مرتضی جوهری

ترامپ و نتانیاهو، دو جنایتکار بزرگ جنگی که اولی با رفتار مهارنشده اش و دیگری با توهم نجات مردمش، جنگی تجاوزکارانهرا علیه ایران به راه انداخته اند، هیچ راه خروج روشنی را از دردسری که برای خود درست کرده اند، در پیش رویشان نمی بینند.
یک نسل کش متجاوز دیگر به نام صدام حسین بیش از ۴۰ سال قبل دچارجنونی مشابه شد که در نهایت پس از هشت سال دفاع مقدس فرزندان ایران، دستش خالی ماند؛ زیرا خرمشهر آزاد شد، آبادان از حصر درآمد و صدام نیز مانند ترامپ از دست درازی به جزیره خارگ پشیمان شد. صدام بیش از ۲۸۰۰ بار این جزیره را بمباران کرد. حملات موشکی آمریکایی ـ صهیونی نیز روزهای سخت جنگ تحمیلی هشت ساله را به یاد خارگ آوردند. 
صدام حسین پنجمین رئیس جمهور عراق، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونی و دونالد ترامپ رئیس جمهور جنگ طلب ایالات متحده اگرچه از سه دین مختلف هستند و عقاید و سیاست های متفاوت از یکدیگر دارند اما هر سه، انگشت اشاره خود را روی نقشه جغرافیا به سوی یک سرزمین نشانه رفته اند؛ سرزمینی که با تبلیغات دروغین به عنوان تهدیدی برای خود یا کشورهای دیگر به دنیا معرفی کرده اند. ایران هرگز آغازگر جنگی نبوده و در طول تاریخ چند هزارساله اش چنان محکم و استوار در مقابل دشمنانش ایستادگی کرده که حتی خود متجاوزان نیز از قدرت و هوشمندی آن متعجب شده اند و در نهایت استیصال دست به اقداماتی زده اند که از نگاه منطق، قانون، عقل سلیم و وجدان مردود هستند.

ترور، سیاست رسمی نتانیاهو
نتانیاهو آنچه در سر می پروراند نابودی ایران است. او سال هاست در فکر پاکسازی
 قومی ـ نژادی فلسطینی ها در نوار غزه و کرانه باختری است. سیاست او و رژیمش بر پایه ترور است و حذف رهبران خارجی، از مدتها قبل به سیاست رسمی بی پرده آنها تبدیل شده است. نتانیاهو از این سیاست های وحشیانه، حساب شده و موزیانه با مباهات حرف می زند و اظهار می دارد که این اقدامات را برای تحقق خواسته اش که بازگرداندن نظم به منطقه است اجرا می کند. نتانیاهو به عامل ایجاد آشفتگی و بی نظمی تبدیل شده است و فقط توانایی ایجاد مرگ و ویرانی را دارد بدون این که به هدف استراتژیک تثبیت خود یا استیلا بر کشوری برسد.
 قدرت نظامی صهیونیست ها تقریباً به طور انحصاری متکی به نیروی هوایی است و نیروی زمینی آنها که فقط بین سال های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳ سازگار و مناسب بود، از زمانی که 
حزب الله لبنان نیروهای صهیونیست را در سال ۲۰۰۰ از خاک لبنان بیرون کرد، به میزان قابل ملاحظه ای تنزل پیدا کرده است. دولت نتانیاهو و حامیان غربی او نتوانسته اند فهم درستی از دشمن خود داشته باشند یا به آن احترام بگذارند و اسرائیل به خاطر سیاست های نتانیاهو دچار بحران شده است.
 این رژیم از اکتبر ۲۰۲۳ پیوسته با دشمنان داخلی و خارجی که خودش به وجود آورده در جنگ بوده است؛ از فلسطینیان در غزه تا سران و مردم در ایران. غزه را ویران کرد، اما حماس همچنان ایستادگی می کند. رهبر حزب الله لبنان را از میان برداشت، اما این جنبش به شکل گروه های چریکی بازگشته و همچنان در مقابل اشغالگری اسرائیل مقاومت 
می کند. 
حالا نیز نتانیاهو جنگ بزرگی را در حوزه خلیج فارس برای مقابله با ایران به راه انداخته و آن را «عمالیق» (بعضی روحانیون یهودی اعتقاد دارند عمالیق به معنی کسانی است که خون می‌خورند) خوانده و به تعبیر خودش، برای فرارسیدن چنین روزی بیش از ۴۰ سال انتظار کشیده بود. از روی گفتارهای نتانیاهو می توان به استراتژی او در مقابل ایران پی برد و بمب ها وموشک هایی که در نقاط مختلف ایران فرود می آمدند، مؤید همان استراتژی کثیف ترور است.

خیالبافی مستاجر کاخ سفید
دونالد ترامپ نیز در پست ها و گفته هایش که از زمان شروع حملات به ایران در رسانه های مختلف سر هم می کند، خواستار تسلیم بی چون و چرای ایران و پذیرش شکست شده و سعی دارد به مردم دنیا بقبولاند که نیروی نظامی ایران را نابود کرده است. او بر اساس خیالبافی هایش قرار بود ایران را به عصر حجر بازگرداند. واقعیت این است که ترامپ و مغز متفکر عملیات ننگین ۹ اسفند ۱۴۰۴ یعنی نخست وزیر اسرائیل، غافل از این بودند که شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران، نتیجه عکس آنچه را مد نظر آنها بود به دنبال داشته است که به زیان خودشان تمام شد. 
ترور آیت الله خامنه ای، جان تازه ای به جمهوری اسلامی بخشید و آن را در مسیر تازه ای قرار داد. در حقیقت آنها تهدیدی را متوجه ملت ایران کردند که تبدیل به فرصت شد. ترامپ که به گفته خودش  بر حسب غریزه، ناگهان در میانه مذاکرات به ایران حمله کرد، هر روز با سیاست تازه ای در مقابل خبرنگاران ظاهر می شود و سعی دارد حرفش را که کذب محض است، به کرسی بنشاند. 
او ذره بینی به دست گرفته و با آن، نقشه ایران را می کاود تا کورسوی امیدی برای حمله، تخریب، استثمار، تغییر نام و یافتن منبع درآمد جدیدی برای کسری بودجه دولتش پیدا کند. اکنون که در خشکی و آسمان چیزی عایدش نشده و ترفند نظامی او به بن بست خورده است، ناگزیر ترفند اقتصادی را انتخاب کرده وحریصانه به پهنه آبی جنوب ایران چشم طمع دوخته است تا ببیند محاصره دریایی او چقدر به پیروزی نزدیک است که آن هم آب در هاون کوبیدن است.

صدام سالها قبل از ترامپ ناکام ماند
صدام نیز که بعنوان یکی از اعضای برجسته حزب بعث عراق، رهبر این کشور شده بود، در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ با حمله به فرودگاه مهرآباد جنگ علیه ایران را آغاز کرد و با ورود به استان نفت خیز خوزستان، آن را استان جدید عراق معرفی کرد! او هم مانند ترامپ در رویای تحقق ناپذیر تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب، خیالات خام زیادی برای اشغال شهرهای ایران در سر می پروراند اما ناکام ماند. هدف او از تهاجم، تغییر مرزهای ایران و عراق برای بزرگ تر کردن عراق با اشغال خوزستان بود. در آن سال ها نیز مانند جنگ های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ایران یک تنه با چندین کشور نبرد کرد.
 صدام که خود را مدافع جهان عرب 
می پنداشت، از حمایت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، چند کشور اروپایی و ایالات متحده برخوردار بود. او جنگنده های عراقی را با هدف انهدام نیروی هوایی ایران پیش از بلند شدن جنگنده های ایرانی به پایگاه های هوایی تهران و هشت شهر دیگر روانه کرد، اما مکان جنگنده های ایرانی در آشیانه های مقاوم، امن بود و فقط ظرف چند ساعت پس از آن، فانتوم های F-۴نیروی هوایی ایران حمله به عراق را آغاز کردند.

شکست قادسیه دوم
صدام با یادآوری نبرد قادسیه که منجر به فتح ایران توسط اعراب در قرن هفتم شد، نام تهاجم خود را قادسیه گذاشت اما شکست خورد. او درصدد بود تهاجمش که نبرد مدرن عرب بر عجم تلقی می شد و هدف آن تصرف سرزمین و نفت همسایه پارسی زبانش بود را به اسطوره تبدیل کند. صدام در سال ۱۹۸۴ برای نخستین بار از تسلیحات شیمیایی علیه ارتش و مردم ایران استفاده کرد. برای شروع، گاز کاملاً بی بوی «سارین» را علیه رزمندگان ایرانی بکار برد. این گاز یک ترکیب شیمیایی فسفری مخرب سیستم اعصاب است که ظرف چند دقیقه پس از استشمام، فرد را از پا در می آورد. «وینستون چرچیل» نخست وزیر مشهور بریتانیا این گاز را سم جهنمی می نامید. 
وقتی بر فرماندهان نظامی ایران مسلم شد که صدام از چنین گازی استفاده می کند، سربازان جوان خود را به سرنگ های حاوی آتروپین تجهیز کردند که پادزهر گاز سارین بود، اما در گرمای طاقت فرسای جنوب ایران بیشتر سربازان شانسی برای زنده ماندن نداشتند. آنهایی هم که از ماسک شیمیایی استفاده می کردند، یا در حرارت بیابان تاب تحمل آن را نداشتند و یا نمی توانستند آن را به درستی روی صورت و ریش خود محکم کنند تا از آسیب گاز مصون بمانند. 
این تنها یک نمونه از وحشیگری های صدام در جنگ تحمیلی هشت ساله بود اما این اعمال ضدبشری، ۴۰ سال بعد توسط دو جنایتکار آمریکایی و صهیونی که خطرناک ترین مردان سیاره هستند و جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان را به راه انداختند، بار دیگر تکرار شد. در سیاست یک قانون ساده وجود دارد که قدرت های بزرگ دنیا همواره از درک آن عاجزند: «تحقیر و سرکوب یک ملت موجب تسلیم و فرمان برداری نمی شود، بلکه برعکس، مقاومت ایجاد می کند.»

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی