امسال، روز ملی خلیجفارس در شرایطی فرامیرسد که این پهنه آبی بیش از هر زمان دیگری در تلاقی تاریخ، ژئوپلیتیک و امنیت منطقهای معنا مییابد. خلیجفارس نهتنها یک مسیر حیاتی انرژی و تجارت جهانی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت تمدنی منطقه است؛ جایی که نام آن در اسناد کهن ثبت شده و سرنوشت ملتهای پیرامونش، بهویژه ایران، با آن گره خورده است.
برای فهم جایگاه امروز خلیجفارس، بازگشت به تاریخ ضروری است. در سال ۱۶۲۲ میلادی، با فرمان شاه عباس اول و به فرماندهی امامقلیخان، پایان سلطه پرتغالیها بر هرمز رقم خورد؛ رخدادی که تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نشانهای از تثبیت این اصل بود که امنیت خلیجفارس باید بر پایه اراده نیروهای ملی شکل بگیرد. این منطق تاریخی بعدها در اشکال مختلف ادامه یافت و در دورههای بعد نیز بهعنوان یک الگوی رفتاری در مواجهه با تهدیدات خارجی تکرار شد.
در دوره معاصر، این پیوست تاریخی را میتوان در تجربههای با شکوه و غرورآفرین مقاومت منطقهای نیز مشاهده کرد. چهرههایی مانند رئیسعلی دلواری، از رهبران شجاع مقاومت جنوب ایران در برابر نیروهای خارجی در دوره قاجار، نمادی از ایستادگی مردمی در برابر مداخلات بیرونی استعمارگران طماع محسوب میشود؛ مقاومتی که نشان داد امنیت در این جغرافیا همواره با نقشآفرینی مردم و نیروهای محلی میهندوست پیوند خورده است. این روند تاریخی در عصر جدید نیز در قالب ساختارهای رسمیتر ادامه یافته و در حوزه دفاع دریایی و مرزبانی از آبهای نیلگون خلیجفارس تجلی یافته است.
در ساختار نظامی معاصر ایران، نقش فرماندهانی مانند شهید والامقام دریادار «علیرضا تنگسیری»، فرمانده شجاع، فهیم و ایران دوست نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تقویت حضور و توان دفاعی در آبهای جنوبی کشور بیبدیل است. در نگاه رسمی، این نقش در چارچوب تقویت بازدارندگی، حفاظت از مرزهای آبی و افزایش توان کنترل امنیتی در خلیجفارس تعریف میشود؛ رویکردی که ادامه همان منطق تاریخی اتکا به توان داخلی برای صیانت از این پهنه راهبردی تلقی میگردد.
در کنار این تحولات، خلیجفارس در دوران معاصر با مجموعهای از بحرانها، تنشها و جنگهای نابرابر بیگانگان یاغی و بربرصفت نیز روبهرو بوده است. از جمله مهمترین این رخدادها، آسیب دیدن غیرنظامیان در بستر جنگها و درگیریهای منطقهای توسط جنایتکاران است. در جریان جنگ ناجوانمردانه اخیر و پیامدهای آن، زیرساختهای غیرنظامی و جمعیتهای غیرمسلح مظلوم کشورمان نیز متأثر شدند؛ وضعیتی که نشان داد درگیریهای نظامی در این منطقه، محدود به حوزه نظامی باقی نمیماند و بهطور مستقیم بر زندگی مردم اثر میگذارد.
یکی از نمونههای برجسته این تجاوز آمریکا، سرنگونی پرواز ۶۵۵ ایرانایر بر فراز خلیجفارس در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ در دوران دفاع مقدس بود که منجر به شهادت ۲۹۰ مسافر بیگناه و خدمه آن شد. این حادثه، فارغ از روایتهای سیاسی پیرامون آن، بهعنوان یکی از تلخترین نمونههای جنایت بشری و آسیب غیرنظامیان در خلیجفارس در حافظه تاریخی منطقه باقی مانده است. همچنین در جنگ اخیر شهادت مظلومانه ۱۶۸کودک مظلوم و بیدفاع «مدرسه شجره طیبه میناب»، از دیگر اسناد زنده جنایت آمریکا در جغرافیای خلیجفارس به شمار میرود، موضوعی که نشاندهنده استمرار اثرات جنگ در بُعد انسانی است.
از سویی دیگر در سطح ژئوپلیتیک، تنگه هرمز بهعنوان یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان، همواره در مرکز توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قرار داشته است. این آبراه باریک، بخش قابل توجهی از انرژی جهانی را عبور میدهد و همین ویژگی، آن را به نقطهای راهبردی و در عین حال، پرتنش تبدیل کرده است. در ادبیات امنیتی، همواره سناریوهایی درباره اختلال در این مسیر مطرح بوده، اما واقعیت وابستگی متقابل اقتصاد جهانی، هرگونه بحران در آن را به مسئلهای فراتر از مرزهای منطقه تبدیل میکند.
در همین چارچوب، کشورهای ساحل جنوبی خلیجفارس بهعلت وابستگی بیش از حد به بازیگران بیرونی، با نوعی آسیبپذیری ژئوپلیتیکی همیشگی مواجه شدهاند، زیرا امنیت این منطقه بیش از آنکه از بیرون قابل تضمین باشد، به تعامل و سازوکارهای درونمنطقهای وابسته است. تجربه تاریخی نشان داده است که هرچه میزان امنیتسازی بیرونی افزایش یافته، پیچیدگیها و تنشها نیز تشدید شدهاند.
در مقابل، نقش بازیگران منطقهای در شکلدهی به موازنه قدرت، همواره تعیینکننده بوده است. توانمندیهای دفاعی و حضور مستمر ایران در آبهای جنوبی، بخشی از این معادله محسوب میشود که در نگاه راهبردی، با هدف ایجاد بازدارندگی و حفظ ثبات منطقهای دنبال شده است. در عین حال، بحثهایی مانند محاصره یا فشار دریایی از سوی آمریکا در جریان بحران کنونی با توجه به درهمتنیدگی منافع اقتصادی جهانی در عمل با محدودیتهای جدی مواجه است و توان محدود کردن ایران را نخواهد داشت.
این شرایط نشان میدهد خلیجفارس همچون گذشته در نقطه تلاقی تاریخ و سیاست ایستاده است؛ جایی که از امامقلیخان در قرن هفدهم تا رئیسعلی دلواری در دوران مقاومت مردمی و تا نقشآفرینی نیروهای جان برکف کشورمان در حال حاضر، یک خط پیوسته از تلاش، مقاومت و شجاعت برای حفظ استقلال و امنیت ملی قابل مشاهده است. روز ملی خلیج فارس در این معنا، تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه یادآور این واقعیت است که امنیت این پهنه آبی نه با حذف تاریخ و نه با مداخله بیرونی، بلکه با درک واقعیتهای ژئوپلیتیک منطقه، توجه به پیامدهای انسانی جنگ و اتکا به ظرفیتهای درونی و منطقهای قابل تداوم است. به این ترتیب، خلیجفارس همچنان یک حقیقت زنده است؛ حقیقتی که هم گذشته و هم آینده آن روشن است.