به گزارش اطلاعات آنلاین، طی روزهای اخیر، برخی اتفاقات در فوتبال ایران رخ داده که نشان میدهد همچنان در پس جابهجایی مربیان، بیش از مسائل فنی، موضوعات زیرپوستی دخیل است؛ مسائلی که نقش مشاوران مدیران و البته جریانهای دلالی را برجستهتر میکند.
اولین اتفاق عجیب را در لیگ دسته اول فوتبال ایران دیدیم؛ جایی که رضا عنایتی سرمربی تیم فوتبال سایپا ـ که تیمش از مدعیان صعود به لیگ برتر بود ـ ناگهان از جمع نارنجیپوشان جدا شد. این اتفاق بعد از جدایی غیرمنتظره فراز کمالوند از نساجی مازندران رخ داد و خیلی زود مشخص شد عنایتی که از دوستان نزدیک امیر قلعهنویی است، با نیت حضور در نساجی ـ جایی که امیرخان نقشآفرین اصلی اتفاقات آن محسوب میشود ـ از سایپا جدا شده است.
اینکه سرمربی یک تیم مدعی، راهی تیم مدعی دیگری شود، به همان اندازه عجیب است که نساجیِ کمالوند، پس از بردهای سریالی و صدرنشینی، ناگهان وارد چرخه نتایج ضعیف شود و رقبا به آن نزدیک شوند. عجیبتر از همه، انتخاب جانشین عنایتی در سایپا بود؛ جایی که مدیرعامل جدید باشگاه - درباره رفت و آمدهای این مدیر به باشگاههای مختلف و خرابیهای ناشی از عملکرد وی نیز کوهی از ابهام وجود دارد - گزینهای غیرمنتظره را روی نیمکت نشاند؛ انتخابی که پرسشهای زیادی درباره معیارهای تصمیمگیری در این باشگاه ایجاد کرد.
در امتداد همین شایعات، حالا شنیده میشود فراز کمالوند که لیگ دسته اول را کنار گذاشته، گزینه هدایت مس رفسنجان در لیگ برتر است؛ تیمی که در حال حاضر مجتبی جباری را بهعنوان سرمربی روی نیمکت خود میبیند. زنجیره این اتفاقات، تصویر نگرانکنندهای از بیثباتی ساختاری در فوتبال ایران ترسیم میکند.
آنچه بیش از خود این جابهجاییها نگرانکننده است، الگوی تکرارشونده تصمیمگیریهاست؛ الگویی که در آن، برنامهریزی بلندمدت، پروژه فنی و حتی نتایج روی زمین مسابقه، قربانی بدهبستانهای پشت پرده میشود. در چنین فضایی، نه مربی امنیت شغلی دارد و نه بازیکن میتواند روی مسیر حرفهای مشخص حساب باز کند.
تا زمانی که سازوکار شفاف برای انتخاب مدیران، مربیان و حتی نقلوانتقالات وجود نداشته باشد، این چرخه معیوب ادامه خواهد داشت. فوتبال ایران بیش از هر چیز نیازمند پاسخگویی، نظارت جدی و اولویت دادن به تخصص است؛ در غیر این صورت، تبعات این تصمیمات غیر فنی، مستقیماً دامان کیفیت لیگ و اعتماد هواداران را خواهد گرفت.
در مجموع، همه این اتفاقات نشان میدهد رفتوآمدهای فوتبال ایران در تمام سطوح ـ از مدیر و سرمربی گرفته تا بازیکن ـ بر مبنای معیارهای فنی نیست و بیش از آن، لابیهای بیرونی و قدرت جریانهای دلالی تعیینکنندهاند.
