اقتصاد۲۴ نوشت: در میانه روزی که تهران با طنین انفجارهای پیاپی به لرزه درآمد، جبهه دومی در پسکوچهها و نانواییهای پایتخت گشوده شد؛ جبههای که در آن نه از موشک خبری بود و نه از پدافند، اما تلفاتش مستقیماً معیشت را هدف گرفته بود. با انتشار اولین اخبار از اصابتها در حوالی ساعت ۱۰ صبح، گویی نبض عادی زندگی در رگهای تهران ایستاد و جای خود را به تپشی تند و بیمارگونه داد.
پایتخت که صبح خود را با بیم و امید آغاز کرده بود، ناگهان شاهد پایین کشیده شدن سراسیمه کرکرههای مغازههایی بود که صاحبانشان میان دوراهی «صیانت از مال» و «فرار به پناهگاه»، تلخترین تصمیم روز را گرفتند. این تعطیلی خودجوش و وسیع، در کنار ترافیک غیرقابل تصوری که در سراسر شهر و مسیرهای خروجی شکل گرفت؛ تهران را به شهری ملتهب بدل کرد.
هجوم به نانواییها
هجوم سراسیمه شهروندان به نانواییها، اولین و عریانترین واکنش جامعه به ناامنی بود. مردمی که نگران قطع زنجیره تأمین آرد و احتمال قحطی در روزهای آتی بودند، صفهایی را تشکیل دادند که طول آنها در برخی مناطق مرکزی و شرقی تهران به چندین کوچه میرسید. در این میان، آنچه قلب هر ناظر منصفی را به درد میآورد، فروپاشی کامل اخلاق اقتصادی در سایه فقدان نظارت حاکمیتی بود.
گزارشهای میدانی از مناطق مختلف پایتخت حکایت از آن دارد که در برخی نانواییهای آزادپز، قیمت یک عدد نان سنگک کنجدی به رقم نجومی و باورنکردنی ۱۰۰ هزار تومان رسیده است. این عدد، دیگر یک قیمت نیست؛ بلکه جریمهای است که شهروند ناچار است برای «ترس از گرسنگی» به سوداگران بپردازد. وقتی نان، به عنوان ابتداییترین حق بشری، در پایتخت یک کشور همقیمت رویا میشود، یعنی شیرازه نظم اجرایی در برابر اولین شوک نظامی از هم گسیخته است.
صف طولانی پمپ بنزینها
این آشفتگی تنها به نانواییها محدود نماند و به سرعت به جایگاههای سوخت سرایت کرد. صفهای کیلومتری بنزین که نیمی از عرض خیابانهای اصلی را اشغال کرده بود، عملاً تردد خودروهای امدادی را با مشکل مواجه کرد. شایعات مربوط به هدف قرار گرفتن زیرساختهای پالایشی، چنان هراسی در جان مالکان خودرو انداخت که بسیاری حاضر بودند ساعتها در ترافیک قفلشده بمانند تا باکهای خود را از بنزینی پر کنند که شاید فردا کیمیا شود. این وضعیت، در کنار ترافیک عجیبی که در جادهها ایجاد شد و کار را به یک طرفه کردن برخی مسیرها به سوی شمال کشور، اضطراب مردم را به وضوح به نمایش گذاشت.
نکته تکاندهنده در این هرجومرج شهری، غیبت محسوس نهادهای نظارتی و ستاد تنظیم بازار در لحظات طلایی بحران است. در حالی که نانوایان متخلف و دلالان سوخت یکهتازی میکنند، سکوت دستگاههای اجرایی، چراغ سبزی برای استمرار این «غارت مدرن» تلقی میشود. تهران امروز ثابت کرد که زیرساختهای پدافند غیرعامل ما در حوزه معیشت، به مراتب شکنندهتر از پدافند نظامی است. وقتی امنیت روانی جامعه در برابر شایعه و انفجار فرو میریزد، نان سنگک ۱۰۰ هزار تومانی به نمادِ ناکارآمدی مدیریت بحران تبدیل میشود.
آنچه امروز در خیابانهای تهران گذشت، زنگ خطری جدی برای انسجام اجتماعی است. اقتصاد ایران، خستهتر از آن است که بتواند بارِ سنگین جنگ و تورم ناشی از احتکار را به طور همزمان بر دوش بکشد. اگر تدبیری فوری برای بازگرداندن آرامش به بازار کالاهای اساسی و برخورد قاطع با زالوهای اقتصادی که از هراس مردم تغذیه میکنند اندیشیده نشود، هزینههای اجتماعی این تنش، به مراتب ویرانگرتر از اصابت هر موشکی خواهد بود. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «امنیت نان» نیاز دارد تا در سایه آن، بتواند برای امنیت آسمانش چارهجویی کند.
