سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۶
نظرات: ۰
۰
-
[سیدمسعود رضوی] مسائل اصلی مذاکره

سرعت رویدادها، دو هفته آتش بس را همچون لحظه‌ای کوتاه به پایان رساند. پیش از این گفتیم که این آتش‌بس بخشی از جنگ و در فضای شیشه‌ای است. هر لحظه ممکن است دگرگون شود...

سرعت رویدادها، دو هفته آتش بس را همچون لحظه‌ای کوتاه به پایان رساند. پیش از این گفتیم که این آتش‌بس بخشی از جنگ و در فضای شیشه‌ای است. هر لحظه ممکن است دگرگون شود. آمادگی نیروهای لشکری، کشوری و مردمی برای دفاع از کشور در برابر دشمنان بی‌رحم و بی‌رسم کاملاً ضروری است.

باید بیدار و مراقب بود و در عین حال فضای وحدت و یگانگی و عقلانیت را بر کشور حاکم ساخت. شعارهای تند و غیرعقلانی ممکن است برای برخی خوشایند باشد، اما گاهی با مصلحت ملی و شرایط مذاکرات و الزامات جنگ و گفتگو و آتش بس و تصمیمات حساس در لحظه‌های تاریخی در تعارض قرار می‌گیرد.

ما این تجربه را در جنگ هشت ساله با رژِیم بعثی، به ویژه پس از فتح فاو داشتیم. فرماندهان و سیاستمداران ما به خوبی آن درس‌ها را آموخته‌اند و به همین دلیل با قدرت در نبرد رمضان به موفقیت‌های درخشان دست یافتند.

اینک در آستانه واپسین روز پایان آتش بس اعلام شده، چند اتفاق را باید مد نظر قرار داد. نخست این که رژیم صهیونی تحت فشار شدید ایران ناچار شد در لبنان تن به آتش بس دهد و از حملات ددمنشانه به جنوب و کشتار بی‌گناهان و تخریب خانه‌ها و سازه‌های حیاتی شهروندان آن کشور، به ویژه شیعیان دست بردارد. این یک موفقیت برای ایران و یک شکست برای نخست وزیر تبهکار و ماشین قصابی تل‌آویو بود.

با این که آنها همچنان به آتش بس پایبند نماندند، اما به ناچار حدود ۹۵ درصد از حملات کاسته شد. آخر سر، پل بزرگ جاده اصلی ارتباطی میان جنوب و بیروت را هم زدند تا راه اصلی بازگشت مردم را قطع کنند. با این همه، خباثت و توطئه‌های پنهان نتانیاهو و راست‌گرایان جنگ طلب و زیاده‌خواه اورشلیم را اصلاً نباید فراموش کرد. مسئله دیگر، محاصره دریایی آمریکا بر کشتی‌هایی است که به سوی بنادر ایران در حرکتند یا از بنادر ایران بارگیری می‌شوند و یا ارتباطی دارند و به هر حال، نقطه اوج این تنش، در حمله پریشب آمریکاییها به کشتی باری ایران به نام توسکا رخ داد که طی آن، با آتشبار و سپس فرود آمدن سربازان، کشتی را متوقف کردند.

این موضوع در آستانه دور تازه گفتگوهای اسلام آباد، اگر نوعی قدرت نمایی و باج‌گیری تلقی نشود، ورود به گفتگو از موضع بالا تلقی خواهد شد. چنین رفتاری، البته با واکنش ایران روبرو می‌شود و پاسخ مناسب دریافت خواهد کرد.

به نظر ما، مسئله مهم در این مذاکرات، پیش بردن نظرها و منافع ملی ایران است و بس. با این حال در هیچ گفتگویی در این سطح و در میانه جنگی چنین مهیب، تمام خواسته‌ها متحقق نخواهد گردید. نه به سرعت و در یک یا دو سه جلسه و نه کاملاً و جزء به جزء مطابق خواست ما یا طرف مقابل.

باید واقع بین بود و دانست که گفتگو و میز مذاکره بخشی از جنگ و شمشیری از جنس دیگر است که باید به درستی از آن بهره گرفت. دکتر قالیباف، رئیس هیئت مذاکره کننده ایرانی، اخیراً به شکل واقع‌بینانه در این زمینه توضیح داد و سعی کرد به بعضی از رویافروشان و تندروان داخلی بفهماند که همانقدر که ما مصمم و مقتدر هستیم، دشمن ما نیز ابر قدرتی جهانی است و در کنار آن، نیرویی شیطانی و بسیار پلید و بی‌معیار مانند رژیم صهیونیستی قرار دارد که در سایه و تاریکی هیچ مرز اخلاقی و انسانی و قانونی را نمی‌شناسد و ما نمی‌توانیم صرفاً بر اساس اقتدار داخلی و درس قدرتمند دفاعی که به دشمن و جهان نشان داده‌ایم، وارد مذاکره، معامله و گفتگوی جاری هم بشویم. واقعیت، گاهی الزاماتی را ایجاب می‌کند که فراتر از آرزوهای ماست و شکیبایی و صبر و درایت و خردمندی می‌طلبد.

در این گفتگوها چند مسئله بسیار مهم است؛ نخست این که پای رژِیم صهیونیستی از این جنگ و مذاکرات و هر نوع تصمیم‌سازی و نفوذ در ایران و آینده آن تا حد امکان دور بماند. همچنین اقتدارات و هژمونی بی‌همانند و درخشانی که در اثر مقاومت حماسی اخیر برای وطن گرامی و نیروهای لشکری و کشوری به دست آمده، حفظ شود تا منشاء امنیت و هرگونه قدرت منطقه‌ای در آینده این خطه از جهان باشد.

ایران توانسته است تسلط خود را بر تنگه هرمز اثبات کند. حال هنگام تصمیم‌گیری بزرگ و تاریخی فرا رسیده است. مدیران و فرماندهان و تصمیم‌گیرندگان اصلی کشور در این لحظه تاریخی باید بدانند آنچه اعلام می‌کنند و انجام می‌دهند، ممکن است سرنوشت این مقاومت تاریخی و آینده ایران را دستخوش تغییرات اساسی نماید؛ زیرا تنگه هرمز یک آبراهه معمولی نیست و حداقل تا یک دهه آینده، سرخرگ قلب جهان در شرق آسیا و اروپا و حتی آفریقا محسوب می‌شود و اقتصاد آمریکای شمالی و جنوبی را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد.

مسئله مهم این است که ایران حافظ امنیت این تنگه خواهد بود یا باجه و دکه عبور و مرور برای درآمد و گرفتن حق ترانزیت و پولی که برخی می‌خواهند یک رقم نجومی از آن بسازند، ولی رقم واقعی آن برای ایران، چیزی بین ۷۵۰ میلیون دلار تا حدود یک میلیارد و پانصد میلیون بیشتر نخواهد بود و این مسئله در مقابل اجماع کشورهای پرشماری که علیه ایران برانگیخته خواهند شد و نارضایتی‌های پرشمار و علاوه بر آن، هزینه‌های بسیار برای امور اداری و محاسبات و نیروهای مرزی و آبی و گشت و کنترل و حفاظت دریایی و تقسیم درآمد با کشور کوچک عمان، وجاهت و اعتبار ما را خدشه‌دار خواهد کرد.

بنابراین، ضمن اینکه در حال حاضر از نیروهای مسلح تقاضا می‌کنیم با قدرت برحفاظت و تسلط بر تنگه هرمز تا پایان قطعی جنگ و گرفتن ضمانت‌های کافی در پیمان‌نامه یک صلح واقعی، دقت و قاطعیت داشته باشند، بر این اساس از برخی شتابزدگان و کسانی که فاقد اطلاعات کافی در این موارد می‌باشند تقاضا داریم اجازه دهند، بحث آبراهه هرمز و حقوق و موقعیت کشورمان در نسبت با آن، در شرایطی آرامتر، توسط حقوقدانان دانشگاهی و آگاه به حقوق دریاها و حقوق بین‌الملل، با توجه به منافع ملی و جنگ اخیر، سنجیده شود تا بهترین راه حل برای بیان موضع دولت و نیروهای مسلح ایران، به ویژه نیروی دریایی کشورمان اعلام و به کشورهای منطقه و جهان اعلام شود.

تصویب قوانین شتابزده و فاقد کارشناسی در زمان جنگ، ممکن است عواقب وخیم در همین دوران برای کشورمان به بار آورد، کما اینکه هم‌اکنون چند کشور دوست و غیردوست و متخاصم در حال اتحاد و رایزنی در مورد هرمز و ایجاد یک اتحادیه در مقابل این موضوع هستند. خلاصه کلام اینکه ایران تسلط خود را بر تنگه هرمز نشان داده است و خواهد داد.

این تنگه، هم به صورت طبیعی و ژئو استراتژیک و هم به صورت اضطراری و جنگی می‌تواند از سنگرهای اصلی ایران باشد. اما فراتر از آن، یکی از موهبت‌های ایران برای حفظ امنیت منطقه و جهان است که اگر در گذشته، کشورهای نوپدید و کوچک جنوبی و دیگر کشورهای جهان متوجه نبودند، امروز به اهمیت آن پی برده و به عظمت ایران در کنترل امنیت و حفاظت و نگاهبانی آن برای تمام بشریت بیشتر واقف شده‌اند. هرکس ذره‌ای تردید کند، خواهد دید که چگونه قدرت ایران اعمال خواهد شد.

نکته دیگر در مذاکرات اسلام‌آباد این است که حتماً باید با جی‌دی‌ونس طرف گفتگو باشیم. ویتکاف و کوشنر نشان داده‌اند که از حداقل استانداردهای ادراکی و اعتماد برای چنین کار بزرگی بی‌بهره‌اند و بلکه ممکن است تحت تأثیر تل‌آویو عمل و گزارش کنند. جنگ ۱۲ روزه و رمضان در میانه مذاکرات، هرگونه معیار قابل قبول را در مورد این دو فرستاده غیرقابل اعتماد سلب کرده است.

آنچه هیئت مذاکره‌کننده ایران بر آن تأکید خواهد کرد، منافع ملّی ما، پافشاری بر مقاومت و دوری از جنگ است. باید به ونس فهماند که این همه مناقشه و اختلاف با یک دو جلسه حل و فصل نخواهد شد و لشکرکشی راه حل مناسبی نیست. ترامپ باید صبور باشد و دست از نمایش بردارد. ایران جنگ نمی‌خواهد، بلکه برای صلح می‌جنگد. ما دو سه قرن است که ضمانتی برای صلح می‌خواهیم. اما زیر بار زور هم نخواهیم رفت. حتماً تا الآن فهمیده‌اند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی