دکتر رضا جهانفر: ۶ نکته برای اینکه در کنار ایران و ایرانی بمانیم:
نکته اول؛ وفاداری، جزئی از شرافت است
چه به یاد داشته باشیم و چه فراموش کرده باشیم؛ تقریبا همه ما در سنین مختلف با حداقل یک سانحه خطرناک مواجه شدهایم، ولی به لطف خدا، نجات یافتیم و جان سالم به در بردیم. به عنوان مثال تاکنون حداقل ۸ بار دچار سوانح مختلف خطرناک شدم که میتوانست منجر به مرگ من شود. از غرق شدن در دریای مازندران تا سقوط از ارتفاع، تیراندازی و تصادف رانندگی. البته احتمالا تعداد دفعاتی که میتوانست منجر به مرگ من شود، بیش از این موارد است. شاید حافظهام بیش از این یاری نمیکند. این را نوشتم که یادمان باشد، مرگ و زندگی در اختیار دوست و دشمن نیست. هر وقت که زمان مرگ فرا برسد، در هرکجا که باشم، مرگ را در آغوش خواهم گرفت. لذا ترس از مرگ بیهوده است و هر وقت که زمان مرگ فرا برسد، نیازی به ترس ما نیست. اگر زمان مرگ هم فرا نرسیده باشد که باز هم ترس از مرگ بیفایده است.
در نهایت اینکه نباید از مرگ بترسیم. باید از کم کاری در دفاع از وطن و هموطن ترسید. ایران، وطن همه ما ایرانیان است. چه راضی باشیم، چه ناراضی، چه با سواد باشیم چه بی سواد، چه مسلح باشیم چه غیرمسلح، چه نظامی باشیم چه غیر نظامی. همه باید از ایران و ایرانی دفاع کنیم.
نظام مسائل کشورمان متنوع و پیچیده است و حل نشدن برخی از این مسائل و نادیده گرفتن تجربیات و مدیریت دانش، رویکردهای غیرعلمی و مرزبندی های جاهلانه و گاهی ناجوانمردانه، و ده ها دلیل دیگر بین اعضای خانواده ایران دلخوری ایجاد کرده است. اما اینک، نوبت وحدت است. قدرتهای بزرگ با جنگ ترکیبی پیچیده، تلاش میکنند که با ویرانی ایران، این کشور را اشغال کنند. فرق نمیکند اشغالگر کیست؟ رهاورد اشغال کشورها، ذلت ابدی برای اشغال شدگان است. در جنگ جهانی دوم بر خلاف جنگ جهانی اول، سرمایه اجتماعی برای دفاع از وطن آن قدر کاهش یافته بود که غیر از تعدادی از نظامیان آنهم به صورت خودجوش، مابقی مردم در برابر اشغالگران متفقین مقاومت چندانی از خود نشان ندادند و چه بسا از اینکه حکومت مرکزی ساقط شود، خوشحال هم بودند. ولی مصیبتهای پس از اشغال کشور، منجر به پشیمانی و زیرسئوال رفتن افرادی شد که در برابر بیگانگان مقاومت نکردند. آنها که مقاومت کردند به قهرمانان وطن مبدل شدند چنانکه حتی پس از تغییر حکومت، همچنان شهیدان بایندر و شهدای جنگ جهانی دوم، قهرمانان این سرزمین هستند.
در واقع جانباختگان در برابر اشغالگران، در هر حکومتی، قهرمان همه ادوار محسوب می شوند. در واقع شهدا فاقد زمان و مکان هستند. برای تاریخ، فرق نمی کند آریوبرزن باشد یا شهید بایندر، مهم دفاع از وطن است.
مرز بین شرافت و بی شرفی، در دفاع از وطن است. فراموش نکنیم که وفاداری جزئی از شرافت است، و (مام وطن)، شایستهترین ارزش برای وفاداری است.
غیر از ارزشهای ملی برای دفاع از وطن، در دین اسلام هم برای دفاع از وطن، جایگاه ویژهای در نظر گرفته شده است. از حدیث ( سرزمینها، آباد نمیشوند مگر به وطن دوستی) تا دعای ۲۷ صحیفه سجادیه، وطن دوستی مورد تایید و تاکید قرار گرفته است. امام سجاد (ع) برای مرزبانان و همه کمک کنندگان به فرایند دفاع در برابر اشغالگران و متجاوزان، دعاهایی اختصاص داده است، که همچنان بی نظیرند. در دعای ۲۷ صحیفه سجادیه برای همه افرادی که مستقیم یا غیرمستقیم در مرزبانی و دفاع در برابر اشغالگران و متجاوزان سهیمند، دعا شده است.
از کسانی که مستقیم در برابر دشمن اشغالگر حضور دارند تا آنهایی که تمایل به دفاع دارند ولی فاقد توان جسمی و مالی و امکانات هستند. حتی برای همین افراد هم دعا شده است.
اکنون، هر کسی و در هر کجای این جهان که علاقمند به ایران و ایرانی است، به هر وسیلهای که میتواند باید از ایران، - این مادر داغدار هزار زخم دیده صبور- و فرزندانش، دفاع کند. مرز خدا و شیطان، مرز شرف و بیشرفی، مرز انسانیت و وحشی گری، مرز حقیقت و دروغ، اینجا ترسیم و ثبت میشود.
نکته دوم: از دست دادن فرمانده، همیشه باعث تضعیف توان ما نیست
در این سالها به داغ عزیزان مختلفی نشستیم که اگر هر کدامشان امروز حضور داشتند، وضعیت بهتری قابل تصور بود. داغ هر کدام از این عزیزان، عاملی برای افزایش سرمایه اجتماعی در کشور شد.
البته فراموش نکنیم، که همیشه از دست دادن فرمانده منجربه تضعیف روحیه و توان دفاعی کشور نیست. بلکه گاهی منجر به افزایش (غیرت، همت و حمیت) میشود. به ویژه آنکه فرمانده به صورت مظلومانه و همراه با خانواده و ناجوانمردانه شهید شده باشد. فرمانده ثابت کرد که در گفتارش صداقت دارد و شهادت را مرگ تاجرانه میداند، در دفتر کارش شهید شد و نه در پناهگاه. این نحوه شهادت فرمانده، علاوه بر اینکه منجر به رسوایی دشمنان شد، منجربه افزایش انسجام در سطح جامعه نیز خواهد شد.
بدون تردید شهادت فرمانده کل قوا منجر به افزایش انگیزه نیروهای مسلح برای دفاع از کشور خواهد شد.
نکته سوم: همه طبقات اجتماعی، در برابر دشمن ایستادند
امروز نیز همانند روزهای قبل، از صبح تاکنون، صدای موشکها و بمبهای دشمنان وطن، لحظه ای قطع نشد و در همین مدت، تعدادی دیگر از هموطنانم در سنین مختلف از نوزاد تا زن باردار، دختران دبستانی تا پیرمردها و پیرزنها، جان خود را از دست دادند.
اکنون که این یادداشتها را مینویسم، تعداد زیادی از فرزندان ایران از همه طبقات اجتماعی و اقشار مختلف، در بین جانباختگان حملات دشمن قرار گرفتند. از آن سو فرزندان میهن به وسیله تسلیحات پدافند هوایی در برابر هجوم هواگرد های نسل پنجم متجاوزان به وطن، و یا با استفاده از انواع موشکهای زمین به زمین، در حال مبارزهای رودررو و خطرناک هستند.
کارکنان نیروی هوایی، نیروی دریایی، پدافند هوایی، نیروی زمینی، موشکی هوا و فضا و نیروهای داوطلب و خلاصه همه بخشهای دفاعی، امنیتی، نظامی و انتظامی که امروز در برابر متجاوزان به وطن و جسارت کنندگان به هموطن، ایستادگی و مقاومت میکنند. البته دیگر نمیتوانیم بگوییم که شهدای این نبرد مختص به نیروهای مسلح است. نوزادان شیرخوار، دختران دبستانی میناب و دختران ورزشکار لامرد، در رسوایی دشمنان نقش مهمی ایفا کردند. محور این دفاع فقط نیروهای مسلح نیستند. بلکه حتی دختران ایرانی با شهادتشان، در بیاعتبار سازی دشمن و روایتهای جعلی و تضعیف اشغالگران نقش داشتند.
خون هیچ کدام از ما، از خون جانباختگان تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران پر رنگ تر نیست...
نکته چهارم؛ سرمایه اجتماعی بیش از هر زمان دیگری مهم است
در جنگ ۱۲ روزه، شاهد افزایش سرمایه اجتماعی بودیم ولی در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ تحمیلی فعلی، با توجه به جنگ ترکیبی دشمن، رخدادهای مختلفی به وقوع پیوست که زمینه تغییر شرایط اجتماعی از جمله سرمایه اجتماعی شده است. باید تلاش کنیم که سرمایه اجتماعی را افزایش دهیم.
نتیجه نادیده گرفتن سرمایه اجتماعی و عناصر اصلی آن نظیر اعتماد، مشارکت، انسجام و وحدت و...، تفرقه است. نتیجه تفرقه هم شکست است.
لذا در این شرایط حساس خطاب به ایران دوستان و ایرانیان که آماج حملات بی رحمانه دشمن قرار گرفتند میگویم که حتی اگر زخم خورده بی تدبیری برخی از مسئولان شدهاید، اکنون زمان مناسبی برای جدایی از حاکمیت و دوری از مدافعان وطن نیست. به داد وطن برسید که فردا دیر است...
نکته پنجم؛ دوام پایداری ملی، وابسته به پایداری مسئولان است
فرماندهان و مسئولان باید همچون چشمه جوشان به اطرافیانشان انرژی بدهند و اثرگذار باشند. پایداری ملی وابسته به پایداری مسئولان است. محکم باشید و برای شکست دادن دشمنان اشغالگر متجاوز، مصمم و پرانگیزه باشید. در سخنانتان با کارکنان و اطرافیان و خانواده، روحیه بخش باشید و بدانید که استحکام روحیه شما منجر به استحکام اراده مردم خواهد شد.
نکته آخر: مدافعان وطن پیروزند
مهم است که با تمام وجود و با نهایت تلاش از وطن و اعتقاداتمان دفاع کنیم، ولی این را هم باید بدانیم که همین که مسیر درست را انتخاب کردیم و در جای درست تاریخ قرار گرفتیم و مدافع وطن و هموطن هستیم، یعنی پیروزی از آن ماست، حتی اگر در این نبرد، عاقبت بخیر شویم و در راه حفظ وطن و اعتقادات کشته شویم، باز هم دشمنان اشغالگر متجاوز محکوم به شکست هستند و ما حق داریم و پیروز میشویم. به امید خدا.