یأس از روح و رحمت الهی است. انتظار فرج که لازمه اش دوست داشتن منتظَر است، سبب می‌شود شخص نه تنها در اصلاح نفس خود و کسب اخلاق نیکو و رفع رذیلت‌ها بکوشد، بلکه در اصلاح اجتماع نیز سعی کند و به ناهنجاری‌های اجتماعی بی‌توجه نباشد. 
انتظار فرج به طور کلی، به دو دسته تقسیم می‌شود: انتظار درست و انتظار نادرست. انتظار درست آن است که سازنده، نگهدارنده، امیدبخش و نیروآفرین است و انتظار باطل و ویرانگر، اسارت بخش و نوعی اباحی‌گری محسوب می‌شود. امام(ره) انتظار فرج را انتظار قدرت اسلام و کوشش برای تحقق این قدرت در عالم می‌داند و برداشت ایشان از انتظار، برآمده از شناخت مبارزه پیامبران ابراهیمی با ظلم وجور است که در هر حال با طاغوت مبارزه می‌کردند و پیروزی و شکست ظاهری نزدشان مطرح نبود. ایشان به دو تفسیر از انتظار اشاره می‌کند که یکی سازنده و پویا و دیگری غیرصحیح و باطل است. ایشان درباره انتظار حقیقی و منتظران واقعی و فرق آنان با مدعیان دروغین این مکتب، به افرادی اشاره می‌کند که هر کدام به نوعی دچار کج‌فهمی و انحراف از معارف و اهداف اسلامی شده‌اند. 
در اندیشه امام، تفسیر انتظار با روح و حقیقت اسلام سازگار است؛ زیرا انتظار ظهور  باید به گونه‌ای مطرح شود که روحیه تحرک و پویایی در جهت تکامل معنوی، احیای معارف و دستورهای آسمانی و نشر حقایق دینی و زمینه عمل به آموزه‌های مذهبی را در میان افراد جامعه بیشتر ایجاد کند و مردم را به سوی زندگی همراه با معنویت پیش ببرد. امام هر گونه برداشت از مفهوم انتظار را که موجب تخدیر و فریب مردم شود، سخت نقد و نکوهش کرده است. در نگاه امام برداشت‌های نادرستی از انتظار فرج صورت گرفته است؛ همانند اینکه برخی، صِرف عمل به تکلیف خود و امر به معروف و نهی از منکر و دعا برای انتظار فرج و بی‌توجهی به مسائل مهم امت اسلامی را انتظار فرج می‌دانند و برخی معتقدند ترک امر به معروف و نهی از منکر به منظور اینکه عالم از گناه پر شود و موجب تسریع فرج شود، وظیفه منتظر  است و برخی بالاتر از این، دامن‌زدن به گناهان را با هدف پرشدن عالم از ظلم و جور که سبب می‌شود حضرت ظهور کند، تکلیف می‌دانند و عده‌ای دیگر معتقدند در زمان غیبت، تشکیل هر حکومتی برخلاف اسلام و باطل و خلاف انتظار فرج است و این امر باید به دست حضرت مهدی(ع) صورت بگیرد. ایشان ریشه این تفکرات را برداشت غلط از برخی روایات می‌داند که تشکیل هر حکومتی را پیش از ظهور، در تضاد با انتظار فرج دانسته‌اند.                 
ادامه دارد
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی