شمارش معکوس برای پایان مهلت آتشبس رسما شروع شده و فضای سیاسی و رسانهای به شدت ملتهب و مبهم است، به خصوص که تیم ایران هنوز راهی اسلامآباد نشده و طبق آخرین اعلامها برنامهای برای این کار ندارد.
آنطور که دیروز اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه گفت و دیشب خبرگزاری تسنیم به نقل از منابع خود نوشت، تصمیم جمهوری اسلامی ایران هنوز عدم حضور در مذاکرات است. در سوی مقابل نیز به گزارش رسانهها جیدی ونس، معاون ترامپ منتظر سیگنال مثبتی از سوی ایران است تا راهی شود.
در این بین محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس که هدایت تیم مذاکرهکننده ایرانی را نیز به عهده دارد از آمادگی ایران برای رو کردن کارتهای جدید خبر داده و محسنیاژهای رئیس دستگاه قضا با بیان اینکه احتمال شروع حملات مجدد دشمن زیاد است، تاکید کرده که باید کاملا آماده بود.
با این وجود، برخی گزارشها از تلاش اسلامآباد برای تمدید دو هفتهای آتشبس هم منتشر شده؛ درخواستی که اگرچه هنوز تأیید رسمی و نهایی ندارد، اما نشان میدهد نگرانی از بازگشت تنش، فقط محدود به تهران و واشنگتن نیست.
در چنین فضایی، دغدغه و نگرانی اصلی مردم این است که در نهایت چه میشود! باید دید که آیا ایران واقعا تصمیم گرفته وارد دور جدیدی از مذاکره نشود، یا آنچه در حال وقوع است، بخشی از یک تاکتیک برای بالا بردن هزینه طرف مقابل و گرفتن امتیاز بیشتر است.
خط قرمز تهران در روایت رسمی
به نقل از رویداد۲۴، در داخل ایران حداقل در سطح مواضع رسمی، یک خط پررنگ تکرار میشود: مذاکره زمانی معنا دارد که فشار و تهدید در کار نباشد. قالیباف این گزاره را با صراحت بیان و تأکید میکند آمریکا تلاش دارد میز مذاکره را به «میز تسلیم» تبدیل کند و ایران چنین چیزی را نمیپذیرد. همزمان اشاره او به آمادگی برای «رو کردن کارتهای جدید در میدان نبرد»، نشان میدهد که تهران دستکم در سطح پیام، در حال مدیریت همزمان دو فضاست: دیپلماسی مشروط و میدان فعال.
در همین چارچوب، پیامهای دیگر از درون ساخت سیاسی نیز همین مسیر را تقویت میکنند؛ همین دیشب، مسعود پزشکیان با تأکید بر اینکه مردم ایران زیر بار زور نمیروند عملا مذاکره تحت فشار را بیمعنا دانست. چهرههایی مانند مخبر نیز با ادبیاتی تندتر، از تبعات «اشتباه حریف» سخن میگویند. کنار هم قرار دادن این مواضع، ما را به این نتیجه میرساند که مذاکره نه منتفی است و نه آزاد؛ بلکه کاملا مشروط شده به تغییر رفتار طرف مقابل.
واشنگتن چه میگوید؟
در مقابل این تصویر، کاخ سفید روایت متفاوتی را پیش میبرد. سخنگوی دولت آمریکا از «نزدیکی بیسابقه به یک توافق خوب» صحبت کرده و حتی برجام را «توافقی بد» توصیف کرده است. این ادبیات، در ظاهر از یک فرصت دیپلماتیک حرف میزند، اما در لایه زیرین، نوعی فشار سیاسی هم همراه خود دارد؛ پیامی که میگوید مسیر توافق باز است، اما شرایط آن را واشنگتن تعریف میکند.
در همین چارچوب، ادعای ترامپ درباره عملیاتهای نظامی و «نابودی کامل» تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای ایران نیز بیشتر از آنکه خبر باشد، بخشی از جنگ روایتهاست؛ جنگی که در آن هر طرف تلاش میکند دست بالا را در افکار عمومی و میز مذاکره حفظ کند.
میدان، هنوز آرام نشده
همزمان با این جدال لفظی، تحولات میدانی هم در سکوت پیش نمیرود. بیانیه وزارت خارجه ایران درباره تعرض آمریکا به یک کشتی تجاری و «گروگانگیری خدمه»، نشان میدهد سطح اصطکاک هنوز پایین نیامده. از آن طرف، گزارشهایی درباره تدابیر امنیتی گسترده در اسلامآباد هم منتشر شده؛ شهری که حالا بهطور موقت میزبان رفتوآمدهای دیپلماتیک و امنیتی حساس شده و همزمان بحث تمدید آتشبس را هم به میان کشیده است.
اینکه پاکستان برای تمدید دو هفتهای آتشبس وارد عمل شده، اگرچه هنوز در حد خبرهای پراکنده است، اما از یک واقعیت پرده برمیدارد: نگرانی از اینکه پایان رسمی آتشبس، به معنای بازگشت سریع تنش باشد.
مذاکره هست یا نیست؟ مسئله این نیست
در سطح رسانهای داخلی هم تصویر یکدست نیست. بخشی از رسانهها از جمله تسنیم، از «تصمیم عدم حضور ایران در مذاکرات» خبر دادهاند و حتی برخی مثل خبرگزاری فارس در همان فضا، اصل مذاکره در شرایط فعلی را خطا دانستهاند. در مقابل، بخش دیگری از ادبیات رسمی همچنان از «اصل مذاکره» دفاع میکند، اما با یک شرط مهم: هماهنگ با میدان و بدون فشار.
این همان نقطهای است که میتوان از «تعلیق تاکتیکی» به جای «قطع تصمیمگیری» حرف زد، یعنی تهران شاید در حال خروج از مذاکره نباشد، اما فعلا در حال تعریف مجدد قواعد ورود به آن است.
اگر قطعات این پازل را کنار هم بگذاریم، به نظر میرسد آنچه در جریان است بیشتر از آنکه یک تصمیم نهایی باشد، یک دوره فشار متقابل است. ایران با تأکید بر رد مذاکره تحت تهدید، عملا تلاش میکند هزینه ادامه فشار را بالا ببرد. آمریکا هم با ادعای نزدیکی به توافق، در حال ساختن یک فضای روانی است که در آن ایران «نزدیک به انتخاب» نشان داده شود.
در چنین شرایطی، عدم حضور در مذاکرات میتواند هم نشانه بنبست باشد و هم ابزار چانهزنی. تفاوت این دو، نه در حرفها، بلکه در نتیجهای است که در روزها و هفتههای آینده مشاهده خواهد شد.
پایان آتشبس؛ آغاز مرحلهای مبهمتر
حالا با رسیدن به آخرین ساعات آتشبس و همزمانی آن با بحث تمدید احتمالی از سوی پاکستان، مسئله اصلی دیگر فقط «بودن یا نبودن مذاکره» نیست. مسئله این است که آیا دو طرف میتوانند از این نقطه حساس عبور کنند بدون اینکه دوباره وارد چرخهای از تنش کنترلنشده شوند یا نه.