عطاءالله مهاجرانی: درباره سید شهیدان امام خامنهای بایست بسیار نوشت.
برای من که اولین دیدار و خاطرهام از ایشان به پنجاه و دو سال پیش به مشهد و دیدار در مسجد کرامت در چهارراه نادری(شهدا) بازمیگردد با دریای مواجی از خاطرات روبهرو هستم که تنها میتوان از ساحل از پس پرده اشک نگریست…
انسانهایی از تختهبند تن و پیوندهای زمانمندی و مکانمندی آزاد و رها میشوند. به گونهای دیگر زندگی میکنند. چنانکه وقتی ابوالعلاء معرّی به دیدار سید و سرور و نقیب شیعیان در بغداد، شریف مرتضی رفته بود؛ هنگامی که از ابوالعلاء پرسیدند شریف مرتضی را چگونه دیدی؟ گفته بود:
رایته و رایتالناس فی رجل
والدهر فی ساعة و الارض فی الدار
«او را دیدم. همه مردم را در یک شخص و روح زمانه را در ساعتی و جهان را در خانهای مشاهده کردم.»
سعه وجودی انسان میتواند به چنین گستره حیرتانگیزی بینجامد. مثل گستره بهشت! در قرآن مجید درباره گستره بهشت خداوند متعال سروده است. قرآن چنانکه میناگری کار اوست با دو تعبیر متفاوت این تشبیه را مطرح کرده است:
وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ﴿آل عمران: ١٣٣﴾
وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا کعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ﴿الحدید: ٢١﴾
و بهشتی که گستره آن آسمانها و زمین است. در سوره حدید، بهشتی که گستره آن «مانند» گستره آسمان و زمین است.
واژه عرض در این آیات مفهوم مشهور عرض در برابر طول نیست. به معنای گستره و ساحت است. انسان میتواند مانند بهشت چنین گسترهای بیابد! مانند گستره وجودی شریف مرتضی از نگاه هنرمندانه و ژرف ابوالعلاء معری. انسان به روح زمان پیوند میخورد. دیگر عمر او با سال سنجیده نمیشود. مگر ما عمر مسیح علیهالسلام را سی و سه سال میدانیم. او زنده است.
زندگی او با استناد به هر دو روایت مسیحیان و مسلمانان فراتر از زندگی بسیار محدود این جهانی او بوده است. مگر میتوان عمر امام خمینی و آیتالله خامنهای را با عدد سنجید؟ آنها از زنجیره و پایبست زمان رها شده و به دهر بلکه به سرمد پیوستهاند. عمری که از خاک بر میخیزد و به خدا میپیوندد و جلوه و صبغه و عطر الهی میگیرد.
انسانهایی که در فرصت عمر این جهانی از خود شخصیتی فراتر از زمان و مکان میسازند. برای ما دیدن حقیقت شخصیت و سعه وجودی چنین افرادی دشوار است. مگر میتوان رسول اکرم یا امام علی صلواتالله علیهم را چنانکه بایست شناخت!؟
به روایت شهریار: «متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را!» ما سر بر آستانه حیرت فرود میآوریم.
این افراد از جمله امام خامنهای به حقالیقین رسیدند. از جنس آرمان شدند. آرمان در بند «زمان» و «زمین» اسیر نمیماند. از بند تعلق آزاد میشود. مثل آذر باد به جهانی دیگر بال میگشاید. همان گستره تمام آسمانها و زمین. مثل شهید که:
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِالله أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ
کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندار، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُالله مِن فَضْلِهِ وَیسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ ﴿آل عمران: ١٧٠- ۱۶۹﴾
از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادمانند. و برای آنها که در پیشان هستند و هنوز به آنها نپیوستهاند خوشدلند که بیمی بر آنها نیست و اندوهگین نمیشوند.
آیات سرشار از معانی ژرف و زیبایی بلکه شیدایی است. ما در پرده پندار نگاه میکنیم. آیه با تعبیر «وَلَا تَحْسَبَنَّ» با نون ثقیله تأکید به ما بیدار باش و هشدار میدهد که شمااز پرده پندار بیرون بیایید. با نگاهی دیگر به شهادت و شهیدان نگاه کنید. به نظرم خواجه حافظ از همین آیه الهام گرفته و اقتباس کرده است:
دیدن روی تو را دیده جان بین باید
این کجا مرتبه چشم جهان بین من است
تقابل دیده و چشم و جان و جهان از همان میناگریهای قرآنی حافظ است. ما با چشم ظاهر میبینیم که شهید خامنهای دیگر در میان ما نیست. دیگر صدایش را نمیشنویم. اما دیده جانبین به ما میگوید افق هستی او فراتر از زمان و زمین گسترش یافته است.
قرآن مجید یک بار دیگر واژه فرحین را درباره قارون در سوره قصص (آیه ۷۶) به کار برده است. قارون گمان میکرد، شادمانی حقیقی در داراییهای این جهانی و انباشت گنجینههای طلاست. قرآن از زبان مردم به قارون میگوید: «إِنَّالله لَا یحِبُّ الْفَرِحِینَ» خداوند شادی زدگان را دوست نمیدارد! (تعبیر درخشنده شادی زده را در ترجمه قرآن مجید استاد محمد علی کوشا دیدم. یک کتاب در ترجمه یک واژه!» شادی حقیقی همان شادی الهی است که شهیدان بدان دست پیدا میکنند. شادی زدگی قارون با برق طلا جلوه میکرد. مثل شادی زدگی ترامپ که چکش طلا یا مطلای جلسه شورای صلح را دزدید و با خودش برد! آپارتمانش را در برج ترامپ در نیویورک طلاکاری کرده است. مثل هواپیماهای شخصی برخی شاهان که شیر
توالتشان از طلاست! اینان با همین شادی زدگی خوشند. شهیدان شادیشان خدایی است.
فاصله از خاک تا خداست. از زندگی سطحی روزمره تا تحقق آرمان.
شهید عزیز ملت بزرگ ایران، آیتالله خامنهای به مرتبت حق الیقین در نگاه و افق دید دست یافته بود. از جنس آرمان شد. از زمان و زمین گذر کرد.
