مجله اطلاعات هفتگی
فرصتی شد شب جمعه گذشته را سه ساعتی در بهشتزهرا بگذرانم که خود شهری بود پرکرشمه و شورآفرین. گله به گله اجتماعاتی بود در کنار قطعه شهدا، منطقه شهدای رمضان، شهدای جنگ دوازده روزه، قطعه سرداران، قطعه۷۲ تن و... هر کدام محلهای بود برای خودش و غوغایی و چه ملاقات عاشقانهای داشتند خانوادهها با این سنگنوشتهها و با عزیزان خفته در خاک و با این شهدای سرفراز البته فضای سوگ و صدای نوحهها، نه غمگینت میکرد و نه آشفتهات.
بیشتر زمزمه بود. زمزمههای عاشقانه و عارفانه و چه جمعیتی بود و چه شهر شلوغی. اشتباه نکنیم همه آنها که بر بالین این عزیزان حاضر میشوند عاشق زندگی بوده و هستند همچون آنها که سر در ره معشوق نهاده و در زیر خاک خفتهاند. آنها هم عاشق زندگی بودهاند اما درک دیگری از زندگی داشتند و در معامله جان با جانآفرین، ارزان نفروختند این امانت خدا را و همین جاودانهشان میکند و به مقام ارجمند شهیدشان میرساند.
خلاصه صفایی بود در این بهشت به ظاهر مردگان که آنها را نمیتوان و نباید مرده خواند که خدا در کتاب شریفش میفرماید: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ مبادا آنها را که در راه خدا جان دادهاند مرده پندارید، چرا که آنها زندگانند و در نزد خدای تبارک روزی ویژه دارند.اما در این محلههای عاشقی که نور در آن میدرخشید آدمیان رازها داشتند و نغمهها و نجواها. چه شبی بود آن شب که شب نبود، سحر بود؛ روز بود و روشنایی. شب جمعهای که گذشت... و چه صفایی تجربه شد.
* این مطلب از تازه ترین نسخه مجله اطلاعات هفتگی است که با شماره ۴۱۴۹ در ۲ اردیبهشت همراه با یادداشتها و مطالبی خواندنی از جنگ، همراهی و حضور شبانه وصمیمانه مردمی درمیادین و گزارش تصویری ازحضور حماسی دختران جان فدای ایران درخیابانهای تهران، گزارشهای اجتماعی، داستانها، ماجرای واقعی و خارجی، گفتگوی اختصاصی هفته، طنز، صفحات راز سلامتی، سرگرمی و جدول، مطالب ادبی و شعر و... در ۶۸ صفحه و به بهای ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.
شما چه نظری دارید؟