بیش از ۵۰ روز از حمله وحشیانه آمریکایی_صهیونی به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب میگذرد، جنایتی که در آن جمعی از کودکان در حال آموزش و بیدفاع در فضای آموزش و امنیت، قربانی یکی از تکاندهندهترین جنایات جنگی قرن اخیر شدند.
این حادثه، بر اساس معیارهای حقوق بینالملل بشردوستانه، مصداقی آشکار از جنایت جنگی علیه غیرنظامیان است، فاجعهای که همچنان وجدان عمومی جامعه جهانی و حافظه فرهنگی ملتها را جریحهدار نگاه داشته است.
در چنین بزنگاههایی، مسئله مهم نه تنها ثبت یک رخداد تلخ، بلکه ضرورت تبدیل آن به حافظه «تاریخی پایدار» است، حافظهای که از تحریف مصون میماند و برای نسلهای آینده بشری، روایتگر حقیقتی انسانی و اخلاقی خواهد بود.
در این میان، «هنر معاصر» جایگاهی ویژه دارد. هنر، برخلاف اسناد رسمی یا گزارشهای خبری که با گذر زمان رنگ میبازند، توانایی دارد رنج انسانها، ظلم واردشده بر بیگناهان و پیامدهای غیر اخلاقی جنگ را در قالبی ماندگار، هنرمندانه، شاعرانه و تأثیرگذار حفظ کند. هنر معاصر در روزگار بحران و جنگ، فقط عرصه زیباییشناسی نیست، یک «مسئولیت فرهنگی و تاریخی»است.
هنرمند معاصر، چه خوشنویس باشد و چه نقاش، چه مجسمهساز، فیلمساز، عکاس یا نویسنده، در این لحظه تنها ناظر وقایع نیست، او بهعنوان «راوی حافظه جمعی تاریخ جهانی» نقشآفرینی میکند. هنر با زبان تصویر، استعاره و روایت، رنج کودکان و خانوادهها و ظلم و جنایت را به گونهای ثبت میکند که نه تنها دیده شود، بلکه فهمیده و احساس شود.
این ثبت هنری میتواند در برابر فراموشی بایستد و حقیقت را در جریان تاریخ تثبیت کند.برای آنکه چنین جریان فرهنگی شکل گیرد، نهادهای هنری، گالریها، مراکز فرهنگی و انجمنهای هنری نقشی بسیار مهم دارند. این نهادها با ارائه فضای نمایش، تولید محتوا، حمایت از هنرمندان و ایجاد گفتمان فرهنگی میتوانند به تبدیل یک فاجعه انسانی به روایت هنری ماندگار کمک کنند.
در واقع، این نهادها زیرساخت جریانسازی هنری هستند، جریانی که میتواند درد و رنج و ظلم یک حادثه را به بخشی از حافظه فرهنگی جوامع تبدیل کند. در کنار نهادهای فرهنگی، پشتیبانی ساختاری حاکمیت، نیز اهمیت بنیادین دارد. حمایت از تولید آثار هنری مرتبط با فجایع انسانی در جنگ، با توسعه زیرساختهای فرهنگی، تقویت مراکز پژوهشی و ایجاد آرشیوهای هنری میتواند این روایتها را در تاریخ ثبت و تثبیت کند.
ثبت هنری جنایتها، بخشی از مسئولیت ملی برای آشکار نگهداشتن حقیقت ظالمانه جنگ در سطح بین المللی و جهانی است، اقدامی که هم از فراموشی جلوگیری میکند و هم از تکرار چنین فجایعی پیشگیری خواهد کرد. جنایت جنگی در مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب، یک رویداد غمبار و نمادی خشونت بار علیه کودکان در جنگ و شکستن مرزهای اخلاقی در میدان نبرد است.
مدرسه، در فرهنگ تمدنی ایرانی و اسلامی و همچنین فرهنگ جهانی، امنترین فضای اجتماعی و نقطه امید آینده است. حمله به مدرسه و کشتار کودکان، نه فقط خسارت جانی، بلکه ضربهای به بنیان اخلاق و کرامت انسانی و انسانیت است. این فاجعه، زخمی بر پیکره تاریخ معاصر و ننگی ابدی بر پیشانی عاملان آن است، که هنر متمدن و متعهد، باید آن را روایت و ثبت کند.
از این منظر، هنر معاصر باید به زبان روایت این فاجعه بدل شود. هنرمندان، نویسندگان، تصویرگران و فیلمسازان میتوانند با خلق آثار ماندگار، روایت این جنایت علیه کودکان را از سطح یک خبر به سطح «حافظه فرهنگی» ارتقا دهند، حافظهای که مانع فراموشی تاریخی این حقیقت تلخ خواهد شد.
نگارخانه تخصصی هنرهای ایرانی اسلامی «ترانهباران» نیز با درک این مسئولیت تاریخی، یاد کودکان شهید مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» را گرامی میدارد و بر ضرورت شکلگیری «جریان هنری متعهد »برای ثبت و بازنمایی فجایع و جنایات جنگ تأکید میکند.
امید آنکه با همراهی نهادهای فرهنگی و حمایت ساختاری حاکمیت، هنر بتواند نقش خود را در حفظ کرامت انسان، پاسداشت حافظه تاریخی و حساسیتبخشی به امنیت کودکان ایفا کند. کشتار وحشیانه کودکان مدرسه شجره طیبه میناب، هشداری تاریخی به وجدان بشریت است، هشداری که ثبت هنری آن، وظیفه امروز ما و میراث فردای این سرزمین خواهد بود.