یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۱
نظرات: ۰
۰
-
[سیدمسعود رضوی] آتش‌بس در فضای شیشه‌ای

در روزهای گذشته نه فقط در خارج و اضلاع درگیر در مناقشه پیچیده جنگ، بلکه بسیاری از مردم و جریانات داخل کشور نیز با شور و حرارت، درگیر و پیگیرِ شرایط و اخبار جنگ و آتش بس و مذاکره هستند.

در روزهای گذشته نه فقط در خارج و اضلاع درگیر در مناقشه پیچیده جنگ، یعنی ایران، آمریکا، رژیم صهیونیستی، عرب‌های جنوب خلیج‌ فارس، حزب‌الله و لبنان، پاکستان به عنوان میانجی گفتگوهای ایران و آمریکا، و برخی کشورهای عمده مصرف‌کننده نفت؛ بلکه بسیاری از مردم و جریانات داخل کشور نیز با شور و حرارت، درگیر و پیگیرِ شرایط و اخبار جنگ و آتش بس و مذاکره هستند.

این یک امر طبیعی و شایسته است و باید تمام آحاد و طبقات و اصناف مردم را در بر گیرد، زیرا نشانه‌ای است از بلوغ و همت ملی، امیدواریم چنین شود و شاهد اجتماعات همگانی و با حضور چشمگیر تمام اصناف و طبقات و سلایق و سبک‌ها و گرایشات و طبقات علاقمند به ایران بر گرد شعار حفظ میهن و عشق به ایران باشیم.

این آرمان و آرزوی ما و تمام مردم و دلسوزان صدیق است، اما می‌دانیم که در شبها و ایام اخیر افراط در برخی شعارها و دمیدن خشم و خروش بیجا در اجتماعات بر علیه وزیر خارجه و هیئت مذاکره‌کننده، کاری به شدت ناصواب و ناسنجیده به نظر می‌رسد. ایجاد گسل و گسست در دیپلماسی و میدان یا در تیم سیاستمداران و برنامه‌ها و گفتگوی ایشان با دشمن و همسایه و میانجی و دوست و رقیب و فرصت طلبانی که می‌خواهند از اوضاع آشفته جنگ منطقه‌ بهره‌برداری کنند، به هیچ روی مصلحت نیست.

اخیراً در تجمعات و اجتماعات شبانه‌ای که برای پشتیبانی از رزمندگان دلاور وطن و سربازان و افسران و پاسداران در مقابل‌ دشمنان جنایتکار و بی معیار برگزار می‌شود، شعارهای تند و غریبی شنیده می‌شود که خلاف وحدت و موجب تزلزل ارکان وحدت و یکپارچگی مردم و حتی میدانی در این لحظات تاریخی و بحرانی است.

مردم البته غالباً هشیارند و با نیات نیک از خانه به خیابان و اجتماع آمده‌اند، اما برخی افراد و عناصر تندرو که قبلاً هم در کار دولت و مجلس و امور معمول و متعارف جامعه، دخالت‌ نابجا می‌کردند و موجب تنش و هزینه برای نظام و جامعه می‌شدند، دوباره میدان‌دار شده و فریادهای ظاهراً دلسوزانه سر می‌دهند و می‌خواهند باور کنیم از پاپ کاتولیک‌تر هستند.

بدبختانه مثل همیشه از رهبری هزینه کرده و دوشبانه روز فریاد می‌زدند و در فضای مجازی مردم را تحریک می‌کردند که باری جماعتی در کشور خلاف منویات رهبری عمل کرده‌اند وگرنه نص و صوتی از ایشان ارائه می‌کردند!

واقعاً به این جماعت چه باید گفت و چه لقبی باید داد؟ من برای حفظ اتحاد در این لحظات حساس تاریخی، که زمان جنگ و در واقع صلح مسلح است، بیش از این نمی‌گویم و از توییت وحدت‌شکنان رئیس این فرقه که بلافاصله محو کرد و دست‌ مایه مخالفان وحدت مردم شد درمی‌گذرم تا وقتی دیگر که ایران عزیز از این شرایط سخت عبور کرده و به آرامش رسیده باشد: ان‌الله یدافع عن الذین آمنوا...

ما در این لحظه از تاریخ باید بدانیم که نیروهای مذاکره‌کننده، از دکتر قالیباف و وزیرخارجه و دیگران، جملگی سربازان خط اول دیپلماسی محسوب می‌شوند و برای دفاع از دستاوردهای مقاومت و میهن به این مذاکرات دشوار پای نهاده‌اند. مذاکره کننده نمی‌تواند شعار بدهد و در خیابان فریاد بزند. او باید با داناترین و فریبکارترین دشمنان وارد چانه‌زنی و بده بستان شود. حکیم فردوسی صفت چنین فردی را اینگونه بیان می‌کند:

فرستاد باید فرستاده‌ای
درون پر ز مکر و برون ساده‌ای

دشمن و طرف مذاکره هم همینطور است. مکار و دورو و پلید است. مگر دوبار حین مذاکره حمله نکرد و باز هم ممکن است غافلگیرمان کند.

این بار البته وضع فرق می‌کند. ما قدرت خود را نشان داده‌ایم. اما از یک سو، مسئله تنگه هرمز مطرح است که همچون شمشیر ظریفی در دست ماست و باید به درستی و خردمندانه از آن بهره‌برداری کنیم، نه همچون پتکی سنگین که بر سندان کوبیده شود! حساسیت جهانی بسیار بالاست و اگر مسئله تنگه هرمز با ظرفیت و ظرافت سیاسی مدیریت نشود، به جای منفعت، می‌تواند اجماع بزرگی علیه ما ایجاد کند. از سوی دیگر مسئله حزب‌الله و لبنان هم مطرح است و رژیم صهیونیستی از هیچ جنایتی در لبنان، مخصوصاً جنوب این کشور و محلاتی از بیروت که شیعیان اکثریت دارند، ابایی ندارد. نتانیاهو، ظاهرا قصد دارد جنوب رود لیتانی را به شمال اسرائیل الحاق کند و یک حائل منطقه‌ای برای امنیت شمال اسرائیل ترتیب دهد، اما همین موضوع، سرآغاز جنگی طولانی خواهد بود و البته مانع هرگونه صلح در خاورمیانه و خلیج‌فارس هم خواهد شد.پس می‌بینیم که چه مشکلات و حساسیت‌های بزرگی در مسیر جنگ و آتش بس و مذاکره وجود دارد.

پیشنهاد ما به مدیران کشور این است که اجازه ندهند میان ممکنات و آرمانها، یعنی واقعیات و شعارها فاصله ای بی معنا ایجاد شود. اگر روایتی که یک گروه ویژه در خیابان برای اقلیتی خاص می‌سازند، به روایت غالب بدل شود و فراگیر شود، آنگاه شاید مذاکره بسیار دشوار و ای بسا ناممکن شود.

زمانی رهبر شهیدمان گفته بودند که: دشمن می خواهد ما را در حالت نه جنگ و نه صلح نگه دارد، این خطرناک است و باید تلاش کنید از این حالت خارج شوید.

باری، صحت پیش بینی ایشان در حمله رمضان به وضوح آشکار شد. باید کار را تمام کرد به جنگ، یا به پیمان جامع و کامل، یعنی صلح بر اساس منافع ملی و دست‌آوردهای مبدا و ضمانتهای قابل آزمون. ساختن یک روایت موازی برای مردم و دولت، مذاکره‌کنندگان و میدان را تحت فشار قرار دهد، اصلاً صلاح نیست.

علاوه بر این باید آحاد مردم را نیز در نظر گرفت و دانست که اکثریتی خاموش اما امین و رنج دیده به خاطر میهن سکوت کرده و حفظ وطن را بر منافع خویش ترجیح می‌دهند. آنان خودنمایی نمی‌کنند و اگر قناعت می‌کنند و شغل و کار و آینده و خانه و سفره و محل کارشان را از دست داده‌اند، اما ادعایی ندارند و از فرماندهان و سربازان و سیاستمداران وطن تا پای جان دفاع می‌کنند و هر جا کاری لازم باشد حاضر می‌شوند و بی مزد و منت انجام می‌دهند.

صدای آنان کجاست؟ صدای خاموش آنان، فریاد واقعی و بلند ایران است، اگرچه همچون شعارهای ناسنجیده اندیشان نیست، از جنس کار و قناعت است و رنج و همیاری و نوع دوستی... این فریاد بی‌صدایان و ایران‌دوستان است. 
فروغی بسطامی غزلی سروده، که اشاره به سخنان و این مردمان جانانه دارد، چند بیت آن چنین است:

من نمی‌گویم که عاقل باش یا دیوانه باش
گر به جانان آشنایی از جهان بیگانه باش
چون قدح از دستِ مستان می‌خوری مستانه خور
چون قدم در خیلِ مردان می‌زنی مردانه باش
گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند
گولِ نعمت را مخور مشغولِ صاحب‌خانه باش
یا به زاهد هم‌قدم شو یا به شاهد هم‌نشین
یا خریدارِ خَزَف یا گوهرِ یک‌دانه باش
یا مسلمان باش یا کافر، دورنگی تا به کی
یا مقیمِ کعبه شو یا ساکنِ بت‌خانه باش 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی